به گزارش برنا، موسویان در پاسخ به این پرسش که "خواست ایران از آمریکا در مورد برجام چیست " گفت: توقع ایران از آمریکا و پنج کشور امضاء کننده توافق هسته ای در یک کلمه خلاصه می‌شود؛ "اجرای عادلانه برجام" که شامل دو محور به شرح زیر است:

 ۱ - اجرای برابر و منصفانه برجام:

الف : ایران عضو برجام است و آمریکا عضو نیست. لذا اول آقای بایدن باید دستور اجرای بازگشت به برجام را صادر کند.

ب : ایران درحال حاضر حدود ۷۰% از تعهدات برجامی را اجراء میکند درحالیکه آمریکا و اروپا صفر درصد و چین و روسیه حدود ۳۰% تعهدات برجامی خود را اجراء میکنند. لذا درمرحله بعد هرشش کشور باید اجرای تعهدات برجامی خود را به ۷۰% برسانند تا با ایران برابر شوند. بعد از این مرحله میتوانند درمورد اجرای ۳۰% مابقی درقالب یک برنامه زمانبندی متقابل مذاکره کنند

۲- اجرای صحیح و کامل:

ماده ۲۹ برجام شش کشور را متعهد کرده که برای روابط اقتصادی نرمال ایران با جهان هیچ مانع تراشی نکنند. در اینجا موانعی به شرح زیر وجود دارد:

الف : در دوره اوباما هم آمریکا بخاطر تحریم‌های اولیه، ماقبل برجام، قادر به اجرای صحیح و کامل برجام نبود و اروپا و چین و روسیه هم از ترس تحریمهای اولیه آمریکا، موانع روابط نرمال اقتصادی با ایران را بطور کامل و درست برنداشتند.

ب : ترامپ اقیانوسی از تحریم‌های جدید را اعمال کرده که آنها هم مانع اجرای درست و کامل برجام خواهند بود. لذا بازگشت بایدن به برجام درصورتی معنی خواهد داشت که آمریکا و سایر اعضای امضا کننده بتوانند این موانع را بردارند

برزگر نیز در ادامه و در پاسخ به این پرسش "تاچه حد انتخابات آتی ایران، بر روابط با آمریکا تاثیر خواهد داشت؟ "، گفت: تصمیم درمورد روابط با آمریکا در عالیترین سطوح نظام گرفته می‌شود و لذا جناح های سیاسی قادر به تغییر آن نیستند.

او افزود: در دوره ترامپ اقدامات خصمانه زیادی صورت گرفت که مردم و حاکمیت در ایران را بیش از گذشته به آمریکا بی اعتماد کرد. سیاست فشار حداکثری ترامپ و ترور سردار سلیمانی که یک قهرمان ملی درخط مقدم مبارزه با داعش بود، هزینه های سنگینی برای ایران داشته و بدون شک درآینده مذاکرات برجام تاثیر گذار خواهد بود.

سیاست فشار حداکثری ترامپ موجب تقویت روابط ایران با بلوک شرق شد و ایران فعلا توسعه روابط با منطقه و بلوک شرق را اهمیت می‌دهد و نه روابط با غرب و آمریکا را.

موسویان هم در ادامه و در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر این که " ۲۱ فوریه (سوم اسفند) مهلت تعیین شده مصوبه مجلس خاتمه می‌یابد. چه وضعیتی در پیش است؟ "، افزود: ابتدا خلاصه ای از مصوبه مجلس بگویم. این مصوبه خواستار اجرای کامل و بدون نقص برجام است. چون در پنج سال گذشته ۶ کشور یا برجام را ناقص اجراء کرده و یا کلا اجراء نکرده اند؛ مجلس با این مصوبه مسیر توازن دراجرای برجام را تعیین کرده است که خلاصه آن از این قرار است:

۱- مصوبه در دوم دسامبر( ۱۲ آذر ۹۹) قطعی شد. بعد از مصوبه، ایران روند تولید ۱۲۰ کیلو گرم اورانیوم را آغاز کرده است. اما اگر ۶ کشور به بازگشت کامل برجام برنگردند، برنامه زمانبندی کاهش تعهدات ایران به این شرح خواهد بود:

 ۲- تا ۲۱ فوریه، ایران از پروتکل الحاقی و ترتیبات اجرایی کد۳.۱ خارج می شود. ایران عضو معاهده ان پی تی میماند و موافقتنامه پادمان را اجرا خواهد کرد. منتهی مثل حدود ۷۰ کشور دیگر، پروتکل را اجراء نخواهد کرد.

۳- تا ماه مارس، ایران ۱۰۰۰ سانتریفیوژ نسل ۲ و ۱۶۴ سانتریفیوژ نسل ۶ را راه اندازی خواهد کرد.

۴- تا ماه آوریل کارخانه اورانیوم فلزی دراصفهان راراه اندازی خواهد کرد و تا یکسال هم راکتور ۴۰ مگاواتی اراک را راه اندازی و یک راکتور جدید ۴۰ مگاواتی هم خواهد ساخت و تعدا سانتریفیوژها را افزایش خواهد داد.

با این مصوبه دو سناریو درپیش است:

سناریو اول این که بایدن تا قبل از ۲۱ فوریه دستور بازگشت به برجام را صادر نخواهد کرد که در این صورت ایران از پروتکل الحاقی و ترتیبات فرعی کد ۳.۱ قطعا خارج خواهد شد.

سناریو دوم این که بایدن قبل از ۲۱ فوریه دستور اجرایی بازگشت به برجام را صادر و یکی دومورد تحریم مربوط به مسائل انسانی مثل وام ۵ میلیارد دلاری صندوق بین المللی پول برای ایران در مقابله با کرونا، را هم موافقت خواهد کرد. در آن صورت من واقعا نمی دانم مجلس ایران و رهبر معظم انقلاب ایران چه تصمیمی خواهند گرفت. چون در این مقطع تحریم ها برداشته نشده اما آمریکا به برجام برگشته. مصوبه مجلس و اعلان رهبری در مورد رفع تحریم ها مثل بانک مرکزی و نفت صراحت دارد.

برزگر در ادامه و در پاسخ به این پرسش که "آیا ایران علاوه بر هسته ای، از اهرم امتیازات خود در منطقه استفاده خواهد کرد؟ "، گفت: همه طرف‌های درگیر از اهرم های خود استفاده خواهند کرد و ایران هم باید استفاده کند منتهی اگر روند صرفا به استفاده از اهرم‌های فشار توسط همه کشورهای درگیر محدود شود، که مسیر پرخطری درپیش است لذا دیپلماسی را نباید کنار گذاشت.ایران از نقش منطقه ای خود در هیچ شرایطی نخواهد کاست، نه به قصد سلطه، بلکه بخاطر بحران‌های متعددی که در منطقه وجود دارد و ایران در معرض تهدیدات و خسارت‌های سنگین از جانب این بحران‌هاست و باید برای دفع این تهدیدات، در منطقه حضور فعال داشته باشد.

موسویان نیز در ادامه و در پاسخ به پرسش دیگری مبنی براینکه "آیا امکان گفت وگو با ایران فراتر از برجام مثلا در مورد موشک خواهد بود؟ "، افزود: ایران دو سیاست مشخص دارد؛

۱- در مورد توان دفاعی خود مثل موشک نه مذاکره می‌کند و نه معامله. ایرانی ها فراموش نخواهند کرد که صدام بخاک شان تجاوز کرد و همه قدرتهای جهانی و منطقه ای از متجاوز به قصد تجزیه ایران حمایت کردند و فقط درطول یکسال ۲۰۰۰ موشک صدام به ایران پرتاب شد و درطول جنگ هم صدها هزار ایرانی شهید و مجروح شدند لذا ایران درمورد قدرت دفاعی خود مذاکره نخواهد کرد.

۲- ایران قبل از بایدن طرح "ابتکار صلح هرمز" را روی میز گذاشته است. طبق این طرح ترتیبات جدید برای عاریسازی خلیج فارس از سلاح های کشتار جمعی، ترتیبات سلاح های متعارف، مقابله با تروریسم، تامین امنیت انرژی، تامین امنیت دریایی و بسیاری از موارد مهم دیگر پیشنهاد شده است.

در مورد سلاح‌های هسته ای، این اسرائیل است که صدها بمب هسته ای دارد و قدرت‌های بزرگ در این مورد خاموش هستند. در مورد موشک این اسرائیل است که موشک با برد ۵۰۰۰ کیلومتر با قابلیت حمل کلاهک هسته ای دارد، این عربستان است که موشک های چینی با برد ۳۵۰۰ تا ۵۰۰۰ کیلومتر دارد لذا صحبت در مورد توان موشکی ایران با برد ۲۰۰۰ کیلومتر معنی ندارد.

علاوه بر آن، صدها میلیارد دلار پیشرفته ترین سلاح ها به عربستان و کشورهای همجوار ایران فروخته می‌شود. عربستان نصف جمعیت ایران را دارد اما بودجه دفاعی حدود ۷۰ میلیارد دلار دارد و ایران با دو برابر جمعیت عربستان، فقد حدود ۱۲ میلیارد دلار بودجه دفاعی دارد. امارات که حدود ۱/۵میلیون نفز جمعیت بومی دارد حدود ۲۳ میلیارد دلار یعنی حدود دو برابر ایران ۸۵ میلیونی بودجه و خرید دفاعی دارد. اینهاست که منطقه را به انبار تسلیحات تبدیل کرده و باید مورد مذاکره قرار گیرند.

برزگر هم در ادامه و در پاسخ به این پرسش که "نقش اتحادیه اروپا در مقطع فعلی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ "، گفت: بخاطر ایفای نقش ضعیف اروپا در حفظ برجام، از وزن و اعتبار قاره اروپا نزد ایران کاهش چشمگیر یافته است. در عین حال اروپا می‌تواند با نقش سازنده و مثبت، جبران مافات کند.

موسویان نیز در ادامه در این باره افزود: سهم بلوک غرب در اقتصاد و بازرگانی ایران قبل از بحران هسته ای حدود ۷۰% بود اما در پایان دوره ترامپ، بلوک شرق ۷۰% را گرفته است. این نتیجه سیاستهای غلط غرب است.

در دوره ترامپ، رهبر معظم انقلاب فرمورده بودند که اگر ترامپ برجام را پاره کند، ما آن را آتش خواهیم زد. منتهی دولت برجام را ادامه داد صرفا برای اینکه ببیند آیا سایر پنج کشور عضو، خواهند توانست منهای آمریکا به تعهدات خود در قالب برجام عمل کنند یا نه. اروپا صفر درصد عمل کرد. لذا رهبر معظم انقلاب هم فرمودند که دیگر به اروپا اعتماد نکنید.

اما در شرایط فعلی دو فرصت بزرگ وجود دارد که اروپا می‌تواند نقش فعال داشته باشد:

۱- چین و روسیه و آمریکا و اروپا همه میگویند برجام باید احیاء شود. لذا اروپا اجرای کامل برجام را شروع کند.

۲- روسیه و چین و اروپا با یک سیستم همکاری جمعی درمنطقه موافقند. اوباما موافق بود و قاعدتا بایدن هم باید موافق باشد. لذا فرصت بزرگی برای تامین امنیت پایدار از طریق سیستم همکاری جمعی منطقه ای توسط خود کشورهای منطقه، بوجود آمده که اروپا میتواند نقش فعال ایفاء کند.

سخنگوی پیشین هسته ای ایران در ادامه همچنین در پاسخ به این پرسش که "آیا تبادل زندانیان بین ایران با اروپا و آمریکا می‌تواند مفید باشد؟ "، گفت: در دوران اوباما مسئولان امنیتی دو کشور تماس داشتند و تبادل انسانی صورت گرفت. در دوران ترامپ هم وزیر خارجه ایران اعلام آمادگی کرد اما دولت ترامپ رد کرد لذا موضع ایران در تبادل انسانی همیشه مثبت بوده و الان هم می‌تواند این همکاری انجام شود.

برزگر نیز در ادامه در این باره افزود: تبادل انسانی می‌تواند نقش خوبی در روند اعتماد سازی داشته باشد و ایران هم همیشه مثبت و سازنده در این مورد برخورد کرده است.

از موسویان و برزگر در پایان این پرسش مطرح شد که "آقای موسویان شما با عبدالعزیز ساغر از عربستان در مقاله جدیدی پیشنهاد گفت وگوی ایران و عربستان را دادید. آیا این امکان پذیر است؟ "،

برزگر در پاسخ به این پرسش افزود: من با مقاله و تلاشهای آقای موسویان برای بهبود روابط ایران و عربستان موافقم اما این گفت وگوها و تلاشها نباید به عربستان محدود شود.

وی گفت: ما باید با تک تک کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس گفت وگو و اعتماد سازی کنیم چون کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس از سلطه طلبی های عربستان هم نگرانند.

موسویان هم در پاسخ به این پرسش افزود: با آقای برزگر موافقم که با همه کشورها باید گفت وگو شود و نه فقط عربستان اما مشکل اینجاست که ما دوجانبه با همه کشورها صحبت می‌کنیم، قطر وکویت و بحرین هم با صلح و هماکری وسیستم همکاری جمعی موافقند اما خود این کشورها می‌گویند که ایران باید با عربستان مساله را حل کند درغیر اینصورت بجایی نمی‌رسیم.

او افزود: من در کتاب جدید خود تحت عنوان "ساختار جدید امنیت و همکاری درخلیج فارس" به چند محورو واقعیت اشاره کرده ام:

۱- کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس از سه قدرت ایران، عربستان و عراق نگرانند. داستان عربستان علیه قطر و حمله عراق به کویت را فراموش نکرده ایم.

۲- گفت و گوهای دوجانبه و چند جانبه بین هشت کشور حاشیه خلیج فارس باید همزمان و موازی انجام شود.

۳- درمورد نقش آمریکا در ترتیبات امنیتی خلیج فارس زیاد صحبت می‌شود چون آمریکا بزرگترین حضور نظامی رادارد. منتهی من معتقدم که شورای امنیت سازمان ملل یعنی هر پنج قدرت باید طبق قطعنامه ۵۹۸ از دبیر کل بخواهند که گفت وگو با کشورهای منطقه در مورد همکاری جمعی توسط خود کشورهای منطقه را شروع کند و یک مجمع گفت وگو بین خود کشورها را تسهیل کند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: