به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، در روزهایی که شیوع بیماری کرونا و اتفاقات ناشی از آن حال عمومی مردم کشور و البته همه دنیا را دگرگون کرده است و اهم نگرانی‌های آحاد مردم حول این اتفاق می‌چرخد، خواننده ای زرد با هدفی از پیش تعیین شده و ضدفرهنگی، اقدام به انتشار قطعه‌ای کج محتوا و سخیف اما در حد و اندازه‌های ویروس کرونا قوی و خطرناک می‌کند و نیاز است تا به اندازه‌ای که برای ویروس جدید، هم سنگر و هم قسم شده‌ایم، برای این بیماری مضر و همه گیر که اتفاقا تاثیر مستقیمی بر روح و روان جامعه در اقشار مختلف می تواند داشته باشد، دست در دست هم بگذاریم.

کمی خیال خانواده ها راحت بود که کرونا با کودکان مهربان تر است اما به همین موازات قطعه ای غیرفرهنگی از جنس موسیقی منتشر شد که دقیقا تاثیر مخرب و هدفمندش روی کودکان و نوجوانان است و اگر انتشار ویروس کرونا را به گردن اطلاع رسانی دیرهنگام، عدم آشنایی بهنگام یا عدم آموزش های لازم از سوی مسئولان مرتبط می اندازیم باید مسئولان این ویروس فرهنگی را نیز در این باب جوابگو بدانیم.

چرا باید یک اثر سخیف در دنیای موسیقی بتواند به سرعت مشتری اش را در جامعه ما پیدا کند؟ در جواب چرایی های این مسئله باید بررسی کنیم که؛

1) چرا سلیقه مخاطب ایرانی، این جنس از هنر را می پذیرد؟!

2) چرا می پسندد؟!

3) چرا گروه سنی نوجوان سیبل این تهدید هستند؟!

4) چگونه و در چه مسیری ذوق و قریحه مردم یک کشور به سمتی می رود که یک اثر مخرب می تواند توجه شان را جلب کند؟

5) آیا آگاهی عمومی وجود ندارد؟

6)آیا نقص فرهنگی درکار است؟

7) آیا جایگزین مناسب وجود ندارد؟

8) آیا موسیقی به عنوان نیاز هر روزه انسان، در مملکت ما به روز نمی شود؟

9) آیا نتوانسته ایم از تقاضا و میل باطنی مان در رسیدن به یک محتوای مرغوب هنری مراقبت کنیم؟

10) آیا در حصاربندی و محافظت از آنچه در قد و قواره های فرهنگی مان نیست، کوتاهی کرده ایم؟!

جواب سوالات بالا شاید از پس من و شما و البته ارگان های مرتبط، به تنهایی برنیاید و بی تعارف باید بپذیریم که سهم تقصیر در اندازه های متفاوت بر گُرده همه است حتی اگر بخواهیم از آن شانه خالی کنیم!

اگر هم‌نظر باشیم که جای زباله ها خارج از زندگی بشر است و این تعریف به ما بگوید از زباله باید فاصله گرفت و تولیدات زباله طور را باید پشت درب خانه ها نگه دارید و در این مسیر ارگان های مرتبط مسئول سوزاندن و مدفون کردن زباله ها به نفع سلامت بشر باشند و ما هم در این رابطه مسئولیت خودمان را داشته باشیم، در این شرایط آسیبی که از زباله ها به هر فردی می رسد مسئول مشخصی دارد.

_آیا برای مقابله با زباله های به ظاهر فرهنگی اقدامی کرده ایم؟

_آیا مراقبت می کنیم فرزندانمان به آنها نزدیک نشوند؟

_آیا فرزندانمان با دیدن این زباله ها مشمئز می شوند؟

_آیا سلیقه کودکان و نوجوانان براساس سلیقه و فرهنگ خانواده ایرانی با چارچوب ها و معیارهای اخلاقی و عرفی با شیوه استانداردی از تربیت محافظت شده است؟

اگر این اتفاق رخ نمی دهد نشان از این دارد که به دلیل کمبود و عدم ارائه به موقع تغذیه مناسب، عملا زباله ها جایگزین متریال مرغوب شده اند و اینجا قطعا پاسخگویی لازم است تا بدانیم مسئولیت تولید و انتشار  آثار فرهنگی به لحاظ محتوایی در حوزه های مختلف سینما، فضای مجازی، موسیقی و... قابل استفاده برای مخاطب ایرانی کیست؟! 

وقتی با این اندازه از ممیزی ها و چارچوب های عرفی و اخلاقی و با رعایت لحن و نزاکت به آثار مختلف داخلی مجوز انتشار می دهیم پس مسئولیت فرهنگی تولیدات نامرغوب منتشر شده در فضای مجازی کیست؟

دقیقا بخش عمده ای از این ماجرا به خواسته و سلیقه مخاطبانی برمی گردد که علاقه مند هستند پیگیر این دست آثار باشند.

اما در بحث علاقه و سلیقه کاربران فضای مجازی و این دست از آثار سخیف چه کسی مسئول است؟

وقتی نمی توانیم از بهترین هایمان در کشوری با این سبقه موسیقیایی و البته در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی سود ببریم و اسطوره های عرصه فرهنگ و هنر گاهی کنار گود هستند، فرصت به استعدادهای ضعیفی می رسد که راه نجاتشان را در خروج از ممیزی ها و خطوط قرمز می دانند و همین فاکتور برای رکورد زدن ها در دیده شدن و شنیده شدن در مدیوم بدون در و پیکری مثل فضای مجازی و شبکه های اجتماعی کافی است. 

اگر به تاریخچه موسیقی این مرز و بوم نگاهی از دور داشته باشیم و جایگاه شعر، ادبیات، ترانه سرایی و موسیقی اصیل و خوانندگی را حتی سر دستی تورق کنیم، به سرعت به این جواب می رسیم که خداراشکر که این درد فعلی در سطح است و ریشه ای نیست و با یک جراحی ساده امروز قابل ترمیم است اما شاید فردا نه.

اگر ساسی مانکن های دنیای موسیقی را در عرصه هنرهای دیگر هم نادیده بگیریم، اوضاع از اینکه هست بدتر هم خواهد شد. اگر موسیقی تنها جنبه شنوایی دارد تردید نکنید جنبه های دیگری در مدیای دیگر خطرناک است و نمی توان به این راحتی ها با یک جراحی ساده آن را به سلامت رساند.

تجربه ساسی مانکن ها نه اولین است و نه برای آخرین بار، مراقبت از این دست به ظاهر هنرمندان نیازمند یک اقدام فرهنگی است تا دست رد از سوی مخاطب به سینه این آثار زده شود و راهکار علاج در این نوع خاص از بیماری  اجتماعی و فرهنگی بالا بردن سطح کیفی تولیدات اصیل و فرصت دادن به هنرمندان واقعی برای عرض اندام است در غیراینصورت شک نکنید با رسانه ای کردن اتفاقاتی از این دست تنها به افزایش بازدید این آثار سخیف کمک می کند.

آماری عجیب از بازدیدها!

آهنگ «دکتر» ساسی مانکن توانست رکورد بیشترین تعداد بازدید در 48 ساعت را در رادیو جوان، با 4 میلیون بار شنیدن بزند.

گوشه ای از نظرات مردمی درباره ترانه «دکتر»

11499436_690

توئیت

توئیت

توئیت

نظر خواننده لس آنجلسی

2299023_191

 

نویسنده: پیروز قهرمانی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: