سال هاست که آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی با چارچوب های متفاوت تولید روی آنتن و پرده می روند، این به آن معناست که گویا خطوط قرمز و ممیزی ها در هیچ یک از این مدیوم ها قاعده مشخصی ندارد، براساس مدیوم ها نیز طراحی نمی شود و البته در بیشتر مواقع گاهی براساس زمان و مناسبت ها متغیر است.

نقطه عجیب و غریب ماجرا اینجاست که گاهی اوقات خطوط قرمز در شبکه های مختلف نیز متفاوت است. با این وصف که طرح موضوعی در یک شبکه ممنوع و در شبکه دیگر مرسوم است.

حتی نوع پوشش و نوع گریم نیز گاهی در شبکه های مختلف چارچوب خاص خودش را دارد و این یعنی گاهی اوقات سلایق، بیش از قاعده و قانون عمل می کند و شاید قاعده مرسومی در این باب هنوز شکل نگرفته و تنها خودسانسوری سلیقگی برخی مدیران حرف اول را می زند که بر پیکره تفکر سازندگان دیکته می شود.

در اینکه برخی از مدیران سیما در سال های اخیر نگاهی منطقی تر و اصولی تر به طراحی موضوعات داشته اند و تنها مته به خشخاش نگذاشته و  سعی بر این دارند تا مسائلی که به چارچوب اعتقادی و عرفی کشور لطمه ای را وارد نمی کند را از لیست ممیزی ها خارج کنند تا نویسندگان و صاحبان آثار با دست و بال بازتری دست به قلم شده و برنامه سازی کنند شکی نیست اما هنوز کار داریم تا به جایی برسیم که باید!

کم ندیده ایم مدیرانی که کاسه داغ تر از آش هستند و بدون شناخت درست از روند تولید محتوا و برنامه سازی و نویسندگی و... برای حفظ کرسی شان به (نه) گفتن بی چون و چرا عادت دارند.

بی تردید تلویزیون نیاز دارد تا انعکاس درستی از جامعه باشد و واقعیت های مرسوم را بگوید و در این باره نمی توانیم هیچ برنامه سازی را به خودسانسوری عادت دهیم چراکه این مسئله بر کیفیت تولیدات تاثیرگذار است. اما گذر از این مرحله می تواند در بازگرداندن حجم وسیعی از مخاطب در رسانه تاثیری شگرف داشته باشد.

از داستان تلویزیون و خط و مشی مدیران که اصولا در ادوار مختلف متغیر است که بگذریم به سینمایی می رسیم که در بخش خصوصی و با سرمایه گذاری شخصی چراغش روشن است و عدم صدور پروانه نمایش می تواند لطماتی اقتصادی به همراه داشته باشد، طوری که بسیاری از علاقه مندان سرمایه گذاری فرهنگی را از این مسیر فراری دهد.

چگونه ممکن است فیلمنامه ای که پروانه ساخت گرفته است زمان اکران نتواند پروانه نمایش دریافت کند؟! چه اتفاقی می افتد که یک فیلم سینمایی را که روی کاغذ مجوز داشته است بعد از تولید، از اکران کنار می گذاریم؟

مگر در سینمای ما دست کارگردانان تا چه اندازه باز است که از یک فیلمنامه مجوزدار فیلمی بدون مجوز ساخته شود؟!

این یعنی در طول مدت اخذ پروانه ساخت تا صدور پروانه نمایش یا قوانین تغییر کرده است یا سلایق! یا اتفاقی رخ داده است که قصه ای که مدتی پیش دارای مجوز بوده حالا ممنوعیت دارد.

بی شک این مسئله نیازمند بررسی جدی است چراکه نمی توان از کنار سرمایه خصوصی که محصول  زندگی مردم است به این راحتی عبور کنیم. دیده نشدن یک فیلم نه تنها لطمات روحی و روانی به عوامل هنری یک اثر می زند، که ضرر و زیان اقتصادی آن نیز غیرقابل جبران است.

حتما می شود با طراحی راهکاری حداقل در سینما به وضعیت ممیزی ها، تا حدودی منطقی تر نگاه کرد و شرایط را مهیا کرد تا آثار سینمایی با کمترین برش روی پرده سینما برود و سازندگان کمترین ضرر و زیان مالی را در این باره متحمل شوند.

پرواضح است که سینما برای شکوفایی نیازمند فکرهای نو در قصه و ساختار است و با کشیدن ترمز نویسندگان و سازندگان عملا با افت تولیدات نمایشی مواجه خواهیم شد.