به گزارش گروه اجتماعی برنا؛  در طول ۳۰ سال آینده سالمندان حدود ۰ ۲ درصد  از جمعیت جهان را تشکیل می دهند . سازمان بهداشت جهانی تخمین زده تا سال ۲۰۵۰ جمعیت سالمندان به ۲ میلیارد نفر  برسد ( پیش بینی سازمان ملل برای این سال ٢,١ میلیارد نفر است ) . یعنی اینکه که به ازاء هر ۵ نفر  جمعیت دنیا یک نفر سالمند است. به این ترتیب نه فقط در کشورهای توسعه یافته که الان قریب به این نسبت سهم سالمندان است بلکه در کشورهای در حال توسعه نیز بخش بزرگی از جمعیت افراد را بالای ۶۰ سال تشکیل می دهند و هر سال نسبت آن افزایش پیدا می کند. افزایش نسبت سالمندی ایجاب می کند که جوامع در حال توسعه از جمله ایران خود را برای سالمندی آماده کند.

و اما گفتنی است ؛جامعه ایرانی به سمت افزایش سالمند تنها می رود . کارشناسان مسائل اجتماعی و روان شناسان با اعلام هشدار در این خصوص به مسئولان اجتماعی  بر این باورند که سالمندی سن حساسی بوده و سالمندان بیش از دیگران به حمایت عاطفی نیاز دارند. دراین حال آخرین آمارها نشانگر این است  ۹ درصد مردان سالمند و ۴۹ درصد زنان سالمند ایرانی تنها زندگی می کنند.

 دکتر مصطفی اقلیما؛  رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران در خصوص علل بروز سالمندان تنها در درون جامعه حال حاضر کشور و روند دنباله دار آن در آینده چنین به برنا گفت :در گذشته سالمندان در خانه های خود و یا فرزندان زندگی می کردند و همراه آن احترامی مابین افراد برای آنان وجود داشت و هر فردی بنابر شرایطی که در گذشته حاکم بود به راحتی می توانستند از سالمندان خود مراقبت کند، اما در طی چند دهه گذشته بر اساس توسعه جامعه شهری و حرکت به سمت زندگی مدرن این مسئله به مراتب کمرنگ تر از گذشته شد  و افراد با جای گیری در خانه های کوچک تر و یا بهتر است بگوییم تک نفری و یا دو نفری این مسئله را در لیست فراموشی های خود قرار دادند.

ارتباط وضعیت اقتصادی و تنها ماندن سالمندان

وی ادامه داد: از دیگر موضوعات اثر گذار در این زمینه می توان به مبحث تورم و مشکلات اقتصادی اشاره کرد، زمانی که تورم افزایش می باید دیگر افراد نمی توانند از پس هزینه های خود برآیند و در تامین نیازهای اولیه خود دچار مشکل می شوند در نتیجه با غرق شدن در مشکلات به وجود آمده برای خود موضوع مراقبت و نگهداری از سالمندان را به کلی فراموش خواهند کرد و در نتیجه سالمندان مجبور هستند به تنهایی از پس چالش هایی که سر راهشان قرار می گیرد برآیند.

در این خانه های سالمندان هیچ گونه امیدی به زندگی  وجود ندارد

این استاد دانشگاه در خصوص خانه های سالمندانی که احداث شده است و وظیفه نگهداری از افراد سالمند را بر عهده دارند نیز خاطر نشان کرد: در حال حاضر متاسفانه ما خانه سالمندان در  کشور نداریم و بهتر است از نامی دیگر برای این مکان ها استفاده کرد، چون در این خانه ها هیچ گونه امیدی به زندگی در بین افراد سالمند وجود ندارد و گاها شاهد تبعیض در خدمات رسانی به افراد هستیم که خود مبحثی بحث برانگیز است و نظارتی بر روی آن وجود ندارد.

اقلیما ادامه داد: در مواردی دیگر نیز می توان گفت سالمندان مستقر در مکان هایی که تحت عنوان خانه سالمندان وجود دارد فقط به انتظار مرگ نشسته اند تا روزی به سراغشان بیاید و از این دنیا بروند که این مسئله بسیار درناک است و جای نگرانی بیش از حدی را دارد، به همین دلیل است که می گوییم باید نامی به غیر از خانه سالمندان برای این مکان ها انتخاب کرد و بهتر است بگوییم محل خواب و یا کاروانسرای سالمندان، اما در کشورهای دیگر به این شکل نیست و خانه های سالمندان سازو کار های مختلفی را دارد و مسئولین آن اجازه نمی دهند نا امیدی در بین افراد رواج یابد و به بهترین شکل کمشغول به خدمات رسانی به افراد سالمند هستند و با برنامه ریزی هایی که در این خصوص انجام داده اند زمینه سازی شادی و نشاط را در بین افراد مسن ایجاد کرده اند و حتی گاها باعث اشتغال مستمر در بین قشر دانشجو شده است.

رسیدگی به وضعیت سالمندان در اولویت آخر مسئولان نیز قرار ندارد

 

وی  در خصوص برنامه ریزی هایی که برای سالمندان در کشور وجود دارد نیز تصریح کرد: با قاطعیت می توان گفت برنامه ای جامع و کامل در این خصوص وجود ندارد و به دست فراموشی سپرده است است به طوری که حتی در اولویت های آخر مسئولین نیز قرار ندارد، مسئولین باید بدانند در آینده ای نچندان دور ما با قشر عظیمی از سالمندان روبرو خواهیم بود که بنابر دلایل گفته شده تنها هستند و نمی توانند امور خود را به آسانی انجام دهند و نیازهای خود را مرتفع سازند، اگر برنامه ای درست و صحیح را برای آنان نداشته باشیم با مشکلات اساسی مواجه خواهیم شد و حتی جامعه را دچار اختلال می کند.

 

احساس پوچی و درماندگی در میان سالمندان تنها

وی در پایان  در خصوص بحران هایی که سالمندان تنها دارند نیز گفت: در بسیاری از سالمندان بحران های پیش رو همانند یکدیگر است و فقط در برخی از موضوعات و چالش ها با یکدیگر تفاوت دارند برای مثال در بین سالمندانی که تنها هستند مسئله انجام کارها و تامین نیازهای آنان به عنوان اساسی ترین مشکل  یاد می شود و در مرحله دوم احساس پوچی و نا امیدی است که در بین آنان بیش از دیگر افراد سالمند رواج می یابد است و دلیل آن نیز نبود افراد در کنار آنها برای تزریق انگیزه و امید و همچنین فکر کردن به این موضوع است که دیگر هیچ کاری از دست آنان بر نمی آید و فردی وجود ندارد تا از آن ها طلب چیزی بکند.