به گزارش روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم داود سلیمانی، عضو سابق جبهه مشارکت و نماینده مجلس ششم در این نشست با اشاره به پیشینه حضورش در دفتر تحکیم وحدت گفت: باید قاعدتا شرایط آن روز که دفتر تشکیل شد را درک کرد که شرایط انقلابی است و سالهای چندانی از اشغال لانه نگذشته است و بعد از آن هم جنگ است که فضای بسیار سنگین سیاسی و عاطفی حاکم است و شاید ایجاب می کرد بچه‌ها با رویکرد انقلابی و ایدئولوژیک عمل کنند. 

وی افزود: در آن شرایط دفتر تحکیم چند ویژگی داشت. تا قبل از انقلاب فرهنگی تشکلهای متعدد و متکثری در دانشگاه و بیرونش داشتیم؛ از گروه های چپ مارکسیستی بودند تا گروه های اسلامی که در دانشگاه هم فعال بودند و از سویی درگیری ها هم در جریان بود. ما هم بچه هایمان در جبهه می جنگیدند و هم در پشت جبهه به جای آنکه آرامش باشد، جنگ بود. اینکه میگویم جنگ بود جدی است. شهید رجب بیگی را روی موتور ترور کردند. مهدی جلوه را که یکی از دوستان خوب من بود را سوار موتور در پیچ شمیران از موتور به زمین زدند و با تیغ موکت بری گردنش را بریدند.

عضو سابق دفتر تحکیم وحدت یادآور شد: درآن زماندر دانشگاه تهران 9 تا 11 گروه دانشجویی بود که شورای دانشجویی را تشکیل میداند و یکی از آنها انجمن اسلامی بود و یکی هم سازمان دانشجویی بود که متعلق به سازمان مجاهدین خلق بود و بقیه گروه ها هم چپ بودند. در آن شرایط، چند ویژگی دفتر تحکیم وحدت داشت که اولا به شدت ایدئولوژیک بود، دومین ویژگی این بود که علاوه بر ایدئولوژیک بودن، خط امامی بود و تسخیر سفارت هم با همین عنوان انجام شد. دفتر تحکیم وحدت خطهای دیگر را بر نمی تابید و فقط خط امام را قبول داشت و به شدت از آن دفاع میکرد. سومین ویژگی هم عدالتگرا بودنش بود که در پوسترهای تبلیغاتی ما جنگ فقر و غنا را هم میبینید که همه از دیدگاه امام می آمد. ویژگی بعدی هم ضدامریکایی بودن بود و مرزبندی ما با راست مثل طبرزدی و احمدی نژاد که طیف راست تحکیم پیش از ما بودند و مثلا احمدی نژاد یکی از مخالفان تسخیر لانه بود و میگفت بروید و سفارت شوروی را بگیرید.

سلیمانی ادامه داد: ویژگی دیگر غیرمنعطف بودن و جزمگرا بودن بود و ما کسی غیر از تحکیم را به رسمیت نمی شناختیم. البته فضا را هم باید دید که در آن زمان بچه ها از خیلی از گروهها ضربه خورده بودند و واقعا اثری روحی در آنها داشت که بایستند و نگذارند گروههای دیگر بیایند که تا سال 68 این تعدد وجود نداشت. هرچند ما هم چندان دموکراتیک نبودیم اما ما از پایین انتخاب می شدیم ولی گزینش داشتیم و مثل شورای نگهبان کار تایید صلاحیت انجام می شد.

در بخش دیگری از این نشست علی باقری، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با بیان اینکه ظهور دفتر تحکیم حاصل شکاف بین نیروهای مسلمان انقلابی خط امامی با سایر جریانات سیاسی بود، گفت: تحکیم تشکیلاتی بود که در آن انسجام فکری و سیاسی تا حدود زیادی وجود داشت. نیروی انسانی در تحکیم، اعضا و کادر آن، سیاست ورزانی قدر و قابل هماوردی با سیاست وزران عمومی جامعه بودند و به تبعیت از شرایط انقلابی و دانشجویی، آراسته به دو صفت نداشتن و نخواستن بودند، قوت و انسجام تشکیلاتی و نیز برخورداری از حمایت حداقل بخشی از حاکمیت سیاسی از دیگر ویژگیهای تحکیم بود و دفتر تحکیم همانقدر که مخالف یا رقیب جدی در حاکمیت داشت به همان اندازه یا بیشتر از حمایت بخشی از حاکمیت آن موقع برخوردار بود.

وی ادامه داد: تحکیم در چنین شرایطی شکل گرفت و جلو آمد و در ادامه دفتر تحکیم با شکافهای سیاسی و بحران های سیاسی متعددی مواجه بود که در طول دو دهه فعالیت به آن برخورد. در ابتدای دهه 60 و بعد از حذف جریانات معاند و یکدست شدن حاکمیت، تحکیم وحدت با شکاف چپ و راست در جامعه مواجه شد که از سال 60 – 61 آغاز شد و این شکاف، در تحکیم هم در ابتدا جدی بود به طوری که اگر اعضای شورای مرکزی تحکیم در سال 61 را ببینید و برآیند مواضع را در مطبوعات آن روز دنبال کنید کاملا راست است و از سال 62 جریان چپ بر آن غلبه می کند.

باقری تصریح کرد: تحکیم از زمان ولادت اینگونه نبود که در پر قو فعالیت کرده باشد و یک دفعه در دهه هشتاد با یک مشکلات وحشتناک مواجه شده باشد که موجب افول شود. من مدعی هستم بسیاری از این شکافها و بحرانهایی که تحکیم در دو دهه فعالیتش گذراند، به مراتب شکافها و بحرانهای عمیقتری نسبت به آن چیزی بود که در دهه هشتاد تحکیم را با افول رو به رو کرد اما تحکیم با آن بحران های عمیقتر از هم فرونپاشید.

وی با بیان اینکه بحران چپ و راست در تحکیم جدی بود اما تشکیلات اینقدر انسجام، قدرت و خودانگیختی داشت که این بحران را در درون خود هضم کرد، گفت: البته این بحران به نفع جریان چپ تمام شد که این هم جلوه ای از واقعیت جریان دانشجویی و انجمنهای اسلامی در آن زمان بود و هیچ اتفاق ویژه ای نیفتاد و کودتایی نشد. شاید بتوان گفت 90 درصد نیروهای دانشجویی در آن زمان گرایش چپ داشتند. بنابراین به شکل طبیعی وقتی رای گیری در تشکیلات دانشجویی انجام میشد اینها رای می آوردند، آن هم به شکل تقریبا مطلق و جریان راست در تحکیم عملا در فضای دموکراتیکی که غلبه نود درصدی چپ داشت و تک ساحتی بودن به رسمیت شناخته شده بود، نتیجه اش این شد که شکاف بین چپ و راست به نفع جریان چپ و کاملا مسالمت آمیز حل شد.

در بخش دیگری از این نشست علیرضا سیاسی راد، عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز با بیان اینکه دفتر تحکیم تقریبا سه دهه یکی از مهمترین سازمانهای فعال سیاسی در کشور بود، اظهار کرد: امکان تحلیل این نهاد اجتماعی بدون توجه به زمینه فعایت آن غیرقابل انجام است و اگر بخواهیم به ویژگی متفاوت دفتر تحکیم با بخش عمده ای از فعالیتهای دانشجویی اشاره کنیم، موضوع شبکه‎ای بودن تحکیم است. این سازمان از معدود سازمانهایی بود که در تمام دانشگاه های کشور اعضایش فعال بودند و از دل یک ساختار بسیار منظمی آمده بودند و سخت ترین و پیچیده ترین موضوعاتی که می توانست سبب فروپاشی این نهاد شود، در دل آن مورد مطالعه قرار میگرفت و دائما به بازسازی و تغییرات ایدئولوژیک و دگرگونی در کادر رهبری و اعضا در طول سه دهه پرداخته شده بود.

وی افزود: این ساختار شبکه ای و امکانی که برای ارتباط میان دانشگاه های مختلف پدید آمده بود،در پایداری این سازمان نقش حیاتی داشت. چیزی که اساساً فعالیت دفتر تحکیم را از حالت فعالیت یک سازمان به فعالیت و ساختار جنبشی نزدیک کرد. و ساختار واقعا تکی در دفتر تحکیم وجود داشت و همه نگرانی ما در دوره ای که امکان فروپاشی تحکیم مطرح شده بود این بود که بازسازی مجدد این ساختار دیگر ممکن نیست. وقتی یک شبکه ملی ارتباط و هماهنگی وجود دارد، از بین رفنتش اینطور نیست که شما بتوانید مجددا و به راحتی چنین چیزی را احیا کنید. لااقل دو دهه تجربه پشت آن قرار داشت.

عضو سابق دفتر تحکیم وحدت تاکید کرد: اگر بخواهم چند عامل اساسی در رسیدن دفتر تحکیم به نقطه اضمحلال تشکلیاتی را بیان کنم باید بگویم که بخش عمده ای از سازمان های سیاسی مربوط به خط امام با همه تحولات ایدئولوژیک و سازمانی که داشته اند، همه شان تقریبا همزمان با تحکیم از میان رفتند. الان نه سازمان مجاهدین انقلاب وجود دارد نه جبهه مشارکت و کل آن سازمانهای خط امام تجدید ساختار پیدا کردند و در نهادهای جدیدی قرار گرفته اند و این نشان میدهد که اضمحلال دفتر تحکیم یک فروپاشی از منظر مشکلات درونی نیست، ما با یک مسئله بیرونی مواجه بودیم. ما سال 69 تا 72 با مشکلاتی مواجه بودیم و مرتب تجربه میکردیم که بچه ها دور هم جمع میشدند و نمیتوانستند انتخابات را هم برگزار کنند اما تشکل مضمحل نشد تا سال 72 – 73 که دوباره هیئت مرکزی مشخص شد و کارها راه افتاد اما در سال 84 دیگر این امکان پذیر نبود و دلیل مهمش این بود که انشعاب در تحکیم مثل انشعابی بود که بیرون از آن اتفاق افتاد.

وی افزود: همانطور که در دهه 60 تحکیم تحت تاثیر گرایش غالب جامعه و دانشگاه، گرایش چپ داشت و نیروهای چپ در اکثریت بودند، در دهه هفتاد هم گرایش اصلاح طلبانه همین وضعیت را داشت و با مشکلاتی که برای جنبش اصلاحات در ایران به وجود آمد و انتظاراتی که دولت آقای خاتمی به هر دلیلی نتوانست پاسخ دهد و انتظارات بیش از ظرفیتهایی که وجود داشت، اوج گرفت و ما با مشکل مواجه شدیم و این دیوار روی همه ما فروریخت و تحکیم هم از این قاعده مستثنا نبود. همه گروههای اصلاح طلب در انتخابات 84 همین وضعیت را داشتند، یک عده از آقای کروبی، یک عده از آقای معین و یک عده از آقای هاشمی حمایت کردند و کل بدنه منسجمی که قبل از این به طور منسجم در انتخابات می آمدند و هماهنگ بودند انگار دعوایشان شد، علت هم این بود که در بیرون به دیوار خورده بودیم.

سیاسی راد با بیان اینکه دفتر تحکیم به دلیل ساختار سازمانی و تجربه ها و سنتهای تشکیلاتی، اگر بادهای مخالف با این شدت وزیدن نمیگرفت تا سالهای سال دوام می آورد، اظهار کرد: چون مکانیزمهای حل اختلاف تحکیم فعال بود، مکانیزمهای تصمیمگیری اش فعال بود، سیستم رهبری اش دموکراتیک بود، امکان چرخش نخبگان در آن به راحتی فراهم بود و اصلا مشکل داخلی نداشت که فروبپاشد. مسئله، مسئله‎ی جمع بندی برخی جریانات از پایگاه اصلاح طلبان بود و اینکه این پایگاه باید از بین برود، مهمترین پایگاه آنان هم دانشگاه بود. آن زمان رسانه های ارتباط جمعی مثل امروز وجود نداشت و دانشگاه در این زمینه نقش استراتژیکی را ایفا می کرد. با قدرت گرفتن برخی جریان ها و تصمیم بر حذف مجموعه اصلاحات اولین جایی که باید تکلیفش روشن میشد، دانشگاه بود.

عضو سابق دفتر تحکیم تصریح کرد: علت فروپاشی دفتر تحکیم این بود که یک تشکیلات دانشجویی در قامت یک حزب سیاسی عمل میک رد و نمی توانست دوام بیاورد. نمی توانستیم به عنوان یک نیروی سیاسی آماتور از مجلس دوم تا مجلس ششم و شورای شهر دوم لیست دهیم اما این کار را کردیم و هیچکس نمی پرسید که شما به عنوان یک دانشجو، چه امکانی دارید که در سطح شهر تهران مثلا به پول آن زمان، چند ده میلیون تومان بیلبورد بزنید و این پول را از کجا می آورید؟

در ادامه این نشست علی باقری در واکنش به سخنان سیاسی راد تاکید کرد: اینکه تحکیم در دهه 60 در انتخابات لیست می داد و کسی معترضش نشده بود یا اینکه پول از کجا آورده بود برمی گردد به اینکه تحکیم که در انتخابات مجلس دوم و سوم لیست داد و شاید یکی از عوامل تشکیل مجمع روحانیون مبارز شد چون در واقع بار فقدان تحزب در جامعه ما را به دوش می کشید. تحکیم یک رسالت بر زمین مانده در جامعه ای که به سمت انسداد و یکدست سازی فعالیت سیاسی رفته بود را با برگزیدن نقش نایب فاعل احزابی که در شرایط جنگ در جامعه غایب بودند انجام داد که اتفاقا یکی از درخشان ترین تاثیرگذاری هایش بود.

وی تاکید کرد: از سال 60 به بعد هر انتخاباتی که برگزار م یشود حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز یک لیست می دهد و این لیست بدون هیچ چالشی برگزیده انتخابات می شود. تحکیم در سال 62 به انتخابات مجلس دوم ورود می کند و این انسداد و تک ساحتی بودن را در عرصه سیاسی کشور می شکند. بله، تحکیم حزب نیست و از برگزیدن نقش نایب فاعلی احزاب در طول روند تکوینش ضربه هم می خورد اما نقش آفرینی می کند و فضای سیاسی جامعه را از تک قطبی بودن خارج می کند. تحکیم ذاتا نباید دنبال لیست دادن باشد اما من از لیست دادن تحکیم در انتخابات مجلس دوم و سوم به شدت دفاع می کنم.

باقری با بیان اینکه ایفاگری نقش نایب فاعلی احزاب رفته رفته در دوره های بعدی تحکیم، به یک عادت و امر ذاتی در منظر و تفکر گردانندگان تحکیم بدل شد، گفت: دفتر تحکیم در حضور احزاب سیاسی هم همچنان تلاش کرد این نقش را ایفا کند و در برابر ایفاکردن این نقش توسط احزاب سیاسی هم مقاومت نشان داد و این ایراد کار بود.

وی ادامه داد: اینکه افول دفتر تحکیم همزمان با افول دیدگاه خط امامی در عرصه سیاسی بود را هم نمی توانم قبول کنم چرا که اولا انشعاب و دوپاره شدن تحکیم در اسفند 80  انجام شد،اما سایر تشکلهای خط امامی ما همچنان پابرجا بودند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنف تعطیل شد و تعطیلی آن حاصل بن بست تشکیلاتی یا ایدئولوژیک نبود. من افول تحکیم را یکسره به عوامل درونی محدود نمی کنم من معتقدم افول تحکیم حاصل دو جریان کلی موازی بود، یک جریان بیرونی که قسمتی از حاکمیت بود که به این جمع بندی رسیده بود که لابد دفتر تحکیم به عنوان یک جریان تاثیرگذار و دارای قدرت بسیج مردمی و با سابقه ممتاز دیگر نباید ادامه حیات داشته باشد و برایش برنامه ریزی هم کرده بودند، اما این فشارها در سالهای دهه 70 هم بود. ما مقطعی داشتیم که بعد از روی کار آمدن مجلس چهارم آنقدر فشار زیاد بود که کسی نمی آمد کاندیدای شورای مرکزی شود، به زور می آمدیم و یک جمع چهار- پنج نفره ای را تشکیل می دادیم تا این پرچم روی زمین نماند. حتی گاهی آن جمع محدود هم که شکل می گرفت جلسات شورای مرکزی را در خانه تشکیل می دادیم و خیلی از اعضا به ساختمان مرکزی دفتر نمی آمدند. من عواملی درونی را هم در کنار عوامل بیرونی در افول تحکیم مقصر می دانم.

در ادامه سیاسی راد نیز در واکنش به سخنان باقری اظهار کرد: وقتی از افول خط امام می گویم باید به این نکته توجه داشته باشیم که کل جریان اصلاحات از پایان دهه هفتاد با بحران دستاورد رو به روست. این را نمی توانیم انکار بکنیم. ما در انتخابات شورای دوم در سال 82 که شاید آزادترین انتخابات از زمان مشروطه تا آن دوره بود در تهران 40 هزار رای آوردیم. بنابراین وقتی پروژه ملی در سطح اصلاحات با بحران دستاورد مواجه می شود به طور اتوماتیک سوال ایجاد میک ند. آنچه که از ویژگیهای دفتر تحکیم وحدت مثل روحیه انقلابی و ایدئولوژیک و ضدامریکایی بودن مطرح شد، در دهه 70 کجایند؟ چرا نیستند؟ به دلیل یک تجربه واقعی شکست خورده از ایدئولوژی که ادعا می کرده می خواهد جهان را تغییر دهد و نمی توانسته حتی دفترش را هم اداره کند.

عضو سابق دفتر تحکیم وحدت تاکید کرد: در درون تحکیم هم مشکلاتی وجود داشت که منکر آن نیستم. ما در انتخابات مجلس ششم التماس کردیم که بچه ها لیست ندهند. شعار برگشت به دانشگاه را چرا مطرح کردیم؟ به دلیل اینکه بیرون از دانشگاه مزیتی نداشتیم. معلوم است که حضور دانشجوی دو سال کار سیاسی کرده در شورای مرکزی نیروهای خط امام کنار 16 گروه سیاسی حرفه ای بلاموضوع است. خنده دار است. شما الان از اعضای ادوار تحکیم سوال کنید، همه از دست احزاب شاکی هستند، می گویند احزاب ما را دور زدند، ما پیاده نظام احزاب شدیم. انگار قرار بوده که احزاب پیاده نظام اینها بشوند، انگار قرار بوده اینها احزاب را رهبری کنند و احزاب دنبال اینها راه بیفتند و بروند. کجای دنیا ممکن است که یک نیروی سیاسی حرفه ای را یک نیروی آماتور اداره کند؟

وی در ادامه سخنانش جمع بندی کرد: از نظر من فعالان دفتر تحکیم وحدت در سه دهه گذشته بخشی از یک نیروی سیاسی جدی درون جمهوری اسلامی بوده که به میزانی که آنان موفقیت پیدا کردند این نیرو هم در دانشگاه ها فعال بوده است و به میزانی که آنان حذف شده اند، اینان هم آسیب دیده اند.

در بخش دیگری از این نشیت داود سلیمانی با تاکید بر اینکه اگر استراتژی تحکیم در دوره ای عدالت طلبی، صدور انقلاب و تقویت جنبش های آزادی بخش بود، معنیش این نیست که اگر این استراتژی عوض می شود، خط امام هم فراموش می شود، گفت:  رفته رفته زمانی که از دگم یک برداشت از دین خارج شدیم که خود امام هم این را ایجاد کرد، شرایط عوض شد. خود امام آنجایی که در زمان انتخابات آیت الله محفوظی به عنوان نماینده آیت الله منتظری در برابر بچه های ما جبهه گرفت که شما چرا باید دنبال لیست بروید و بهتر است معیارها را به مردم بدهید و حاج احمد آقا هم این موضوع را به گوش امام رساند، امام هم گفتند بروید لیست دهید و بعد در سخنرانی مشهوری گفتند عده ای در گذشته می خواستند 500 نفر مجتهد را محدود کنند و اجازه دخالت آنان در سیاست را ندهند و امروز عده ای می خواهند اجازه دخالت 500 هزار دانشجو در سیاست را ندهند. از آن زمان بود که ما در برابر جامعه روحانیت لیست دادیم و این را خود امام برای ما ایجاد کرد.

وی افزود: درباره قرائت های مختلف از دین هم امام یک اسلام ناب محمدی و یک اسلام امریکایی را مطرح کرد که منجر به یک تکثر در قرائت از دین، خط امام، اسلام و آموزه های انقلاب شد. الان آقای خاتمی که ما به عنوان رهبر جریان اصلاحات قبولش داریم هرچند نقدهایی را هم وارد می دانیم، هیچ گاه نگفت که من خط امامی نیستم همواره هم می گوید خط امام که اگر بخواهیم ولایت فقیه را در قرائت خط امامی قرار دهیم یک قرائت کاملا دموکراتیک از آن به دست می آید. این نوع تکثرگرایی که وارد جامعه می شود و اسلام رحمانی و غیررحمانی را مطرح می کند که عده ای این تقسیم بندی را قبول ندارند از سوی آقای خاتمی مطرح شده است. ما نباید ظهور اصلاحات را شکست خط امام تلقی کنیم بلکه باید گفت نوعی قرائت از اسلام از خط امام و آموزه های انقلاب ایجاد شده است و اگر زمانی انجمن اسلامی به دلیل فقد احزاب، بدیل آنان می شوند اینگونه نیست که بعد از آن احزاب، بدیل انجمن ها شوند.

سلیمانی تاکید کرد: ما در ساختار حقوقی و حقیقی تحزب در کشور مشکل اساسی داریم، کمیسیون ماده 10 احزاب یک چیز نیم بند است و با این قانون نمی شود حزب داشت. حالا در دوره ای یک فضایی پیش آمد که احزاب شکل بگیرند اما این موضوع جا را برای انجمن ها تنگ نکرد، اتفاقا از پتانسیل انجمن ها می شد به خوبی استفاده کرد و بخش عمده ای از بچه هایی که عضو حزب بودند هم سابقه تحکیمی داشتند. شما اگر به هیئت 100 نفره موسس جبهه مشارکت نگاه کنید می بینید بخش اعظم آنان تحکیمی هستند. به اعتقاد من درست است که فشار بیرونی روی انجمن ها زیاد است، نهادهای موازی، انجمن سازی و برخی نهادهای رسمی و با نقش پنهان برای فروپاشی تحکیم عمل می کنند و همه اینها تاثیر دارد اما خود ما هم هستیم و طیف بندی های علامه، شیراز، گیلان و... به وجود می آید که اینها دیگر درونی است. یکبار یکی از بچه ها به من گفت ما اسلام را قبول نداریم اما در انجمن اسلامی فعالیت می کنیم، این را باید یک علت فروپاشی درونی بدانیم.

عضو سابق دفتر تحکیم وحدت یادآور شد: یک روز از آقای خاتمی که در شرایط برگزاری یا عدم برگزاری انتخابات بودند، خواستم که به دیدارشان بروم. ایشان وقت داد که 9 صبح تا 10 جلسه بگذاریم. ما رفتیم و جلسه تا ساعت 12 طول کشید. ایشان در آن جلسه درد دل می کرد و نامه انجمن اسلامی امیرکبیر را به من نشان داد و گفت آرم انجمن اسلامی را دارد اما زیرش را بخوان. خواندم دیدم کاملا لائیک است.  پس باید افول و فروپاشی را فرآیندی دید. اینها یکباره اتفاق نمی افتد. ضمن اینکه عوامل درونی و بیرونی را باهم داشته است.

در ادامه این نشست سیاسی راد  افزود: من نمی گویم فشار بیرونی تحکیم را مضمحل کرد می گویم یک جمع بندی در نظام سیاسی به وجود آمد که ادامه تحکیم وحدت یک خطر استراتژیک است و باید تمام شود و این فرق می کند با این موضوع که تحکیم در دوره ای مخالفانی داشته که به آن فشار می آوردند. در واکنش به بحران دستاورد اصلاحات، دو جریان در تحکیم دو پاسخ به آن می دهند و مسئله، مسئله‎ی نماز خواندن دو دانشجو نبود، مسئله سر این بود که یک سری از بچه ها می گفتند موضوعی که به وجود آمده ناشی از ناکارآمدی اصلاحات و ناکامی آقای خاتمی در حل مشکلاتی است که برایش درست می شود، اصلاحات به بن بست خورده بود. من از کسانی هستم که تا صد سال دیگر هم از من بپرسید می گویم بهترین دوره ایران دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی است، چون الان که ما باهم صحبت می کنیم صرفا دنبال نرمالیزاسیون هستیم نه اصلاحات. اصلا تحولات آن دوره قابل مقایسه با وضع فعلی نیست اما در آن مرحله ما باری روی دوش جنبش گذاشته بودیم که ظرفیتش را نداشت و به دیوار خورده بود و در واکنش به این، بخشی از بدنه اصلاحات میگ فتند علت آن تندروی است.

سیاسی راد تاکید کرد: نقشی که آقای خاتمی امروز پذیرفته است را آن روز نمی پذیرفت و می گفت من رییس جمهورم نمی توانم رهبر جریان اصلاحات باشم. ما در سطح رهبری اصلاحات با مشکل مواجه شدیم و بدنه هم آمدند و پیشنهادات خود را ارائه کردند، یکی گفت فشار را بالاتر ببریم یعنی از خاتمی عبور کنیم و یکی هم می گفت نه، شما تندروی کردید و رابطه ما با رهبری را مخدوش کردید بنابراین باید چانه زنی را بازسازی کنیم و هر دو هم به دیوار خورد و هیچ کدام جواب نداد.

در بخش پایانی این نشست سلیمانی با بیان اینکه من نگفتم امام تکثرگرا بود، خطاب به سیاسی راد گفت: اصلاحات زمانی که جلو می آید، قرائت از اسلام، امام و آموزه های انقلاب متکثر می شود. و این را من به عنوان یک گسست نمی بینم. در جریان انتخابات سال 62 لیستی ارائه می شود، همان موقع فراکسیون های طیف راست در تحکیم شکل می گیرد. یک طیف ثمره هاشمی، محصولی، طبرزدی و شهاب الدین صدر هستند و یک تیپ میانه است مثل سید عباس نبوی و یک تیپ هم هستند که اساسا تیپ چپ هستند و ضدسرمایه داری که بچه مسلمانند اصغرزاده و عبدی و شمس وهابی هستند. در عین حال که همه می گویند خط امام اما چرا شما آن را تکثر نمی دانید.

وی افزود: تحکیم وقتی گفت عبور از خاتمی فقط یک شعار نبود. این یک تئوری و تفکر پشتش است. همان موقع به دوستان می گفتم راهی که دارید می روید به بیراهه است. ما جز استراتژی اصلاحات راهی نداشتیم. ما جز رفرم راهی نداشتیم اما اینکه فکر کنیم همیشه اصلاحات باید یک راه را برود این اشتباه است.

در پایان نیز باقری با بیان اینکه افول زمانی ایجاد شد که زمان گشایش و رونق برای جناح ما بود، گفت: در تحکیم بعد از سال 76 یک توهمی ایجاد شد که می تواند همه بیست میلیون رای خاتمی را نمایندگی کند. تحکیم را هوا برداشت و به گونه ای عمل کرد که بستری ایجاد کرد برای همه گروه هایی که به نحوی در برابر دولت پیش از خاتمی بود. یک عوام زدگی مدرن در تحکیم بعد از 76 شکل گرفت و نه تنها نیروهای غیرمسلمان در تحکیم حضور پیدا می کردند بلکه از حضور آنان، دفاع هم می شد. اما تحکیم اتحادیه انجمنهای اسلامی بود نه اتحادیه انجمنهای اسلامی لائیک!

وی افزود: همه مواردی چون عدالت محوری یا آزادی محوری، حمایت از خاتمی یا حمایت نکردن از او در تحکیم می گنجد اما دین گریزی نه! سرنوشتی که برای تحکیم شکل گرفت سرنوشت محتوم بود. ربطی به بن بست رسیدن اصلاحات یا فشار بیرونی نداشت. پیش از این هم تحکیم در جریان عزل آیت الله منتظری بحران هایی را از سر گذاشت اما مشکل این است که آقای سیاسی راد یا این موارد را نمی داند یا فکر می کند که آنها بحران نیست. این نیست که فقط این مشکلات را در زمان آقای خاتمی داشته باشیم.

باقری در پایان تاکید کرد: من البته با آقای سیاسی راد همراه هستم که می گویند احزاب اصلاح طلب جزو عوامل فروپاشی تحکیم وحدت هستند اما از این زاویه با آنان مخالفم که چرا نرفتند و شاخه دانشجویی خود را راه اندازی نکردند تا مروج یارکشی در تحکیم نشوند. اما همه اینها می توانست فروپاشی را به تاخیر بندازد و انجمن اسلامی دانشجویان محل رفت و آمد کسانی بود که به دین اعتقاد نداشتند و این عامل اصلی بود.

وبگردی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: