به گزارش برنا؛ دلیل تبلیغات خیابانی پلتفرم های نمایشی  برای رسانه های خانگی یک سوال بی جواب است  که پاسخ آن ذهن بسیاری را درگیر کرده است ! به نظر شما هدف از این شیوه ی تبلیغات واقعا یک اقدام در جهت معرفی یا تهییج مخاطب است؟

یعنی ممکن است مخاطبین یا علاقه مندان به آثار نمایشی با دیدن این افراد و سبک تبلیغاتشان برای دیدن و دنبال کردن آثار اقدام می کنند و...

کسی که این شیوه ی بدوی برای اولین بار به ذهنش خطور کرده و احساس این را دارد که در رقابت این روزهای تولیدات رنگارنگ شبکه نمایش خانگی گل طلایی زده است حتما چیزی جز این در ذهن دارد که قطعا تبلیغات نیست چراکه اصولا دنیای تبلیغات ادبیات خودش را دارد و مدام در ادوار مختلف بر اساس انواع مدیا و سلایق و مسیر تردد حضوری و غیر حضوری مخاطبان تغییر می کند.

در این شرایط باید گفت؛ تفکری که پشت این سبک از تبلیغات شهری همراه با آکتور های تبلیغاتی متحرک  شهری وجود دارد می تواند همین عصبانیت حاصل باشد که اقشار مختلف را در فضاهای مختلف با همین عکس ها به واکنش وادار کرده است که به نوعی تبلیغات و شناساندن محسوب می شود.

اما سوال اینجاست؛

آیا صاحب اثر هنری به این سبک از تبلیغات اثرش رضایت دارد؟

این شیوه خواسته پلتفرم است؟

آیا نظر مشترکی در میان بوده است؟

آیا از نتیجه ممکن مطلع بوده اند یا...؟

تجربه نشان می دهد اصولا رعایت قواعد و قوانین معمولا مسیری به سمت خوشبختی است اما شکستن قانون با هر شیوه ایی بایستی هدفی قابل دفاع داشته باشد، مگر ممکن است در روزهایی که تلفن هوشمند به عنوان همراه بیشترین زمان مردم در طول روز منبع و محل اصلی تبلیغات است به سمت روشی برویم که برای جلب توجه افرادی استخدام شده و در چنین شرایط روحی و روانی در معابر بچرخند و ...

یک کارشناس حوزه اقتصاد و تبلیغات می گوید :

شاید نگاه اصلی ایجاد کار و شغل آفرینی بوده است؟

یک فعال حوزه سینمایی می گوید:

همین که ذهن تو را به عنوان یک فعال رسانه ایی درگیر کرده یعنی در کارش موفق بوده است!

تهیه کننده ی یکی از آثار در حال تولید برای شبکه نمایش خانگی که چند روزی است کارش را کلید زده می گوید:

این کار هم شان اثر را پایین می آورد و هم برای خانواده ی فرهنگی این مرزوبوم با این سبقه ی پر سر و صدا جای سوال ایجاد می کند که نکند ما در  حرکت به عقب این روزها از هم پیشی می گیریم!

دستمزد  کاری برای این افراد ماهیانه ۴میلیون تومان است در حالیکه وایرال یک ویدیو تبلیغاتی در چند شبکه مجازی ( اینستاگرام و کانال های تلگرامی) برای هر بار ۴-۵ میلیون تومان است پس این روش یک نگاه صرفه جویانه است که به قیمت بی احترامی فرهنگی  به افرادی انجام می شود و در نهایت به امروز می کشد که آحاد فرهنگی و غیر فرهنگی را انگشت بر دهان کرده که چرا...؟ 

با این اوصاف و با توجه به آنچه از نظرات مردمی در گشت و گذار میدانی از این سبک تبلیغات دریافت کردیم مشخص شد که خیلی ها این شیوه عجیب را هم در شبکه های اجتماعی دیدند و در معابر مختلف به جز تعدادی مغازه دار نمود بیشتری وجود نداشته است.

بوتیک دار و فروشنده لباس مردانه می گوید:

حداقل چند تا کد تخفیف ( ورود به پلتفرم ها ) به اینا میدادن که به مردم بدهند !

فروشنده سی دی ( فیلم های قدیمی) :

بابا اینا که فضای مجازی رو قرق کردند چرا اومدن توی خیابون!

اما یک معلم بازنشسته که تمام آثار نمایش خانگی را با جزییات دیده بود و معتقد بود این سریال ها تلویزیون را مجبور به بهتر شدن می کند در این باره گفت:

با دیدن این افراد در یکی از پیج ها بغض کردم!

این کار بیشتر تحقیر هنر است تا تبلیغات هنر! 

اما یک مقام آگاه در تبلیغات می گوید:

شما بخواهی یا نخواهی این شیوه جواب داده است و بسیاری از افراد این سبک از تبلیغات و محصول مد نظر را در خیابان و شبکه های مختلف اجتماعی دیده اند.

حال باید گفت هر پلتفرم برای موفقیت در این رقابت تنگاتنگ هر کاری بلد باشد می کند پس در این شرایط قوانین موجود و مرتبط باید با مراقبت از زیبایی شناسی شهری و جایگاه عمیق فرهنگ در  کشور به داد این سبک عجیب و سبک برسد تا حداقل خودمان در خودزنی فرهنگی بر خودمان نتازیم که نانش به سفره ی دیگرانی برود که قطعا بیزنس شان در اولویت است نا شان و جایگاه اثری که تبلیغ می کنند.

خبرنگار: پیروز قهرمانی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: