پیش از آنکه موضوع ازدواج کودکان با عناوین مشابه کودک همسری یا ازدواج زودهنگام در ایران مورد توجه قرار بگیرد در کتاب حلقه به صورت مفصلی به این معضل پرداخته شد. در خصوص ماده 1041 قانون مدنی که ازدواج دختران زیر 13 سال و پسران زیر 15 سال را منوط به اجازه دادگاه با اذن ولی می نماید شبهاتی وجود داشت که به آنها پرداخته شد و در این یادداشت نیز اشاره ای خواهد شد. ماده مذکور به این سوال پاسخ نمیدهد یا حداقل آن را به قوانین مشابه اجرایی برای بزرگسالان واگذار می نماید که به عنوان مثال پرداخت مبلغ مهریه ای که از سمت ولی برای پیمان زناشویی فرزند ذکورش در نظر گرفته می شود بر عهده چه کسی خواهد بود؟ اگر کودکی پیش از 15 سالگی ازدواج کند و پس از 15 سالگی توان پرداخت مبلغ مهریه را نداشته باشد مسئولیت این دِین برعهده ولی می باشد یا خیر؟ در خصوص فرزندان دختر نیز محول کردن مسئولیت هایی مانند تمکین یا حقوق انتخابی ای مانند طلاق، مسکن، حضانت و غیره بدون پرسشی از کودکان چگونه در نظر گرفته می شود؟ با وجود اینکه اختلافاتی در مورد تعیین مصلحت ولی وجود دارد اما در قانون موجود کمتر اشاره ای به بلوغ جسمی و جنسی و فکری کودکان نشده است. همچنین قانون در نظر نگرفته است که اگر ازدواج با شخص صغیر بدون اذن دادگاه صورت بگیرد مجازاتی دارد یا خیر؟ در واقع پاسخ مشخص است ازدواج بدون اقدام به ثبت ازدواجی قابل شناساییست که نمی توان آن را در زمره رابطه نامشروع قرار داد و فرزند حاصل از این ازدواج نیز شرعا فرزند زوجین شناخته می شود. این چند نمونه از مشکلاتی بود که با وجود تغییرات اعمال شده توسط نمایندگان مجلس در ماده پیشنهادی همچنان به آنها توجهی نشد و خلاهای قانونی بلاتکلیف ماندند هرچند که ماده پیشنهادی نیز بدون سرانجام رها شد. همچنین می توان اثرات ازدواج کودکان را بر 5 دسته تقسیم کرد: کودک همسری، کودک مطلقگی، کودک بیوگی، کودک والدی و کودک سرپرستی. با وجود اینکه آمارها در این خصوص در میان دختران بیش از پسران است اما نباید فراموش کرد که پسران نیز همچون دختران سهمی از آسیب های این معضل دارند.

سازمان ثبت احوال کشور از سال 1387 به صورت دیجیتال اقدام به انتشار سالنامه آماری کرد که در آن چهار رویداد حیاتی یعنی تولد، مرگ، ازدواج و طلاق با جزییات و جداول مجزا برای هر استان به تفکیک شهرستان منتشر می شد. پژوهشگران چند سالیست که با اعلام استفاده از چنین منبع ارزشمند آماری تحلیل هایی در خصوص طلاق و ازدواج کودکان ارائه می دهند. من نیز در زمان نگارش کتاب حلقه به طور گسترده ای از جداول و ارقام ارائه شده در این منبع استفاده کردم. تا سال 1394 جداول به گونه ای بود که جزییات آماری ازدواج و طلاق دختران از سنین کمتر از 10 سال به فاصله 5 سال به 5 سال طبقه بندی و گزارش می شد. برای پسرها هم این طبقه بندی از سن کمتر از 15 سال شروع می شد و در ضمیمه جداول در هر دو گروه به تفکیک شهرستان های هر استان هم ارائه میشد و سندی ارزشمند در دست محققان و تحلیلگران بود. هر چند آمارهایی از ازدواج های ثبت نشده، از کودک بیوه ها، از تعداد دفعات ازدواج، از کودکان ترک تحصیل داده شده مزدوج و... وجود ندارد که می توان به آن عنوان خلاهای آماری را اطلاق نمود یا به نقل از سالنامه آماری "رویدادهای ثبتی عموماً با مشکل کم پوشانشی روبرو هستند".

جمله ای از مقام معظم رهبری در ابتدای سالنامه آماری ثبت احوال کشوری به چشم می خورد: "آمار و اطلاعات متمرکز، دقیق و علمی پایه اصلی در تصمیم گیری کارآمد برای کشور است". بعد چه اتفاقی می افتد؟ در سالنامه آماری 1397 تمام جداول استانی به تفکیک شهرستان حذف می شوند و فقط آمار کلی از کشور ارائه می شود و آمارها بر حسب تعداد نیز ارائه نمی شوند و برحسب میزان هستند! تعریف محاسبه میزان در این سالنامه:

سازمان ثبت احوال کشور در صفحه 88 سالنامه آماری ثبت احوال کشور محاسبه میزان در این سالنامه را اینگونه تعریف می کند:

محاسبهٔ میزان های بازتعریف شده و استاندارد شدهٔ ازدواج ۱۳۹۷ برپایه داده های ازدواج مرتبه اول از پایگاه اطلاعات جمعیت کشور (در صورت کسر) و برآورد جمعیت زنان هرگز ازدواج نکرده در میانه سال 1397 داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۵ و تعدیل با استفاده از تعداد ازدواج های بار اول رخ داده در فاصلۀ سرشماری تا نیمۀ سال ۱۳۹۷ (در مخرج کسر) انجام شده است. با این توضیح که مرتبه اول بودن ازدواج (با توجه به بی دقتی های مرسوم در دفاتر ثبت ازدواج و الکترونیکی نبودن داده های ازدواج قبل از ۱۳۹۱ که صحت سنجی رتبه ازدواج را ناممکن می کند (به ویژه در گروه های سنی بالاتر می‌تواند مورد شک و تردید باشد. همچنین ابزاری برای صحت سنجی داده های زنان هرگز ازدواج نکرده در دسترس نیست).

این نقد پیش می‌آید که با وجود نبود آمار دقیق چه لزومی وجود دارد بر ارائه آمار به صورت میزان پافشاری شود؟ در حالی که در سال‌های قبل آمارها همه به تفکیک شهرستان و با عدد ارائه می‌شد و راه تحلیل برای پژوهشگران هموار تر از شیوه جدید در نظر گرفته بود.

20191221_151727

با توجه به اینکه بارها از سمت پژوهشگران حو خلاهای آماری ازدواج و طلاق کودکان گوشزد شده بود انتظار می رفت سازمان مربوط گام های بلندتری برای پر کردن خلاهای آماری مربوط به این حوزه بردارد نه اینکه با ایجاد پیچیدگی هایی که تحلیل را مشکل می کند و یا حصر اعداد دسترسی پژوهشگران را محدود سازد. پس از آنکه فعالین مدنی در این حوزه تلاش کردند که موضوع را با تکیه بر اعداد به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح کنند و نمایندگان مجلس و برخی دادستان های محترم  هم به تغییر قانون و یا وقوع چند ازدواج زیر سن واکنش های دلگرم کننده ای نشان دادند، از دسترس خارج کردن آمارها به حل این معضل کمکی نخواهد کرد. حذف این جداول شبهه ای ایجاد می کند که شاید سازمان ثبت احوال مانند گذشته درصدد انتشار دقیق و صادقانه آمارها نباشد چرا که پیشتر بازتعریفی برای آمارهای ارائه شده صورت نمی گرفت!

بنابراین برای برآورد ازدواج کودکان در سال 1397 باید لابلای صفحات سالنامه آماری ثبت احوال کشوری آن قدر جستجو کرد که به جداول توزیع سنی زوجین در زمان طلاق و ازدواج رسید. مبحثی که پیشتر خود جداول مجزا و حتی به تفکیک شهرستان داشت!

جدول توزیع سنی زوجین در زمان ازدواج نشان می دهند که در سال 1397 تعداد 324 ازدواج کمتر از 15 سال در مردان و تعداد 13054 ازدواج دختران کمتر از 13 سال و تعداد 133086 ازدواج دختران 14 تا 18 سال صورت گرفته است. همچنین در این جدول آمده است که تعداد 49 عدد از این ازدواج ها مربوط به دختران کمتر از 13 سال یا پسران کمتر از 15 سال است و در مجموع نیز بیش از 146 هزار ازدواج کمتر از 18 سال اتفاق افتاده است.

در جدول توزیع سنی همسران در زمان طلاق نیز 5 عدد طلاق پسران زیر 15 سال،  تعداد 206 طلاق زنان کمتر از 13 سال و تعداد 11535 طلاق زنان 14 تا 18 سال ثبت شده است که در مجموع رقمی بیش از 11 هزار طلاق زیر 18 سال به ثبت رسیده است.

20191221_151622

20191221_151643

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: