این نویسنده که پیش از این با نگارش آثار طنزی همچون «موج و صخره»، «مأمور بدرقه» و ... با تلویزیون همکاری داشت به دلایلی که در این گفت‌و‌گو به آن اشاره خواهد شد از طنز نویسی برای تلویزیون فاصله گرفت تا ملودرام «آنام» را برای شبکه سه سیما بنویسید. گفت‌و‌گوی مفصل ما با او به بهانۀ پخش سریال «آنام»، فرمول های نگارش برای سیما و البته ممیزی های مرسوم تلویزیون در نگارش آثار طنز انجام شده است که بخش نخست آن را در ذیل از نظر می گذرانید.

ایده نوشتن قصه سریال «آنام» چطور به ذهنت رسید و شکل گرفت؟

از چند سال پیش یک ایده تک سکانسی در ذهنم بود، ولی به هدف اصلی اش فکر نکرده بودم. ایده‌ام زن ثروتمندی بود که به عنوان خدمتکار وارد خانه ای می شود، ولی اصلا به ایجاد رابطه مادر و فرزندی در قصه فکر نکرده بودم چون به دنبال ساختار دیگری بودم، تصمیم داشتم یک قصه معمایی بنویسم، ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر ایده ام را بر اساس اهداف وزارت بهداشت منطبق کنم که سفارش نوشتن یک فیلمنامه را داده بودند قصه خوبی از آب در می آید. بر همین اساس طراحی قصه را شروع کردم و بعد از حدود یک ماه و نیم، قصه در قالب سریال «آنام» به تصویر در آمد.

جغرافیای قصه «آنام» چطور انتخاب شد؟ جغرافیای خاصی مد نظرت بود؟

جغرافیای قصه یکی از نکاتی بود که در نوشتن مد نظرم بود، ولی به جای "کلیبر" در آذرباییجان شرقی مکان دیگری که فضای سنتی بیشتری بر آن حاکم بود را در نظر داشتم، تصمیم داشتم به سراغ اعراب خوزستان بروم، اما همان سال سفری به زادگاهم شهرستان میاندوآب در آذرباییجان غربی داشتم و یکسری عکس و فیلم هم از آن مکان فراهم کردم، حتی این موضوع را با تهیه کننده «آنام» در میان گذاشتم و با استقبال او هم روبرو شدم، ولی متأسفانه به دلیل نبودن امکانات، شرایط مکان مورد نظرم فراهم نشد و "کلیبر" به عنوان جغرافیای قصه انتخاب شد البته به دلیل اینکه با فرهنگ آذربایجان آشنا بودم فضا برایم هموارتر شد.

وقتی که قصه «آنام» را می نوشتی ذهنیتت روی این تعداد قسمت بود؟

نه، ابتدا داستان را روی 40 قسمت طراحی کرده بودم.

حس کردی که قصه پتانسیل دارد پرورش پیدا کند؟

وقتی در نوشتن پیش رفتم و حدود 25 قسمت را نوشتم مطرح کردم که این قصه ظرفیت دارد پرورش پیدا کند، حتی در چند فصل ادامه داشته باشد و مطرح شود. البته پیشنهاد اولیه را آقای ارگانی ارائه داد که قصه «آنام» را کوتاه نکنیم چون معتقد بود وقتی که مردم با داستان عجین می شوند حیف است در قسمت های کمی به پایان برسد چون این داستان جا دارد حتی 90 تا 100 قسمت هم ادامه داشته باشد. بعد از آن قصه را طراحی کردم متوجه شدم که داستان «آنام» را می توانم تا حدود 100 قسمت هم بنویسم، ولی وقتی که به قسمت 60 رسیدم، حداقل به 12 قسمت دیگر نیاز داشتم تا قصه را مناسب تر ببندم که کاراکترها به سرانجام برسند و نقاط مبهمی باقی نماند،  ولی فشار مالی، تعطیلات نوروز و همزمانی زمان پخش زنده بعضی از مسابقات فوتبال با این سریال باعث شد داستان «آنام» بیشترین لطمه را بخورد و برخلاف میل باطنی ام به اجبار قصه را بستم که همین باعث شد کمی شتابزدگی در قسمت های آخر مشهود شود و یکسری نکات مبهم بماند و سکانس های زیادی که نوشته بودم حذف شود. درواقع قصه به نوعی حیف و میل شد و بیشترین لطمه این ماجرا را من خوردم.

در ابتدای همکاری اطلاع داشتی جواد افشار کارگردان سریال «آنام» است؟

اطلاع نداشتم، چون جواد افشار یک سال بعد از آغاز پروژه وارد کار شد.

به عنوان یک نویسنده مهم است با چه کارگردانی همکاری داشته باشی؟

بله، برایم مهم است، از انتخاب این کارگردان برای سریال «آنام» استقبال و حتی حمایت کردم که افشار، کارگردانی این اثر تلویزیونی را انجام دهد.

به نظرت نویسنده در انتخاب بازیگر چقدر نقش دارد؟

به نظرم اتفاق خیلی خوبی است که نویسنده در صددرصد کستینگ (انتخاب بازیگر) در کنار تیم کارگردانی باشد، هر چند نویسنده صد در صد نمی تواند برای انتخاب بازیگر نظر بدهد، اما بهتر است این امکان را داشته باشد.

با توجه به شناخت نویسنده از کاراکترها قطعا ورودش در بخش انتخاب مؤثر خواهد بود و به نفع تیم کارگردانی است.

بله، با توجه به اینکه در بحث انتخاب بازیگر، نویسنده حساسیت بیشتری دارد و انتخابش دقیق‌تر است، ولی متأسفانه این اتفاق نمی افتد، البته در این خصوص کارگردان ها خیلی مقصر نیستند، گاهی اوقات مشکل از بعضی دستیاران کارگردان است که شیطنت هایی می کنند و فضا را به گونه ای می‌چینند که احتمالا ورود آنها به این دلیل است که یا رفقای خود را برای بازی بیاورند! یا اتفاق های دیگری در میان باشد که این را هیچ وقت نتوانستم کشف کنم.

در انتخاب بازیگرهای سریال «آنام» دخالت داشتی؟

بله، پیشنهاد های زیادی ارائه دادم، البته تا حدودی که وظیفه یک نویسنده است. حتی جواد افشار یکسری از بازیگرها را در این سریال با توجه به پیشنهادهای من انتخاب کرد. در واقع می توان گفت به نسبت تجربه هایی که در گذشته داشته‌ام در این سریال ورود پررنگ تری داشتم و این دخالت هم به خاطر پیشنهاد پذیری بیشتر و تعامل خوب جواد افشار بود که انحصار طلبانه به موضوع نگاه نمی کرد و می فهمیدم که در صدد این است انتخاب درستی صورت بگیرد، حتی در این اثر تأثیر رابطه‌ها را نسبت به کارهای قبلی‌ام کمتر دیدم.

زمان نگارش قصه به این موضوع فکر می کنی که چه نقشی مناسب کدام بازیگر است؟

خیر، اصولا اینطور فکر نمی‌کنم، شخصیت های قصه را با یک هیبت، حجم و مشخصاتی که می بینم یعنی بدون اسم و مشخصات و اینکه شخص خاصی را درنظر بگیرم قصه را می نویسم و قبل از کار نمی توانم بازیگر را ببینیم و شخصیت را خلق کنم چون ناخودآگاه روی کارم تأثیر می گذارد، ولی در مرحله‌ای که کار جدی تر می شود و نصف قصه را نوشتم سعی می کنم بازیگر را ببینم، بعد انتخاب می کنیم که کدام بازیگر مناسب نقش است.

ادامه دارد...

گفت‌و‌گو: مجتبی احمدی

سها راستاد

سریال+آنام

عبدالرضا-اکبری