گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ مهدیه عرب در ۲۶ خرداد ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. از ابتدا در هنر و ورزش دارای استعداد بیشتری بود و در نهایت کارهای هنری را ترجیح داد. او دارای دو برادر و یک خواهر و دو فرزند است. خواهر او مهشاد عرب هم ترانه سراى مشهورى است.

عرب در بسیاری از آلبوم‌های موسیقی پاپ و همچنین در فیلم سینمایی «تو و من» و سریال «ستاره‌های سربی» که از کانال دو پخش شد و همچنین در قطعه «دورهمی» که روی پشت صحنه‌های برنامه پرمخاطب دورهمی مهران مدیری پخش می‌شد در نقش ترانه‌سرا ظاهر شده‌است.

آلبوم دکلمه هاى این ترانه سرا با نام «راز» که مشتمل بر یازده قطعه است و درآن خوانندگان هم ایفاى نقش دارند مجوز رسمى وزارت ارشاد گرفته و در شرف انتشار است. این آلبوم قرار بود روز جمعه 9 اسفندماه بارونمایی باشکوهى منتشرشود. اما به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلى موقت مراکز عمومی این برنامه نیز لغو و به زمان دیگری موکول شد.  

این ترانه سرای بی حاشیه با وجود سال‌ها فعالیت حرفه‌ای، تاکنون به صورت جدی از پیشینه و زندگی حرفه‌ای خود نگفته بود. در این گفت و گو که به بهانه لغو رونمایی آلبومش صورت گرفت، نقبی به پیشینه حرفه ای او زدیم.

چرا برخلاف دیگر دوستان و همکاران‌تان کمتر از پیشینه و سابقه خود سخن گفته‌اید. آنطور که گفته می‌شود کار حرفه‌ای شما از روزنامه نگاری شروع شد. درست است؟

ابایی از بیان پیشینه خود ندارم فقط شاید تا به حال فرصتی پیش نیامده باشد.  بله من از سال ۷۹ وارد دفتر مجله محک شده و صفحاتی از مجله را مدیریت ‌کردم از جمله داستان‌های هر ماه و همچنین صفحه دردانه (جشنواره داستان‌های کوتاه) و آموزش نویسندگی ،همزمان با روزنامه‌نگاری وقتی در دفترمجله هنری محک با محمد خاکپور آشنا شدم، اولین ترانه‌هایم با صدای این خواننده در آلبوم «به گل قسم» منتشرشد.

ادامه فعالیت روزنامه‌نگاری ام با مجله‌هایی همچون «اتفاق نو»، «ایام» و«پیام روز» بود که از مجلات معتبر آن زمان بودند صفحاتی نظیر صفحه خدا، مد ایرانی، مصاحبه با رمان‌نویس‌ها، اتفال، داستان کوتاه، آلاچیق را تالیف می کردم و مدتی نیز سردبیر مجله «پیام روز» بودم. در سال ۸۳–۸۴ با نظر سنجی مجله محک پرکارترین ترانه‌سرای سال شدم.

به موازات آن، با شرکت دناکاست همکاری کردم و دامنه فعالیتم گسترده‌تر شد و آثار متعددی از من با فاصله کمی منتشر شد.

و به این ترتیب وارد عرصه حرفه‌ای ترانه شدید؟

بله همین طور است و در کنار ترانه‌سرایی و اجرای ترانه‌هایم توسط خوانندگانی چون سالار عقیلى، مهدى مقدم، بابک جهانبخش، عماد طالب زاده، على اصحابى، سعید شهروز، هومن سزاوار، مجتبی کبیری، شهرام شکوهی و… در سال ۸۸ در دبستان پگاه، معلم داستان‌نویسی شدم و آموزش عاشقانه ام به شاگردانم سبب شد که آنها در مسابقات داستان‌نویسی مقام کسب کنند.

البته فعالیت های ادبی و هنری دیگری نیز به موازات ترانه نویسی انجام می‌دادید. آنها نیز به سرانجام رسیدند؟ فعالیت‌هایی مثل کافه ترانه و داستان نویسی و ...!

من و خواهرم مهشاد عرب مؤسس و مدیر جلسه ترانه و نقد ترانه با نام «کافه ترانه» بودیم که در سال‌های ۹۱ تا ۹۳ از جلسات شعر خودجوش و پررونق بود. همین طور در سال ۹۱ کتاب «آموزش داستان نویسی» برای کودکان را تألیف کردم تا یک منبع مکتوب برای تدریس و همچنین یک کتاب کار برای هنرجویانم داشته باشم. در سال ۹۲ نیز طبق آمار مجله هنری ترانه ماه آلبوم «کولی عشق» پرفروش‌ترین آلبوم سال ۹۲ و ترانه «شب و بارون» یکی از موفق‌ترین قطعات این آلبوم شد.

در اردیبهشت سال ۹۵ کتاب «یه حالی دارم این روزا» که مجموعه منتخبی از ترانه‌های اجرا شده ام بود، منتشر شد. «یه حالی دارم این روزا» نام ترانه‌ای با اجرای گروه ژوان و نام اولین آلبوم موسیقی علیرضا قرایی منش شد.

با لغو برنامه رونمایی آلبوم‌تان برنامه پیش‌رو به چه صورت خواهد بود؟ پیش‌بینی‌ها برای قبل از سال جدید است یا به سال آینده موکول می شود؟

متاسفانه با وجودی که تمامی کارهای رونمایی اعم از گرفتن سالن و برنامه اجرای زنده توسط چهار نفر از خوانندگانی مثل آقایان مهدی یغمایی، علیرضا قرایی منش، سعید شهروز و بابک برهانی که در آلبوم حضور دارند و انجام هماهنگی های لازم و ... صورت گرفته بود، این برنامه برگزار نشد.

قرار بود عواید حاصل از فروش نسخه فیزیکی در این مراسم به خیریه تعلق بگیرد. حتی دعوت از هنرمندان نیز صورت گرفته بود اما به دلیل اتفاق پیش بینی نشده‌ای به نام کرونا که یک مشکل همه گیر است و به احترام مردم و سلامتی اشان آن را لغو کردیم و بلافاصله خبر عدم برگزارى  آن را اعلام کردیم. 

بعد از آن نیز خبر لغو کنسرت آقای سالار عقیلی نیز به من رسید که آنجا هم ترانه من به نام «می ترسم» برای اولین بار می‌خواست به صورت زنده اجرا شود. در واقع در یک روز دو شوک بزرگ به من وارد شد. چون قرار بود بعداز مراسم رونمایی ،مستقیم به کنسرت آقاى سالارعقیلى برویم . 

پیش بینی هایمان برای اوایل سال جدید است و احتمال می رود در فروردین ماه در خدمت دوستان عزیز باشیم با برنامه هایی همچون قدردانی از عوامل آلبوم و پخش تیزر و کلیپ این اثر که ساخته آقای علی حمصیان است و هم اکنون آماده است. از آنجایی که آدم مثبت اندیشی هستم این اتفاق را به فال نیک می گیرم و امیدوارم این مراسم با حضور تعداد زیادی از دوستان در فضایی امن به لحاظ روحی و عاطفی و جسمی برگزار شود و این دغدغه هایی که امروز داریم را به هیچ عنوان در سال جدید نداشته باشیم.

آلبوم مورد نظر چگونه آلبومی است و آیا تفاوت‌هایی با آنچه در بازار است دارد و چرا؟

مدت سه سال است که ما مشغول کار کردن بر روی این آلبوم هستیم. بله این آلبوم قطعا دارای تفاوت هایی با دیگر کارهای موجود در بازار است. شامل 11 قطعه است که در فضاهاى کاملا متفاوتی ساخته شده است. به طوری که در آن شاهد ترانه‌ای در ژانر ترسناک نیز هستیم؛ ترانه ای به نام "حالتاى مبهم"که از زبان کسی سروده شده که خودش صحبت می کند اما مرده است. در واقع کلیپی که ساخته شده براى این قطعه حال و هواى مبهمى دارد و بیننده در فضای تاریک این اثر با آن حس و حال معناگرا و عمیق همراه مى کند.

 این قطعه به صورت دالبى عرضه مى شود و تا جایی که اطلاع دارم، این حرکت برای اولین بار در عرصه موسیقى دکلمه در ایران است که اتفاق می افتد.

قبلا هم بانوان ترانه سرایی، ترانه هایشان را دکلمه کردند اما به تعداد انگشتان یک دست! در سال جدید عمر ترانه سرایی من20 ساله خواهد شد و بعداز این همه سال همکارى به صورت حرفه اى  با خواننده ها،در واقع آلبومی را تهیه کردم که داراى آثار برگزیده ام و در واقع عصاره و چکیده سالها تلاش من در این عرصه است. تفاوتش با تمام آلبوم های دکلمه در گذشته این است که آلبوم به طور مستقیم در همکاری مشترک بین ترانه سرا و خواننده تولید شده است. آلبوم های شعر پیش از این بدین صورت بوده که  موسیقی ای بر روی شعری گذاشته می شده و دکلمه می شده است اما ما در این آلبوم آواز را هم داریم. یعنی آلبوم من یک آلبوم دکلمه-آواز با نام «راز» است و در آن خوانندگانی که قبلا ترانه هایم را اجرا کرده اند ، این بار با دکلمه من همگام و همسو شده و در کنار من با خواندن چند بیت از آن ترانه ظاهر شدند. به هر حال این می تواند اتفاق خیلی خوبی باشد و نشان دهنده تلفیق درست شعر و ملودی باشد و احترام به مولف اثر است که دوستان خواننده افتخار دادند و باحضور در این آلبوم براى من و ترانه هایم اتفاق زیبا و خوشایندرا رقم زدند.

علاوه بر آن ، باید بگویم ما همیشه توقع داریم یک آلبوم دکلمه ، آهنگ‌های احساسی و آرام داشته باشد با صدایی از شاعر که با احساسی رمانتیک و شاعرانه شعرش راغمگینانه میخواند. اما در این آلبوم تمام قطعات این گونه نیست! 

من کارهای خیلی شاد هم در راز دارم . برادرم امیرعباس عرب هم در این آلبوم و در یکى از قطعات شاد با من دکلمه کرده و کنارم هستند و در واقع کار از زبان زن و مرد است که بسیار کار جذابی شده است. این کار خیلی خیلی شاد است در حدی که می شود مثلا برای یک مهمانی یا جشن از آن استفاده کرد. این آلبوم خصوصا قطعات شاد آن را تقدیم به همه عزیزانم در ایران می کنم و امیدوارم همیشه شاد باشند.

با چه رویکردی دست به چنین ریسکی زدید؟

سالها بود دوستان مختلفی مثل میلاد ترابی که خود تنظیم کننده موفقی است و قبلا سه قطعه از دکلمه های من را تنظیم کرده بودو همین طور دوستان دیگر آهنگساز که به استودیوهایشان رفت و آمد داشتم به من پیشنهاد می کردند که کارهایم را دکلمه کنم. وقتی از آنها می پرسیدم چرا؟

می گفتند هنگامى که ترانه هایت را با صدای خودت می شنویم، حس و حال واقعی کار را درک می کنیم و حتی در آهنگسازی به ما کمک می کند. آنها پیشنهاد می کردندزمانى  که می خواهی برای ما ترانه بفرستی دکلمه اش را نیز انجام بده و معتقد بودند که می توانم کارهایم را خوب اجرا کنم همین جرقه ای در ذهن من زد و یک روز که در استودیوی آقای پیمان ملکی حضور داشتم ایشان گفتند می خواهی چند تا از ترانه هایت را بخوانی و اجراى زنده ضبط کنی؟ و به این ترتیب اولین دکلمه زنده ام را بدون هیچ گونه تمرینی آن موقع منتشر کردم. استقبال خیلی خوبی از این روند شد طوری که پیام های زیادی برایم آمد که ویدیو را خواسته بودند و ... که این تشویق دوستان باعث شد این کار را ادامه بدهم. چون دیدم استقبال شد از کاری که با صدای خودم، با حس و حال خودم، با ضربان قلب خودم عصاره های رنج ها، شادی ها و حس های مختلف  را که تجربه های احساسی من هستند به گوش مخاطبم برسانم. این کار را انجام دادم و اسمش را ریسک نمی گذارم چون حتی اگر یک نفر هم این آلبوم را بشنود و دوست داشته باشد واحساس خوبى از آن بگیرد فکر می کنم که کار مثبتی انجام داده ام.

با سختی های انتشار این آلبوم چگونه کنار آمدید؟

ممنونم که این سوال را مطرح کردید. چون همه مراحل تولید این آلبوم بسیار سختگیرانه پیش رفت .در درجه اول پیشهنادهاى اجراى متفاوت آقایان پیمان ملکی و مهدی مریخ بود که در واقع موسیقی این کار را از ملودی گرفته تا میکس و مستر به عهده داشتند. هر بار که من دکلمه می کردم انگار در یک چالش شرکت می کردیم چون آنها نظر می دادند ، با مخالفت من روبرو می شدند و یا کاری را من دوست داشتم اما با مخالفت آنها روبرو می شدم و ... انقدر دلسوزانه این کار انجام می شد که گاهی فکر میکردم این دوستان این اثررا آلبوم خودشان می دانند و بدون هیچ چشمداشتی روی آن کار می کنند و زحمت می کشند. آنچه که برای من خیلی اهمیت داشت این بود که مهدیه عربی که دارد سالهای سال کار می کند، نباید یک کار سرسری، شتابزده و درواقع سرهم بندی شده انجام دهد. اگر می آید ترانه ای را دکلمه می کند، باید تمام آن احساسی را که به کار برده، انتقال بدهد.اگر سالهاست ترانه و اوزان عروضى را مى آموزد پس باید در کنار احساس ترانه در دکلمه اش،وزن عروضى ترانه هم مشهود باشد 

باید تمام سکوت‌ها و کشش ها رعایت شود و از همه مهمتر من مى خواستم دکلمه من فقط یک دکلمه زنانه با صدایى نازک و اغواگر نباشد بلکه دوست داشتم پیامى که مى دهم حداقل در چند ترک این آلبوم به دور ازجنسیت باشد

مثلا ترانه ای دارم درمورد آقایی که پیراهنی از همسرش نزدش جا مانده و همسرش او را ترک کرده و او دارد با این پیراهن زندگی می کند. در واقع این قصه زندگی او با بوییدن و زندگی کردن با یک پیراهن است و من این تفاوت را خیلی سخت بود که فقط با صدا القا کنم. چون من نه دوبلور بودم و نه کار حرفه ای صدا کرده بودم و حال می خواستم به بهترین شکل این همه احساس را به مخاطب انتقال بدهم. از سختى های دیگر آلبوم صدور مجوزش بود که متاسفانه خیلى طول کشید. از مدیریت پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد به بعدی منتقل شد . روی شعرها مشکلی نبود همانطور که بر روی موسیقی ایرادی وارد نشد و فقط مشکل ما مشکل عکس بود که باعث شد مدت زیادی این آلبوم در وزارت ارشاد معطل بماندو من مجبور شدم کل عکس ها را عوض کنم. 

هنوز هم نمیدانم چرا به عکسهای سری اول که تفاوت چندانی با سری دوم نداشت، حساسیت داشتند. چون مشکل حجاب در عکسهایم نبود و دلیل آن همه سختگیری هرگز برایم روشن نشد. من به سختی توانستم مجوز نهایی کار را بگیرم. از آقای الهیاری تشکر می کنم چون در برخوردشان دلسوزی و احترام را دیدم ایشان خود اهل شعر هستند دفترشان که بودم کتابم  را ورق می زدند، شعرهایش را می خواندند و من را تحسین می کردند و این باعث شد که نگرش من نسبت به خیلی از مسایل و مسئولان عوض شود. از ایشان براى مساعدتشان در این اثر بسیار ممنونم.

آیا ترانه سرایی بانوان در ایران ترانه سرایی جنسیتی است؟

اگر منظورتان این است که ترانه های ما برای جنس خاصی سروده می شود، باید بگویم بله! در واقع ترانه های خانم ها برای آقایان است و ما خواننده خانم به شکل رسمى در ایران نداریم مگر خانمهایى که با اجرا در کنسرتهای بانوان   حضور مى یابند یا خوانندگانی که در خارج از ایران کار می کنند و نمی شود با آنها همکاری کرد چون ممنوع کار می شویم. ما باید از زبان آقایان همیشه سخن بگوییم ولی من شخصا خیلی سعی کرده ام جنسیت را حذف کرده و از زبان یک انسان صحبت کنم و سعی کنم در ترانه هایم از اشاره به موی معشوق و روی معشوق ، چال گونه معشوق و ... حذر کنم و سعی کنم از دید یک انسان عاشق، شاد یا شکست خورده و ... حرف بزنم و این جنسیت را در شعرهایم از بین ببرم . چون دوست ندارم زن و مرد را تفکیک کنیم و به زن بودن و مرد بودن اشاره کنیم وهمیشه درگیر این موضوع باشیم.

ترانه خانم‌هاى ترانه سرا چه تفاوت‌هایی با ترانه‌های آقایان دارد؟

به عقیده من ترانه‌های خانم‌ها و آقایان ترانه سرا در ایران هیچ فرقی با هم ندارند چون زن در اینجا نمی‌تواند ظریف بنویسد. چون باید شعرى بنویسد که یک آقا اجرا کند و در نقش یک آقا ظاهر شود تا بتواند باحس و غرور مردانه شعر بگوید. 

شاید فکر کنید چرا ظرافت‌ها، گویش‌ها و تکیه کلام هاى زنانه درترانه هاى اجرا شده خانم‌هاى ایرانی نیست! به این دلیل که زن باید بتواند با المان ها و خصوصیت های گفتمانی یک مرد صحبت کند. نمی توانددر اثرش با واژگان و حس و حالى که مختص خانمهاست گفت و گو کند و باید به سمت مردانه بودن و جهان آقایان برود تا بتواند از زبان آنها صحبت کند.

از برنامه های آتی خود بگویید؟

من شعر گفتن را باادبیات کلاسیک شروع  کردم! با غزل و قصیده و با زبان معیار! سپس به سمت ترانه آمدم و وقتی لذت اجرای ترانه هایم را چشیدم، ترانه همه دنیای من  و ترانه سرایی شغل اول من شد. وقتی از این حرفه به عنوان شغل یاد می کنم صرفا برای درآمدزایی آن نیست ، وقتی همه زندگی یک انسان، هدفش، کارش، وقتش و ... برای یک چیز صرف می شود، حال یا هنری باشد یا هر چیز دیگر، حرفه آن شخص به حساب می آید پس این اسم را به همین جهت بر روی ترانه سرایی ام می گذارم. در واقع می توانم بگویم که من در برنامه های آینده خودم بر نوشتن درقالب کلاسیک ولی با زبانى نو و موسیقایى اصراربیشترى خواهم داشت و

قصد دارم در رزومه ام همکارى با کسانی که در سبک کلاسیک و پاپ-سنتی میخوانند داشته باشم  و به نوعی کارهایی مثل اشعار آقای سالار عقیلی یا رضا بهرام را بیشترتجربه کنم.

 علاوه بر اینکه ترانه محاوره می نویسم می خواهم تعداد بیشتری از این قبیل کارها داشته باشم و می دانم که به لطف خدا موفق می شوم چون شروع کار من ازادبیات کلاسیک بوده و بسیار در این ژانر نوشتن را دوست دارم و در آینده کارهای زیادی از من خواهید شنید در این سبک و سیاق! 

در حال حاضر هم چند کار اینچنینى براى ضبط و آماده اجرا داریم مخصوص خوانندگانی که در این سبک می‌خوانند و خیلی به آینده این نوع کارها امیدوارم.

آیا بازهم شاهد آثاری از این دست خواهیم بود؟

راستش من کمی سختگیر و تکامل گرا هستم و فکر میکنم در چاپ کتابهایم نیزهمین طور عمل کردم. من در طول سالیانی که کار کردم تنها دو جلد کتاب تالیف کرده ام . چون در زمینه داستان نویسی تحقیق دارم و معلم داستان نویسی در مدارس و فرهنگسراها هستم، یک کتاب به نام آموزش داستان نویسی کودکان تالیف کردم و بعداز این همه سال ترانه سرایی ،یک جلد کتاب به نام «یه حالی دارم این روزا» دارم  که منتخبی از ترانه های اجرا شده من است. این نشان می دهد که من در این زمینه سختگیر هستم و احساس می کنم آلبوم" راز" یک یادگاری بعد از بیست سال فعالیت من در این عرصه است. اگر زنده بمانم و اگر بازهم ترانه های خوبی از من منتشر شد که دوستشان داشتم با صدای خوانندگان خوب و بزرگ و خوش صدا و ...بعداز گذشت چندین سال دوباره آلبوم دکلمه اى منتشر خواهم کردولی در حال حاضر نمی دانم تصمیمم چه خواهد بود چون اگر همین الان بخواهم جواب بدهم شاید بگویم خیر ! چنین چیزی در ذهنم نیست. 

البته شاید در قالب آلبوم نیست. دکلمه بعدی من اگر باشد هم به صورت تک قطعه خواهد بود و اگر بخواهم انتخاب کنم، فکر می کنم دکلمه غزلی باشد که با صدای سالار عقیلی شنیده اید که خودم آن را بسیار دوست دارم. "مى ترسم" که آذر نودو هشت منتشر شد یک غزل پنج ساله است  و با وجودی که خوانندگان زیادی آن را می خواستند به کسی واگذار نکردم . خوشحالم که با صدای زیبای آقای عقیلی به گوش همه رسید.

 حرف آخر

در ابتدا تشکر مى کنم از تمام کسانى که دوستانه و بهتر بگویم عاشقانه مرا در این آلبوم کمک کردند از همسرم جسیم قادرى که تمام کارهاى رونمایى را انجام داد، از فریده رفیعى نژاد هنرجوى عزیزم به خاطر طراحى زیباى آلبوم راز،همچنین از نوید سیفى به خاطر عکاسى خاص آلبوم و دوستم المیرا نورى  و برند الین کالکشن براى طراحى لباسم  و از امیرحسین کاکایى عزیز و پدر نازنینشان براى هماهنگى هاى سالن و اجراى برنامه و همچنین از محمدرضا میرصادقى و بابک برهانى براى اخذ مجوز و مشاوره هاى خوبشان  وتمام کسانى که ممکن است نامشان در این مصاحبه جاافتاده باشد و در مراسم رونمایى حتما از تک تکشان قدردانى خواهد شد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: