به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا؛ مشارکت در انتخابات همواره مورد توجه مسئولین جمهوری اسلامی قرار گرفته است. چراکه خواست و مطالبات عمومی را تنها نمایندگان منتخب می‌توانند به مرحله اجرا و عمل برسانند و این امر تنها از طریق انتخابات امکان‌ پذیر است. علاوه بر این مشارکت در انتخابات به معنای اقبال عمومی به داوطلبینی است که از سیستم حکومتی جمهوری اسلامی به انتخابات راه می‌یابند. مقام معظم رهبری تاکید کردند: «انتخابات در جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که دین مظهر کامل یک دموکراسی همه‌جانبه است و برگزاری ۳۷ انتخابات در طول ۴۱ سال نشان‌دهنده اهتمام بی‌نظیر نظام اسلامی به مردم‌سالاری است».

شاید به همین دلیل است که مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران، مشارکت مردم در انتخابات را به منزله رفراندم تلقی کرده و مشروعیت نظام را در گرو اقبال عمومی به صندوق رای می‌دانند و برای آن اهمیت زیادی قائل هستند، تا جایی‌که مقام معظم رهبری در چند انتخابات اخیر حتی از مخالفین دعوت کرده‌اند تا در انتخابات شرکت کنند. 

پس از رفراندم بزرگ انقلاب اسلامی در فروردین سال 98، که با مشارکت 98 درصدی واجدین شرایط همراه بود، انتخابات سال 88 با مشارکت 84 درصدی مردم، بالاترین آمار مشارکت را به خود اختصاص داده است. وزارت کشور تعداد شرکت کنندگان در این انتخابات را نزدیک به ۳۹ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر اعلام کرد.

در انتخابات مجلس نیز، مشارکت مردم برای انتخاب نمایندگان مجلس پنجم بیش از باقی ادوار بوده است. در انتخابات مجلس پنجم 71 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند.

هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز با 51 درصد مشارکت، کمترین آمار را بعد از انتخابات مجلس یازدهم به خود اختصاص داده است. برگزاری انتخابات مجلس هشتم را محمود احمدی‌نژاد بر عهده داشت، 44 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن بودند. در تهران تنها 30 درصد مردم یعنی 1.91 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. این فاکتور را باید در نظر گرفت که در این انتخابات سن مشارکت از 15 به 18 سال افزایش یافت. 

در سال 90 و در انتخابات مجلس نهم، مصطفی محمدنجار وزیر کشور اعلام کرد که «کل آرای ماخوذه» در انتخابات ۲۶ میلیون و ۴۷۲ هزار نفر و میزان مشارکت حدود ۶۴/۲ درصد بوده است. اعلام این آمار با واکنش‌های بسیاری همراه شد، منتقدین معتقد بودند که به فرض صحت آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور، درصد مشارکت پائین‌تر از 55 درصد بوده است. 

مشارکت در تهران بنابر اعلام وزارت کشور وقت 48 درصد بود. مرتضی تمدن، استاندار تهران، تعداد واجدین شرایط استان تهران را حدود ۵ میلیون نفر اعلام کرد و صفر علی براتلو رئیس ستاد انتخابات استان تهران، در اظهار نظری متفاوت از وجود ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار واجد شرایط رأی دادن در سطح استان خبر داد. که اعلام این آمارها نیز دستخوش تغییر شد، چرا که تعداد واجدین شرایط رای در سال 88، 8میلیون و 800 هزار نفر اعلام شده بود. 

شرایط برگزاری انتخابات مجلس دهم متفاوت بود. اصلاح‌طلبان بعد از آنکه سه دوره از مجلس را در حاشیه سپری کردند و با رد صلاحیت‌های گسترده امکان مشارکت در انتخابات را از دست داده بودند، این بار با ائتلافی بزرگ و با استفاده از ظرفیت‌های جامعه مدنی و «تَکرار» رهبر اصلاحات، یکی از بزرگترین بسیج‌های عمومی را به راه انداختند. جمع‌بندی اصلاح‌طلبان این بود که نتیجه قهر با صندوق رای یعنی روی کارآمدن افراد تندرو و خالی گذاشتن میدان برای تاخت و تاز  افراطی‌گری. 

در پی برگزاری انتخابات مجلس دهم، وزارت کشور ایران از مشارکت ۶۲ درصدی واجدان شرایط در انتخابات خبر داد. علیرغم اقبال بیشتر مردم به صندوق رای نسبت به انتخابات مجلس نهم، رقم مشارکت کمتر اعلام شد. تعداد واجدین شرایط قریب به 55 میلیون و آرای ماخوذه نزدیک به 34 میلیون بودند. بنا بر اعلام رسمی وزارت کشور، در تهران 50 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان ۱۳۷ کرسی و اصولگرایان ۱۲۰ کرسی مجلس دهم را از آن خود نمودند.

انتخابات مجلس یازدهم در شرایط حساسی نسبت به انتخابات‌های دیگر برگزار شد. مشکلات بغرنج اقتصادی و معیشتی، چالش‌های سیاست خارجی، اعتراضات آبان و دی، گرانی بنزین، سقوط هواپیمای اوکراینی و حواشی مربوط به آن و همچنین عملکرد مجلس دهم از عواملی بود که مردم را نسبت به صندوق رای بی‌رغبت نمود. 

پیشتر تجربه مجلس هفتم، هشتم و نهم نشان داده بود که عدم اقبال عمومی به صندوق رای، شکست اصلاح‌طلبان را در پی دارد. درست به همین دلیل بود که شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‎طلبان از ارائه لیست انتخاباتی پرهیز کرد. 

دو روز پس از رای‌گیری وزارت کشور میزان مشارکت در انتخابات را 42/57 درصد اعلام کرد و به این صورت کمترین آمار مشارکت در انتخابات در 40 سال اخیر به انتخابات مجلس یازدهم تعلق گرفت. 

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، دلایل مشارکت پایین مردم را تشریح کرد و گفت: «ما هم ورود بیماری کرونا را داشتیم و هم شرایط سیاسی و مسائلی مثل سقوط هواپیما، حوادث آبان و دی را داشتیم و در این شرایط این میزان حضور و مشارکت مردم کاملا قابل قبول است.»

در تهران محمدباقر قالیباف، سرلیست فهرست وحدت اصولگرایان با کسب بیش از یک میلیون و ۲۶۵ هزار رای، نامزد اول حوزه انتخابیه تهران شد، این رقم با تعداد آرای نفر شانزدهم لیست امید در انتخابات مجلس دهم برابر است و همین مقایسه خود گواه مسائلی است که شاید به مذاق فاتحان بهارستان خوش نخواهد نشست. 

بیشترین آمار مشارکت با رقم 71 درصد مربوط به استان کهکیلویه و بویر احمد و کمترین آمار مشارکت متعلق به شهر تهران با رقم 2/26 بوده است. 

بر اساس اعلام رسمی وزارت کشور مشارکت در حوزه انتخابیه تهران یک میلیون و ۸۴۱ هزار و ۸۹۱ تن برابر با ۲۵ و ۴ دهم درصد بوده است. انوشیروان محسنی بندپی، استاندار تهران، نیز پیش‌تر شمار شهروندان واجد شرایط رای دهی در استان تهران را ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر عنوان کرده و گفته بود که ۲۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تعرفه در این استان توزیع شده است.

نفرات اول فهرست وحدت اصولگرایان با 10 تا 12 درصد آرای کل تهران به مجلس راه یافته‌اند و این مسئله نیاز به دقت و بررسی بیشتری دارد. 

بسیاری از کارشناسان معتقدند که مجلس باید محل تنازع افکار و تقابل سلایق باشد، مجلس یکدست خروجی یکدست و در نتیجه به رسمیت نشناختن طیفی از جامعه را به همراه خواهد داشت. پیروزی اصولگرایان در میدان بی‌رقیب در حالی صورت گرفت که انتخابات مجلس یازدهم رکورد کمترین مشارکت مردمی را به خود اختصاص داد. احزاب اصلاح‌طلب در بسیاری از حوزه‌های انتخابی نماینده‌ای برای معرفی نداشتند، اصلاح‌طلبان در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توانستند 10 تا 15 درصد کرسی‌های ملس را فتح کنند که چنین امر بعیدی محقق نشد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: