بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی در 31 شهریور59 جنگ بر ما تحمیل شد، با توجه به نزدیک بودن برخی از شهرهای کشور در استانهای خوزستان و ایلام و کرمانشاه به مرز عراق، تعداد کثیری از هموطنان عزیزما آواره و مجبور شدند، خانه و کسب و کار خود را رها کنند. یکی از اهداف صدام این بود که با آواره کردن مردم موجبات نارضایتی اجتماعی را فراهم آورد و ثبات را در کل کشور برهم بزند و در نتیجه دولت و مردم را به خیال خام خود به زانو در آورد زیرا فکر نمی کرد، ما بتوانیم برای مسائل متعدد اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و امنیتی ناشی از آوارگی خانواده های ساکن شهرها و روستاهای مرزی راه حل مناسب بیابیم و با بحران چند جانبه، مواجه خواهیم شد.

مرحوم شهید رجائی، نخست وزیر وقت، پس از برگزاری اجلاس استانداران در خرم آباد از شرایطی که برای جنگ زدگان بوجود آمده بود ابراز نگرانی کرد و این جانب که در آن ایام معاون سیاسی- اجتماعی در وزارت کشور بودم، راه حلی را پیشنهاد دادم که به مهار کردن مشکل می انجامید.

ایشان پیشنهاد مرا پسندید و خودم را از فردای آن روز مسئول اجرای آن کرد. بدون فوت وقت این جانب ندای «هل من ناصرینصرنی» را سر دادم و عده ای از همکاران فداکاری که شیفتۀ خدمت به مردم بودند و به دنبال مقام و مزایا نمی گشتند مخلصانه دست یاری به من دادند و اگر موفقیتی در این اقدام حاصل شد به لطف خدا، نتیجۀ همان اخلاص است. به این ترتیب ما بنیاد امور جنگ زدگان را تشکیل دادیم و برای شناخت ابعاد فاجعه، سریعا به کمک دوستان خودمان در انجمن اسلامی مرکز آمار، آمارگیری از جنگ زدگان را آغاز کردیم و اطلاعات مفیدی بدست آوردیم و از جمله معلوم شد، یک میلیون وصدهزار نفر از هموطنان ما در اثر یورش صدام آواره شده اند و خانه و زندگی و کسب و کار و امکان تحصیل جوانان خود را از دست داده اند.  

با تقدیم گزارش خود به مجلس اول، نمایندگان محترم تصویب کردند مبلغ 3 میلیارد تومان در اختیار بنیاد قرار گیرد تا به ساماندهی امور اسکان مهاجران جنگی بپردازد. بلافاصله فعالیت گسترده ای آغاز شد برای شناسایی اماکنی که امکان استقرار جنگ زدگان را داشت. این اماکن در تهران و برخی ازمراکز استان ها و حتی در مجتمع های ساحلی شمال کشور در اختیار خانواده های جنگ زده قرار داده شد و به طور همزمان موضوع تشکیل اردوگاه های موقت با زیر سازی و نصب چادردر دستور کار قرار گرفت و با اقدامی جهادی ده ها اردوگاه موقت مهیا شد و امکانات اولیه برای استقرار در آن تأمین گردید و مهاجران جنگی در آن مستقر شدند. چون اغلب مهاجران فرصت نیافته بودند که حتی وسائل ابتدائی زندگی را همراه خود بیاورند، لوازم مورد نیاز برای هر چادر در نظر گرفته شد و بسته های خوراکی بین آنها به صورت آبرومندانه ای توزیع شد. پس از فروکش کردن التهاب اولیه و خنثی شدن نقشۀ شوم دشمن، اقدامات ردۀ دوم آغاز شد برای بهبود اسکان و پیش بینی اشتغال و رسیدگی به مشکلات فرهنگی و اجتماعی که درمورد چاره جویی آنها از وجوهات شرعی با اجازۀ مراجع تقلید نیز استفاده شد. نکتۀ بسیار مهم، همکاری صبورانۀ خود مردم جنگ زده بود که علی رغم هجوم مشکلات مادی و معنوی متعدد با شکیبایی خود ما را در امر کمک رسانی یاری میدادند و حتی عملا تشویق می کردند تا ما بتوانیم از بیست و چهار ساعت شبانه روز بهترین استفاده را برای خدمت به جنگ زدگان بکنیم. ما اغلب جلسات هماهنگی و تصمیم گیری راقبل از سحر برگزار می کردیم تا، بدون فوت وقت، پس از نماز صبح کارهای اجرائی را دنبال کنیم.

مرحوم امام قدس سرّه بعدها فرمودند "این جنگ زده ‌ها یک قدرت شده ‌اند در مقابل صدام. این امرى است که با دست غیب الهى انجام گرفته است و دست عنایت حق تعالى بر سر شماست و آسیبى ان شاء اللَّه، نخواهید دید."

سرّ این موفقیت در چند نکته قابل خلاصه کردن است:

الف) احساس مسئولیت صادقانۀ دولت نسبت به مشکلات مردم

ب) آمادگی مدیران و کارشناسان و همکارانشان برای فداکاری به منظور حل مشکل بدون کوچکترین چشم داشت

ج) همراهی مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادها و اولویت دادن به مسئلۀ جنگ زدگان

د) شروع فعالیت بر مبنای شناخت و ادامۀ آن به کمک تحقیقات علمی

ه) همه جانبه نگری در چاره جویی مشکل و استفاده از پیشنهادها و کمک های مردمی

و) استفاده از همۀ فرصتها بدون فوت وقت و همکاری مردم مناطق جنگ زده را غنیمت دانستن

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: