«قصیده گاو سفید» نگاهی متفاوت از بهتاش صناعی ها به یک موضوع قضایی بود که به نظر بکر و ناب بود اما در نهایت با ریتمی کند صدمه دید.

فیلم «قصیده گاو سفید» ماجرای خاصی داشت که می توانست یکی از پر سر وصداهای جشنواره باشد به شرط آنکه این سوژه ناب و بکر تحت تاثیر ماندگاری کارگردان روی بازی بازیگران حیف و میل نمی شد.

مریم مقدم و علیرضا ثانی فر در یک سوم ابتدایی فیلم، حضوری درخشان و متفاوت داشتند و جالب اینکه روند قصه در پارت دوم از اولویت خارج شد و این روابط میان شخصیت ها بود که فیلم را بالا نگاه می داشت.

جلو بودن اطلاعات تماشاگر از فیلم و روایت کند داستانی که پیش نمی رفت کم کم می رفت تا تماشاگرش را کلافه کند چراکه حتی فاصله دیالوگ میان شخصیت ها نیز در تدوین درنیامده بود و کارگردان مشخصا با اغراق خواسته تا ری اکشن های بعد از هر دیالوگ به شکل تمام و کمال در فیلم باقی بماند، اتفاقی که تکرارش تا حدود زیادی حوصله سر بر از آب درآمد .

یکی از نقاط عطف فیلم «قصیده گاو سفید» بازی مریم مقدم و البته علی ثانی فر به خصوص پیش از مرگ فرزندش بود که بازی درون گرای ثانی فر به دور از هیاهو و اَکت اضافه در کنار لحظات احساسی یک بازی رئالیته از سوی مریم مقدم می رفت تا دو بازی کم نقد را در فیلم های فجر نمایان سازد اما مشخصا هدایت کارگردان در لحظاتی از بازی ثانی فر به خصوص در پارت دوم فیلم که با اوراکت بسیاری همراه بود، به مزاق و سلیقه مخاطب خوش نیامد.

شخصیت قاضی پرداخت درستی داشت و به سرعت با باور مخاطب در این سبک از قصه درگیر شد و رخداد پیش آمده و مقصرش به سرعت با روند داستان به جای درستی رسیدند اما در ادامه، شرایط به گونه ای دیگر طراحی شد و نداشتن داستان های موازی و دور هم چرخیدن های بی دلیل آن هم در شرایطی که تماشاگر در قصه پیش است، کار را به جایی رساند که متول گویی فیلم بیشتر آسیب رسان شد تا اینکه بخواهد قصه سازی، موقعیت سازی یا تعلیقی ایجاد کند.

کارگردان در یک داستان قضایی می توانست جسارتش را در پرداختن به موضوع بیشتر به رخ بکشد اما ترجیح داد تا بیش از قصه ای که به خوبی راه افتاده بود درگیر شخصیت ها شود.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: