شاید در نگاه اول با خواندن خلاصه داستان فیلم سینمایی «زیر نظر» به این نتیجه برسیم که قرار نیست هیچ اتفاق مهمی در دل این فیلم سینمایی رخ داده و درحقیقت فیلم به لحاظ بار محتوایی و سوژه حرفی برای گفتن ندارد.

همه آنچه در خط و ربط ابتدایی این داستان وجود دارد نشان از یک لوکیشن محدود، یک اتفاق به ظاهر ساده البته با حضور بازیگرانی درخشان که تماشاگرش را دو دل می کند به این مسئله که آیا قرار است یک فیلم سینمایی جذاب را ببیند یا مثل برخی از آثار سینمایی مرسوم در ژانر به ظاهر کمدی قرار نیست اتفاق شگرفی رخ دهد و تنها ویترین ها برای گیشه ها منقش شده اند.

قبل از اینکه به چند و چون داستان دو خط فیلم سینمایی «زیرنظر» به کارگردانی مجید صالحی برسیم در تیتراژ فیلم به حضور رضا عطاران به عنوان مشاور کارگردان در فیلم می رسیم که مشخصا رفقای قدیمی مجددا کنار هم گرد آمدند تا حالا در سینما تجربه جدیدی به دست آورند. قطعا اینجا کار سخت تر است چراکه دو بازیگر گران قرار است در مقام کارگردان و بازیگر اول فیلمی را بسازند که از رقبای گیشه ای اش جا نماند نه به لحاظ رقابت و نه به لحاظ رقابت فروش و نه به لحاظ اسم بازیگری که چندی ست روی پرده سینما نیامده و قرار است با گیشه این فیلم دوباره برای رقبای مطربش دستی تکان دهد. 

کاناپه‌ای زرد رنگ به دلیل استفاده مواد مخدر سوراخ می شود و پوشاندن این سوراخ همه آن چیزی است که باید در این فیلم سینمای اتفاق افتد و هرچه رخداد کوچک و بزرگ در دل این سناریو جای داده شده است، براساس همین سوراخ است و در لوکیشنی محدود همه اعضای یک آپارتمان با هر جایگاه اجتماعی و دغدغه و موضوع حول این داستان ماجراهای جذاب و معمولی دارند.

مجید صالحی خوب می داند از اجتماع فانتزی خودش و رضا عطاران و اشتراکش با نمک و قند امیر جعفری می تواند به نتایج جذابی برسد به خصوص اینکه از جایی سر و کله مهران احمدی با متفاوت ترین نقشی که شاید حداقل به لحاظ گریم می تواند تجربه کند پیدا می شود و گوشه ای از کار را می گیرید.

و این ترکیب درصورتی با آزاده صمدی کامل می شود که این نقش قطعا در آستین صمدی موجود بوده است و چاشنی همیشه حاضر و غایب فیلم که به اندازه کافی شعله تشنج و التهاب فیلم را بالا می برد ریما رامین فر است که صدایش کار زیرنظر را راه می اندازد و دراین میان سروش جمشیدی در نقش «نظر» مستخدم افغانستانی فیلم است که حالا بلد است در میان ستاره های طناز سینما و تلویزیون چگونه دیده شود.

قبل از هر چیز باید گفت فیلم اگرچه موقعیت لازم برای شلنگ تخته انداختن را به قدر کافی دارد اما هرگز این کنترل از دست تیم کارگردانی خارج نشده است و تمام بازیگران بداهه باز این فیلم سینمایی بازی های داخل چارچوبی دارند که در تمام لحظات مکمل هم هستند نه ساز ناهماهنگ. اگرچه همه آنچه در دست کارگردان فیلم است با محدودیت مواجه است با این حال صالحی از گوشه گوشه این لوکیشن محدود سود برده است. شاید اگر فیلمنامه بعد از گذشت نیمی از فیلم پتانسیل مفصل تری داشت استارت در اوج فیلم به فینالی در اوج می رسید اما مشخصا فیلم از میانه راه شاید کمی آن طرف تر حداقل در خنداندن مخاطبش کم می آورد و تنها بامزگی های بازیگران است که از افت فیلم مراقبت می کند.

یکی از ویژگی های مستتر فیلم که می توانست پتانسیلی قوی تر داشته باشد کاراکترهای مهران احمدی و آزاده صمدی و حتی سروش جمشیدی بود که هرکدام به خوبی ساخته و پرداخته و سراحی شدند اما قصه کامل و کافی نداشتند.  درحالی ک همه چی زمهیا بود تا هرکدام از این شخصیت ها بیش از آنچه در اواخر فیلم می بینیم موثر باشند.

شاید نکته ای که نقطه عطف فیلم زیرنظر بود و کارگردانی روی این پتانسیل حساب ویژه ای باز کرده است چالش و چلنج میان رضا عطاران و امیر جعفری است. دو نوع کمدی متفاوت که حالا قرار است شبیه به هم دیده شوند و درواقع تیکی تاکا های بازی نقطه عطف این فیلم باشد و جالب تر اینکه رضا عطاران گاهی با گریمی متفاوت با نقش در چند صحنه از کوره در رفتن تا به حال دیده نشده از جنس خودش را (که قطعا مجید صالحی از خود عطاران این بازی را درآورده است) دیده می شود و البته امیر جعفری در نوع خاصی از بازی مورد علاقه اش بازی تر و تمیزی دارد. او به رغم اینکه در تمام لحظات فیلم با رضا عطاران همراه است حتی در جایگاه یک مکمل نیز پوشش خوبی روی لحظات بازی عطاران دارد.

اگرچه همانطور که گفتیم فیلمنامه می تواند پر و پیمان تر باشد  و بیش از این حرف ها موقعیت و فضای کمدی ایجاد کند و اگرچه قصه بر موضوعی کاملا ساده و کم حجم و دم دستی استوار بود و اگرچه موقعیت هایی شبیه به هم در داستان بارها تکرار شد با این حال فیلم برای مدتی توانست مخاطب خودش را بخنداند و این در واقع هدفی است که قطعا در راس دلایل این فیلم محسوب می شود.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: