قبل از هر چیز روز خبرنگار را به خودم و همکاران فرهیخته، پرتلاش و متعهدم در استان خوزستان و سراسر کشور که صادقانه برای بهتر شدن کیفیت سفره مردم و همچنین بهبود اوضاع جامعه و کشور قدم بر می دارند و قلم می‌زنند تبریک می‌گویم و امیدوارم که جامعه خبری و رسانه‌ای کشور همواره بر تعهد و رسالت خطیر خویش در راه رسیدن به آزادی، استقلال، دموکراسی، حقیقت و همچنین ترویج داشتن فرهنگ های ناب ایرانی و اسلامی پا فشاری کنند و بهای قلم شان را به زر و زور و منابع قدرت و ثروت نفروشند.

خبرنگاری به واسطه گستردگی و جهان شمولی کار، هنوز تعریف درست و جامعی ندارد و معلوم نیست که پسوند این عنوان باید شغل باشد، کار باشد، هنر باشد، عشق باشد یا تلفیقی از همه ی این ها و البته شاید هم هیچ کدام از این همه لقب ها، چون نه درآمد پایداری، نه امنیتی و نه فرآیندی که بتوان در آن به رستگاری مادی و معنوی رسید.

خبرنگاری، هر چه هست، حرکت در مسیر و اتوبانی یک طرفه است به سوی همه. یعنی از سوژه های ترامپ گرفته و حرکت های مسخره اش تا عکس گرفتن از شادی گل بازیکنان جوان فوتبال و یا انعکاس جلسات شیک و وعده های برخی مسوولین و در نهایت انتشار مشکلات مردمی که کسی را ندارند، بدون آنکه کسی در این مسیر یا اتوبان به این قشر چراغی بزند و کور سوی امیدی بدهد.

البته یادمان هم نرود که شیرینی و قداست و اهمیت این حرفه و شغل و هنر همین فدا شدن و دیده نشدن هاست. وقتی از دیگران می نویسی و از دیگران عکس می گیری یا فیلمبرداری می کنی و یا در حال تهیه گزارش هستی و همه ی جامعه ی هدف ات را به همه نشان می دهی و خودت بی نام و نشان و صادقانه آن پشت باید به فکر خودت و رویاهای قشنگ ات باشی، همین است که می شوی یکی از سخت ترین مشاغل جهان.

در این میان از حق نگذریم و بگوییم که هستند کسانی که به شدت برای جامعه خبری و رسانه ای احترام قایل اند و اهمیت کارشان را می دانند و قدردان هم هستند و همچنین داریم خبرنگارانی که تنها با داشتن یک کارت خبرنگاری ساده به هر آنچه خواسته اند، رسیده اند ولی نسبت این دو گروه به کل مخاطبین و جامعه ی رسانه ای شاید هشتاد به بیست بشود.

از گلایه ها و چالش ها که بگذریم، جا دارد بعد از یک سال کاری سخت، پر تلاش، پر استرس و پر از چالش و بحران که به همه جا و همه کس و همه چیز پرداختیم و گاهی همچون شیر در دل بحران ها و سیل ها و زلزله ها و چالش ها وارد شدیم و با ماسک و بی ماسک به دل بیمارستان ها زدیم و از کرونا گفتیم و مریض هم شدیم و تلفات هم دادیم در حالی که گاه، بیمه هم نداشتیم و شاید کرایه برای بازگشتن به محل کارمان، اما چه باید کرد، وقتی صحبت از عشق است دیگر جایی برای گلایه نیست.

جامعه ی خبری و رسانه ایی فراموش نکنند در حالی به همه می پردازند و امورات مختلف را رصد می کنند که در آینده ای نه چندان دور توسط خیلی ها  رصد خواهند شد، همان گونه که امروز خود ما  فراموش نمی کنیم فداکاری خبرنگارانی که در هشت سال دفاع مقدس، نوک خودکار و لنز دوربین های شان جلوتر از لوله های تفنگ بود تا انتشار دهنده ی فرهنگ ایثار، جهاد و شهادتی باشند که نصیب خودشان هم شد و بهانه ای شدند برای تقویم که امروزه به حرمت ایثار آن ها  کمی هم به ما پرداخته شود.

مواظب باشیم که تاریخ، ما را به قضاوت خواهد نشست. هم می توانیم در زمره ی شیران زرد عرصه فرهنگ و افسران جنگ نرم صحنه های مختلف باشیم و هم روبهان کم خاصیت منفعت طلبی که نامی از خود در اذهان و افکار عمومی به یادگار نگذارد.

در پایان و پس از ۲۲ سال فعالیت در این عرصه به مسوولین و متولیان حوزه های مختلف به ویژه فرهنگی، اجتماعی و هنری در خوزستان و کشور توصیه می کنم که با جامعه ی فرهیخته و تاثیرگذار خبری و رسانه ای تعامل، برخورد و نگرش مثبت بیشتر و بهتری داشته باشند و تلاش کنند به گونه ای رفتار کنند که جایگاه رفیع و شان اجتماعی این جامعه تلاشگر حفظ شود نه اینکه با دادن کارت های هدیه چند صد هزار تومانی که بیشتر یک بی حرمتی و توهین تلقی می شود سعی در رفع مسوولیت های گسترده ی خود در قبال اهالی رسانه داشته باشند و فراموش نکنند، وقتی همه ی آدم ها و کارها و غفلت ها و وجدان ها و ذرات جهان خواب اند، کسانی هستند که باید بیدار باشند و این ها را بنویسند، به تصویر بکشند، تحلیل کنند و منتشر نمایند، بلکه جهان و انسان، قدمی برای بهتر شدن بردارد.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: