به گزارش خبرگزاری برنا؛ قم از همان آغاز اسلام مورد توجه ائمه اطهار- علیهم‌السّلام- بوده و در مورد این شهر و فضایل آن از زبان علی(ع) روایاتی وارد شده است و این شهر به عنوان حرم و پناهگاه اهل بیت شمرده شده است. با توجه به سیر تاریخی این شهر این مطلب کاملاً ثابت می‎شود که قم اولین شهر در ایران است که مذهب حق تشیع را می‎پذیرد، این امر و نظائر آن باعث شد که مردم این شهر مورد اتهام قرار گیرند، قتل عام و شکنجه شوند، شهرشان ویران گردد، مورد طعن و ناسزا قرار گیرند و هر نوع صدمه‎ای به آنان وارد آید. آنان اما همچون کوه در راه ایمان و عقیده خود استوار ماندند و تمامی این بلایا را به جان خریدند و از حمایت اهل بیت(ع) دست برنداشتند.

به طور کلی هر علوی و شیعی مذهبی که از دست حکام جبار عباسی می‎گریخت امیدش شهر مقدس قم بود و بدانجا پناه می‎برد و سخت مورد حمایت مردم قرار می‎گرفت، که با ورود حضرت معصومه(س) فرزند بلافصل امام موسی بن جعفر(ع) به قم و دفن آن حضرت در آن شهر شهرت پیدا کرد.

علت ورود آن حضرت به مسئله مهاجرت برادر بزرگوارش حضرت امام رضا(ع) به ایران مربوط است. یعنی در راستای سفر آن حضرت انجام گرفته است.

مأمون در سال 200 هـ.ق امام رضا(ع) را به مرو فراخواند و بنا به نقلی بعد از استقرار آن حضرت در ایران نامه‌ای خطاب به خواهر گرامی‌اش حضرت فاطمه معصومه(س) مرقوم و آن را توسط یکی از غلامانش به مدینه منوره ارسال کرد. امام به غلامش دستور داد که در هیچ منزلی توقف نکند تا در اندک زمان ممکن آن نوشته را به مدینه برساند. غلام، خود را به مدینه رساند و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه تسلیم کرد و آن حضرت به مجرد رسیدن نامه برادرش، خود را آماده سفر کرد. این روایت در کتاب‌های دست اول و قدیمی ذکر نشده است.[1]

بنا به نقل دیگر حضرت معصومه(س) بعد از یک سال از ورود حضرت رضا(ع) به سرزمین خراسان به قصد زیارت و دیدار با برادر خود از مدینه به قصد خراسان حرکت کرد. این روایت معتبر‌تر است.[2]

طبق این دو نقل، حضرت معصومه به شوق دیدار برادر و امام زمان خود در سال 201 هـ با گروهی از اطرافیان، از مدینه حرکت کرد و وقتی به ساوه رسید مریض شد. سؤال کرد: تا قم چقدر راه است؟ گفتند: ده فرسخ، فرمود مرا به قم برسانید. او را به قم رسانیدند.[3] بنا به نقل دیگر وقتی آن حضرت به ساوه رسید عده‌ای از دشمنان اهل بیت با ‌اشاره مأمون عباسی، راه را بر آنان بستند و در یک درگیری نابرابر، همه برادران و اکثر همراهان مرد آن حضرت را به شهادت رساندند و حضرت معصومه از شدت تأثر و تألمات به سختی بیمار شدند به نحوی که ادامه سفر برایشان ناممکن گردید.[4]

اگرچه برخی نقل‌های ضعیف این جریان درگیری را نقل می‌کنند ولی این مطالب در منابع معتبری به چشم نمی‌خورد و هیچ یک از منابع معتبر تاریخی چنین درگیری را گزارش نکردند و همچنین این مطالب با توجه به موقعیت امام رضا  ـ ع ـ در آن موقع بعید به نظر می‌رسد.

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا مردم قم از آمدن حضرت معصومه به ساوه اطلاع یافته و به استقبال آن حضرت رفته‌اند و با تجلیل و احترام به قم آوردند، یا خود او به طرف قم حرکت کرده است؟ طبق نقل کتاب معتبر تاریخ قم، روایت صحیح این است که چون خبر به آل سعد رسید با هم اتفاق کردند که از آن حضرت درخواست کنند به قم بیاید و موسی بن خزرج بن سعد‌اشعری بیرون آمد و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید، زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به در سرای خود فرود آورد. محل و سرای موسی بن خزرج  و حجره‌ای که حضرت معصومه در آن به عبادت پرداخته، اکنون مشخص و زیارتگاه است.[5]

بنابراین آنچه از منابع معتبر بر می‌آید این است که حضرت معصومه برای دیدن برادر خود به طرف ایران حرکت کرده است. شاید وضع نامطلوب مدینه برای زندگی (از جهت آزار و اذیت علویان توسط حکومت) و محدودیت‌های آن در مصمم شدن حضرت معصومه تاثیر داشته باشد. همچنین در طول مسیر، ایشان به تبلیغ امامت و تشیع نیز پر داخته باشد. ولی عمده دلیل مسافرت حضرت معصومه، زیارت برادر بوده است.

در زبان ائمه اطهار- علیهم السّلام - به شهر قم، آشیانه آل محمد و مأوای فاطمیون و جایگاه شیعیان ایشان اطلاق شده است[6]. در روایتی دیگر اهل قم انصار و یاوران اهل بیت- علیهم‌السّلام- خوانده شده‎اند؛ شهری با این صفات، طبیعی است که در عصر عباسی که اولاد علی(ع) در شکنجه و فشار قرار می‎گرفتند، یکی از پناهگاه‎های عمدة علویان واقع شود.

بعد از دفن حضرت معصومه(س) توجه علویان و سادات نسبت به قم فزونی یافت و در فاصلة کوتاهی عدة بسیاری از فرزندان امامان از اطراف به قم رو آوردند و بتدریج یکی از مراکز عمدة سادات قرار گرفت و امروز شاید بتوان گفت که از نظر کثرت سادات، شهری کم نظیر است. [7] و این کثرت باعث شده بود که در شهر قم هم تشکیلاتی بنام «نقابت» عهده‎دار امور سادات بشود.

از آنچه گفته شد به خوبی روشن می‎شود که شهر قم از همان سده‎های اولیه اسلام امید و پناهگاه شیعیان و آل علی(ع) بوده و قلب جهان تشیع در قم می‎تپید و علوم مختلف اهل بیت- علیهم‌السّلام- در آن شهر تدریس و تبلیغ می‎شد.

امروز هم شهر مقدس قم بسان ستاره‎ای درخشان در آسمان تشیع می‎درخشد و در هیچ جای دنیا شهری به این ویژگی وجود ندارد. وجود باثمر هزاران عالم و دانشمند تراز اوّل شیعی، حوزة عظیم، گسترده و پربار برای بسط و گسترش علوم مختلف شیعی، توجه هر ساله میلیون‎ها عاشق اهل بیت از اقصی نقاط جهان به این شهر، برگزاری مراسم مذهبی ناب شیعی، این شهر را به قلب تپندة جهان تشیع در دنیا تبدیل کرده است.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. میرعظیمی، بارگاه فاطمه معصومه، انتشارات نهضت، ص 24.

[2 و3]. ناصرالشریعه، تاریخ قم، کتابفروشی اسلامی، ص 50.

[4]. فقیه، محمدمهدی، انوار پراکنده، انتشارات مسجدجم کران، ج 6، ص 123.

[5]. قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، تهران، انتشارات توس، ص 213؛ اعیان‌الشیعه، چاپ بیروت، ج 8، ص 391.

[6].بحارالانوار، ج57، ص214.

[7]. تاریخ قم، ج 1، ص 82؛ مجالس المؤمنین، ج 1، ص 146.

* مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌ علمیه قم

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: