«غلامرضا ظریفیان»، فعال سیاسی اصلاح طلب، در گفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا در خصوص علت ناکارآمدی دولت ها در ایران اظهار کرد: در ایران خود پدیده دولت از ابتدای شکل گیری نارس است و این نارسایی در بستر تاریکی، باقی مانده و چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب هم ادامه یافته است. در واقع این پدیده نارس به لحاظ ساختاری همواره سیکل معیوبی را برای دولت ها با خود همراه کرده است.

او افزود: رئیس جمهور مقتدر یا ضعیف تفاوتی ندارد و اساسا روسای جمهور همواره از ساختار معیوب رنج می برند و با گذشت زمان به دلیل قواعد و قوانین مختلف، حوزه فعالیت دولت ها دچار تداخل متکثر شده است.

این فعال سیاسی اصلاح طلب خاطرنشان کرد: به طور مثال وزیر آموزش و پرورش یا وزیر علوم جزو وزارتخانه های زیربنایی کشور هستند. وزیر علوم از مجلس رای اعتماد می گیرد اما وقتی به تداخل نهادهای مختلف که در ارتباط با وزارت علوم هستند رجوع می کنیم، 12-13 نهاد در کار وزیر علوم دخالت می کنند در حالی که او منتخب مجلس است ولی‌ باید به 12-13 نهاد پاسخگو باشد. 

ظریفیان گفت: این وضعیت موجب می شود که اگر یک وزیری توانمند رفتار نکرد، می‌تواند برای خودش دلیل بیاورد که من باید به افراد و نهادهای گوناگون و غیرمرتبط پاسخ می دادم و  تداخلات مانع از این شده که من وظایفم را خوب انجام بدهم.

او ادامه داد: باید همه جریان ها و جناح ها دقت کنند که ساختار دولت در ایران یک ساختار غیر متوازن است، تداخل عدیده ای در این ساختار نقش ایفا می کند و تداخلات به طور طبیعی نهاد دولت را به لحاظ سیستماتیک با مشکلاتی روبرو می کند.

ظریفیان تصریح کرد: بحث این است که دولت ها در ایران دچار تداخل نهادی زیادی هستند و این یک بخش از قضیه است، بخش دیگر برمی گردد به کارگزاران. کارگزاران مشکلات ساختاری دارند و همچنین وقتی فردی در یک وزارتخانه یا پست مدیریتی قرار گرفته اینگونه نبوده که برای این موقعیت تربیت شده باشد. در خیلی از جاهای دنیا مدارسی دارند که فرد، فیلد مدیریتی خود را انتخاب می کند و بر اساس آن آموزش می‌بیند و پرورش پیدا می کند و نهایتا پایلوت و تجربه می شود و او رشد می کند.

او تصریح کرد: دیپلماسی در نظام پیچیده امروز یک فن بسیار مهم است. بسیاری از سفرای ما آموزش لازم را برای این موقعیت ندیده‌اند. در ارتباط با سفارتخانه ها و رایزن‌های علمی، ما فاقد مدارجی هستیم که آدم های تاثیرگذار را به طور مداوم آموزش بدهد و هر فردی را متناسب با توانمندی، تجربه و تحصیلات در موقعیت خودش قرار بدهد.

ظریفیان گفت: وقتی فردی می آید و یک مدیریت استراتژیک و یک مدیریت تاثیرگذار به او داده می شود تا مدت ها آن فرد باید آن مدیریت را تجربه کند بنابراین فرصت و زمان از دست می دهیم. در خیلی از کشورها هر وزیری یک معاون کل دارد که با روسای جمهور مختلف تغییر پیدا نمی کند بلکه حسب تجارب در دولت ها حضور دارند ولی ما اینگونه نیستیم. 

این فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که راهکار در این خصوص چیست گفت: راهکار روشن است. اولا ما اولین کشوری نیستیم که در این عالم زندگی می کنیم. بسیاری از کشورهای دنیا (آسیایی، اروپایی، آمریکایی و آفریقایی) دانش های بسیار زیادی دارند که ما می توانیم از آنها کمک بگیریم. دوما تجربه 40 ساله خودمان هم دانش های زیادی دارد. باید این تداخلات را تا حدی که می توانیم در قوای مختلف مخصوصا قوه مجریه که مانع از کارکرد چابک این قوه می شود، رفع کنیم و همچنین قوانین متعارض را تا حدود زیادی رفع کنیم.

او در پایان بیان کرد:  هر جامعه ای در برنامه های توسعه ای خود 40-50 کلید واژه دارد که ما نیازمند این هستیم که این کلید واژه ها استاندارد شود. بعضی از این کلید واژه ها از دیدگاه جریانی، کلید واژه متناسب با منافع کشور است. ما باید کلید واژه ها را در حاکمیت خودمان استاندارد کنیم. باید کلید واژه ها مورد قبول مدیریت های کشور قرار بگیرد اینطور نباشد که کلید واژه ها در یک دوره ای مقدس و در یک دوره ای نامقدس باشد. کشورهایی که توانستند به کشورهای توسعه یافته تبدیل شوند در این سه چهار حوزه تامل کردند و توانستند از منابع خود، استفاده حداکثری کنند.۴ 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: