یکی‌از مهم‌ترین پیامدهای ‌حادثه ‌ششم ژانویه‌ 2021 در ساختمان کنگره ‌ایالات ‌متحده و سقوط اعتبار «دونالد‌ترامپ»‌ در‌ واپسین‌ روزهای‌ حضورش در‌ کاخ‌سفید، دور ‌شدن خطر‌ جنگ از منطقه خلیج‌فارس بود. این خطر اگرچه هنوز خیلی دور نیست اما به کاهش فشارهای روانی مربوط به احتمال بروز آن انجامیده است. آرامش روانی ایجاد شده اما به معنای کم شدن فشارهایی نیست که ایران در سه‌سال گذشته آن را به دلیل تحریم‌ها تحمل می‌کند. 

سیاست‌ تهران در همه‌ سال‌هایی که دولت ‌ترامپ کوشید برمدار‌ عصبی ایران بتازد «صبر استراتژیک» بود. شاید بتوان یکی از محصولات این سیاست راهبردی را همان فرسودگی اقتدار ترامپ دانست که می‌شد دامنه آن را تا درون خاک ایالات‌ متحده پیش‌بینی کرد. با این‌حال اوضاع آنگونه نیست که سایه ترامپ را بر آینده رویکرد کاخ سفید در قبال تهران نادیده گرفت‌. 

بایدن میراث‌دار آنچه خواهد بود که ترامپ در خاورمیانه و به‌ویژه منطقه خلیج‌فارس از خود به‌جا می‌گذارد. سیاست دولت‌آینده ایالات ‌متحده ادامه ‌تیم‌ «باراک‌اوباما»‌ هم ‌نخواهد ‌بود؛‌ اگرچه چهره‌های کلیدی دولت او از رأس تا بدنه در آن حضور دارند. «جیک سالیوان» نامزد مشاور امنیت ملی بایدن که در توافق جامع‌ هسته‌ای سال 2015 میلادی نقش فعالی داشت، در‌باره چگونگی بازگشت واشنگتن به برجام اظهار کرده‌است: « بایدن گفته که اگر ایران به تعهدات خود در توافق هسته‌ای عمل کند، به‌صورتی که برنامه هسته‌ای آن دیگر بار محدود و زیر کنترل باشد، ماهم به توافق‌ باز‌خواهیم‌گشت؛ ‌اما چنین گامی باید مبنای مذاکرات بعدی باشد... برنامه موشکی‌ بالستیک ایران هم در هر مذاکره‌ای پس از بازگشت واشنگتن و تهران به توافق هسته‌ای باید روی میز باشد.» 

به‌این ترتیب نمی‌توان رغبت بایدن برای بازگشت به برجام را بدون پیش شرط دانست‌؛ همانگونه که اروپائیان در ماه‌های اخیر چنین نمایانده‌اند که به رغم انتقادهایشان به ترامپ، مایلند ‌نتایج «سیاست فشار حداکثری» او را ابزاری برای چانه‌زنی با تهران کنند. البته مهم‌ترین ایراد تیم بایدن و دولت‌های اروپایی به سیاست‌های ترامپ، ناتوانی او در تسلیم کردن تهران در برابر خواست‌های واشنگتن بود. از این‌رو پیش‌بینی پذیر است که دولت آینده ایالات متحده که حالا کنترل مجالس نمایندگان و سنای این کشور را به همراه حمایت شریکان اروپایی با خود دارد، شرایط سخت‌تری را مقابل تهران به‌وجود آورد. این شرایط از آن رو سخت می‌نماید که با افزودن موارد اختلافی با تهران از جمله برنامه موشکی، نفوذ منطقه‌ای و حقوق بشر، گاه به نظر می‌آید اهمیت‌ توافق‌هسته‌ای(برجام) اکنون مرتبه‌ای پائین‌تر از دیگر اختلافات قرار گرفته است.‌ علاوه‌براین، آرایش جدید ژئوپلیتیک منطقه امکان افزایش فشارها به تهران را می‌افزاید. این درحالی است که تهران نیز به تناسب پیچیده‌تر شدن اوضاع، قوانینی را در مجلس تصویب کرده که‌با‌زگشت به برجام را مشروط می‌کند. این قوانین حاوی ضرب‌الاجل‌هایی است که دولت را موظف به‌ اقدام واکنشی در برابر استمرار تحریم‌ها می‌کند. 

ترتیب اوضاع به‌گونه‌ای آرایش یافته که نمی‌توان برون رفت از آن را در آینده نزدیک پیش‌بینی کرد مگر ایجاد بستری که قادر باشد زمینه توافق برای گفت‌وگوهای آینده را فراهم کند. حادثه اشغال کاخ کنگره آمریکا (کاپیتول) و سقوط اعتبار ترامپ اگرچه خطر فوری جنگ ویا بالا گرفتن غیر قابل کنترل تنش‌ها را از منطقه دور کرد، اما تنش‌زدایی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن اروپا هنوز دور از دسترس است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: