به گزارش خبرگزاری برنا استان البرز، توسعه شهرنشینی وگسترش شهرها در ایران آنچنان در دهه های اخیر از ضرباهنگ بالایی برخوردار بوده که همگان به این باور رسیده اند که شهر را باید در خیابان و کوچه و مراکز خرید وپارک ها خلاصه کرد و زندگی شهرنشینی به امکانات دیگری نیاز ندارد.

گویی برای قاطبه کسانی که زندگی در شهرهای بزرگ را برگزیده اند وجود کوچه وخیابان های هموار، معابر سنگ فرش شده  وبزرگراه هایی برای کوتاه تر کردن زمان سفر همه آن چیزی است که یک شهرنشین نیاز دارد و جای تاسف آنکه این خواسته ها به صدر تصمیمات مدیران شهری نیز تسری یافته است.

کانال های خبری و سایت ها و نشریات پر است از اخبار افتتاح فلان پل و فلان خیابان و آماده شدن ایستگاه متروها و حال آنکه نیازشهر فقط ساخت مصنوعات بتنی و سنگی نیست.

راه دور نرویم، در همین شهر همسایه پایتخت یعنی کرج هر آنچه از توسعه یافتگی دیده ایم همه در خیابان ومعبر و میدان و ... خلاصه شده  وکمتر خبری از توسعه سرانه های فرهنگی وهنری در آن بوده است.

کمتر خبری از افتتاح فرهنگسراها،گالری های هنری، سینماها و سالن های نمایش به گوشمان خورده و همین کمتر وکمتر ها سبب شده هیچ گاه این نیاز اساسی شهروندان یک کلانشهر آنچنان که باید وشاید دیده نشود.

این دیده نشدن ها ،این کم توجهی ها و درنهایت اولویت بندی های اشتباه سبب شده امروز یکی از کلانشهرهای بزرگ کشور با جمعیت میلیونی و جوان خود از حداقل  سرانه های فرهنگی وهنری بی بهره باشد و جوانانش به هر گزینه ای برای سپری کردن اوقات فراغت خود فکر کنند به جز حضور در محیط های فرهنگی.

این اولویت نداشتن ها سبب شده مراکز تجاری و مال ها یکی پس از دیگری در جای جای شهر رخ نشان بدهند بی آنکه در طبقات و در میان مغازه های پر زرق وبرق و کافی شاپ ها و فست فودهای متنوع خود جایی را برای ایجاد یک فضای فرهنگی گذاشته باشند.

اولویت نبودن فرهنگ وهنر در مرکز استان البرز تا به آنجا پیش رفته که میلیاردها تومان اعتبار برای ایجاد یک بزرگراه هزینه می شود و پای دست ودل بازی دولت هم به میان می آید اما مرکز هنرهای نمایشی وتئاتر شهرش ماه هاست به واسطه نبود اعتبار خاک فراموشی خورده است.

باید به این باور برسیم که اهمیت فرهنگ وهنر و زیرساخت های مرتبط با آن به همان اندازه مهم و تعیین کننده است که پل و بزرگراه و خیابان. اما قطعا و یقینا تا به اکنون این باور در نزد هیچ یک از تصمیم گیران وتصمیم سازان نبوده است.

در این بین آنچه بهتر دیده می شود و برد تبلیغاتی بیشتری دارد پل های بزرگ و بلوارهای عریض وطویل است نه فرهنگسرا وگالری آثار هنری و نه همه آن چیزی هایی که به موضوع مهم فرهنگ وهنر مربوط می شود.

با ساخت پل و بازگشایی خیابان ها و روان کردن ترافیک است که می توان به همگان ثابت کرد کاری با ارزش و مهم در حوزه عمرانی انجام شده است.

با به سرانجام رساندن فازهای مترو شهری است که می توان عیار مدیریت و مسئول بودن را به رخ کشید و در این میان قطعا ساخت یک فضای فرهنگی وانجام یک کار ماندگار در حوزه هنر به طور قطع نمی تواند این چنین اثرگذار و خبرساز باشد.

دیدگاه مورد اشاره و جبر ناشی از آن هر مدیری را مجبور می کند منابع محدود شهر را بصرف کارهایی کند که عینیت بیشتری دارد و همین اشتباه استراتژیک سبب شده امروز در حوزه های مختلف فرهنگی با چالش های جدی روبرو شویم.

با توجه به تجربه سالها کار آموزشی و فرهنگی بر این باورم باید توازنی صحیح در توسعه شهرها ایجاد کرد و به گونه ای منابع شهر را صرف توسعه یافتگی آن کرد که شهروندان بتوانند در محیط زندگی خود به هر آنچه نیاز دارند دست پیدا کنند.

تردد روان در خیابان ها به همان اندازه مهم است که رونق وپویایی فعالیت های فرهنگی وهنری ،بنابراین باید با یک بازتعریف دوباره در حوزه مدیریت شهری به سمتی برویم که نیازهای شهروندان در حوزه های مختلف به خوبی دیده شده  وبرای پاسخ به آنها تصمیم سازی شود.

 

نویسنده: لیلا یادگاری؛ کارشناس حوزه فرهنگ ودین

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: