پرسپولیس در سال‌های اخیر و بعد از اضافه شدن برانکو ایوانکوویچ به عنوان نفر اول کادر فنی، با سیستم 2-4-4 لوزی بازی می‌کرد و به‌رغم ضعف‌ها و نقاط قوتی که این سیستم دارد پرسپولیس به این سیستم عادت کرده و در این سال‌ها نتیجه گرفته بود. چهار قهرمانی در لیگ برتر، یک قهرمانی در جام حذفی و قهرمانی سوپرجام و یک نایب قهرمانی در آسیا با برانکو ایوانکوویچ را تا پیش از این شاهد بودیم.

در روز فینال و بازی با اولسان هیوندای شاهد بودیم یحیی گل‌محمدی یک تغییر سیستم داد و پرسپولیس از سیستم 2-4-4 در واقع به سیستم 1-3-2-4 تغییر پیدا کرد. بحثی که من می‌خواهم ارائه کنم این موضوع است که عمدتا و لزوما انتخاب یک سیستم باعث گرفتن نتیجه برای یک تیم نخواهد شد. از این جهت این مسئله را بیان می‌کنم که فرضا با سیستم 3-3-4  که سیستمی هجومی محسوب می‌شود و معروف است به سیستمی که اگر تیمی بخواهد به گل‌های بیشتری دست پیدا کند باید با این عملکرد بازی کرد. این سیستم خودش به تنهایی نمی‌تواند باعث شود تیمی برنده شود یا گل‌هایی زیادی به ثمر برسانیم یا بر عکس اگر ما با سیستم 1-4-5 بازی کنیم این سیستم هم جلوی گل‌های تیم رقیب را نخواهد گرفت و باعث گل نخوردن ما نخواهد شد و بازی را با نتیجه دلخواه به پایان برسانیم پس لزوما سیستم نمی‌تواند تعیین کننده نتیجه یک بازی و مسابقه فوتبال باشد اما انتخاب و اتخاذ یک سیستم برای یک تیم بسیار زیاد حائز اهمیت است از این جهت که در واقع انتخاب یک سیستم صحیح می‌تواند باعث بروز یک نظم تاکتیکی شود. وقتی که ما با سیستم 2-4-4 بازی می‌کنیم این مکانیسم ها و ساختارهای خاص خودش را دارد و نظم تاکتیکی خودش را می آورد و همین طور با سیستم 1-3-2-4.

پرسپولیس در بازی فینال با توجه به  مسائل و اتفاقاتی که همه ما از آن مطلع هستیم به عنوان مثال بحران بازیکن و مصدومیت و محرومیت، ترجیح کادر فنی این بود که با تک مهاجم بازی کند که به اعتقاد من انتخاب درستی بود برای اینکه مربی باید به مسئله این‌گونه نگاه کند که چه ابزاری دارد و بعد از آن تحلیلی که از تیم خود دارد آن سیستم مورد نظر را برای تیم خود تعیین کند.

به فرض وقتی 3 مهاجم خوب در تیم داریم قطعا با سیستم 3-3-4 بازی می‌کنیم یا وقتی یک تک فوروارد خوب داریم قاعدتا باید با یک سیستمی بازی کنیم که با تک فوروارد باشد. در هر صورت پرسپولیس در روز مسابقه با سیستم 1-3-2-4 بازی کرد اما به اعتقاد من با توجه به زحماتی که بازیکن‌های تیم، کادر فنی، مدیریت و هوادران کشیدند این تیم به فینال رسید و کسی هم منکر زحمات این عزیزان نیست و مطلبی اگر گفته می‌شود صرفا در جهت اعلام نقطه نظرات جدید است.

به اعتقاد من پرسپولیس در روز مسابقه دست به یک خودکشی تاکتیکی زد چون تیمی که مدت‌ها با سیستم 2-4-4 بازی کرده با یک سیستم متفاوتی در روز مسابقه بازی کرده است. البته من در جریانات تمرینات تیم و آنالیزی که صورت گرفته و همین طور طراحی تمرینات در طول هفته‌های گذشته و قبل از فینال برای سیستم شده، نبوده‌ام اما چیزی که امکان دیدن آن را دارم برای شما تحلیل می‌کنم.

از این جهت می‌گویم خودکشی تاکتیکی به این دلیل که پرسپولیس در روز فینال یک ساختار و یک نظم تاکتیکی مشخص که مرتبط با سیستم 1-3-2-4 باشد را متاسفانه نداشت.

سیستم 1-3-2-4 سیستمی است مبتنی بر حمله از کناره‌ها و گوش‌های کلاسیک. ما در جریان محرومیت وحید امیری بودیم و پرسپولیس در سال گذشته بیشتر با سیامک نعمتی با عنوان وینگر راست و وحید امیری به عنوان وینگر چپ بازی می‌کرد. تغییری که کادر فنی داد این بود که امید عالیشاه جایگزین وحید امیری کرد که به خاطر شرایط تیم این تغییر اتفاق افتاد زیرا مهره دیگر یا بازیکن جایگزین دیگری نبود تا تصمیم دیگری گرفته شود اما چیزی که من استنباط کردم این است که گل محمدی و کادر فنی به جای اینکه از امید عالیشاه به عنوان یک گوش کلاسیک یا وینگر استفاده کنند وظیفه یک بازیکن آزاد را به امید عالیشاه داده بودند جایی که خارج از حیطه توانایی های این بازیکن است. ما در طول این 90 دقیقه دیدیم حتی امید عالیشاه یک موقعیت گل یا پاس منجر به موقعیت را نتوانست خلق کند و مدام به میانه‌های زمین و کنارهای سمت راست سرک می کشید که در کناره های سمت راست سیامک نعمتی حضور داشت در حالی که سمت چپ خالی باقی مانده بود. اگر بخواهم در فوتبال روز دنیا مثالی بزنم می بینیم که بعضی از مربی ها به دلیل اینکه تمرکز دفاع‌های حریف را برهم بزنند جای وینگرها را در طول بازی با هم عوض می‌کنند. زمانی که گرت بیل و کریستیانو رونالدو در رئال مادرید بازی می‌کردند ما شاهد این بودیم که در 20 دقیقه تا 30 دقیقه ابتدایی بازی کریستیانو رونالدو به عنوان گوش چپ بازی کند و گرت بیل در گوش راست و بعد برای اینکه مربی رئال مادرید بازی را ریتم بازی را تغییر دهد و تمرکز دفاع تیم حریف را بهم بزند جای این دو بازیکن را با هم عوض می کرد. ولی وقتی عالیشاه به کناره های سمت راست می آمد ما عملا می دیدیم سمت چپ خالیه و این طور نبود که سیامک نعمتی به سمت چپ بره پس امید عالیشاه به نظر بنده به عنوان شخصی که بازی را دیده و آن را آنالیز می کند نقشی را داشت که یک بازیکن آزاد دارد و به هرجایی می تواند سرک بکشد در صورتی که این نقش با نوع بازی در سیستم 1-3-2-4 مغایرت دارد.

چون در سیستم 1-3-2-4 اساس حمله ما از کناره‌هاست، همان‌طور که قبل‌تر عنوان کردم با گوش‌های تخصصی و اگر امید عالیشاه توپ را از دست می داد و تیم پرسپولیس دوباره صاحب توپ می‌شد اگر قصد انتقال بازی به سمت چپ را داشت ما عملا در آن ناحیه بازیکنی را نداشتیم تا وارد فضاهای تیم حریف شود در صورتی که ما دیدیم تیم اولسان هیوندای هم از عمق و از هم کناره ها خصوصا کناره ی سمت راست خودشان، سمت چپ پرسپولیس نفوذ پذیر بود که ما هر موقع این کار را کردیم و با امید عالیشاه و سعید آقایی دو، سه باری کارهای ترکیبی انجام دادیم توانستیم خلق موقعیت کنیم و این عامل نه تنها باعث شد که ما کناره‌ها را از دست بدهیم بلکه عملا ما بشار رسن را هم از بازی خارج کردیم، این موضوع باعث می شود هافبک بازی ساز پرسپولیس که بشار رسن است او هم از جریان بازی خارج شود چون در وظایف بازیکنان تداخل ایجاد میشد.

و ما در بازی فینال دیدیم که بشار یکی از بازی های خیلی معمولی و یا شاید به جرات بتوانم بگویم یکی از بازی‌های بدش را انجام داد به این دلیل است که نقشی را که باید همیشه ایفا می‌کرد نمی‌توانست انجام دهد چون آن نقش را امید عالیشاه به عهده گرفته بود و بشار رسن در بازی سردرگم بود، به اعتقاد من این مسئله مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل شکست پرسپولیس در روز فینال بود.

البته یک‌سری از دوستان و کارشناسان نظرات متفاوتی از جمله مسائل داوری و ویدیو چک را مطرح می کنند اما به اعتقاد من این موارد در درجات بعدی از اهمییت برخوردار هستند. مهم ترین مسئله برمی گردد به نوع اتخاذ سیستم و نوع بازی پرسپولیس که بر اساس سیستم 1-3-2-4 نبود چون سیستم 1-3-2-4 سیستمی است که از کناره‌ها باید نفوذ صورت بگیرد و نقش مهاجم ما که عبدی بازی می کرد که به نظرم تا حدودی توانست خوب بازی کند، مهم‌تر از این مسئله در سیستم 1-3-2-4 نقشی است که بازیکن پشت فوروارد یا بازیکن مهاجم سایه یا به اصطلاح سه چهارم گفته می‌شود بازی می‌کند که آن نقش عملا با توجه به نوع چینش در اختیار بشار رسن بود که پرسپولیس نتوانست تاکتیکی که برای این تیم انتخاب شده بود عملا از این پتانسیل به وجود آمده خوب استفاده بکند و ممکن است گفته شود برای این نقد چه راهکاری وجود دارد؟ راهکار این است که تیم در طول تمرینات بر اساس سیستمی که برای بازی اتخاذ و تعیین شده است باید بر اساس آن تمرینات صورت بگیرد.

راهکار دوم این خواهد بود که در طول تمرینات نوعی از تمرینات طراحی شود که اساس آن حمله از کناره‌ها به وسیله وینگرها یا بال‌های چپ و راست باشد و دفاع‌های راست و چپ به حمله که ایجاد کننده متغیر حمله باشد.

بازی+پرسپولیس+و+اولسان

ما در روز فینال شاهد این بودیم که سمت چپ هر بار این اتفاق می‌افتاد و تصور می‌کنم بیشتر روی تصادف بود تا کار از قبل تمرین شده و فکر شده، امید عالیشاه بازیکنی است که توانایی سانتر کردن با پای چپ را ندارد و باید توپ روی پای راست بیاورد و بعد ارسال کند، این موقعی است که سعید آقایی می توانست از پشت امید عالیشاه اضافه شود و تمرکز دفاع تیم حریف را برهم بزند و عالیشاه می توانست با کارهای ترکیبی با سعید آقایی که کیفیت سانتر بسیار خوبی با پای چپ دارد ارسال هایی را انجام دهد که بتواند منجر به ایجاد موقعیت گل و یا رسیدن به گل شود و متغیرهای دیگری که از حوصله این بحث خارج است چون بسیار موضوع تخصصی است، نوع تمریناتی که مربوط به سیستم بازی است که تیم قرار است ارائه دهد یا امکان بازی با سیستمی که تمرین منطبق با آن سیستم صورت نگرفته وجود ندارد.

با کارهای ترکیبی که عالیشاه و آقایی با یکدیگر انجام می‌دادند موقعیتی به وجود بیاوریم که دفاع‌های حریف را دور بزنیم که اتفاقا هر بار این کار صورت می گرفت توانستیم موقعیت خطر ایجاد کنیم، نمونه این مورد صحنه ای که احمد نورالهی به نظر و اعتقاد خودش پنالتی روی آن انجام شد، صحنه دیگر عبدی هد را زد ولی در موقعیت آفساید بود.

بیشتر خطراتی که ما ایجاد کردیم جدای از گل که روی اشتباه فردی و از دست دادن توپ بود یا پرسینگی که پرسپولیس گذاشت و مدافع حریف را مجبور به اشتباه کرد به ثمر رسید، عمده حملات ما که منجر به خطر شد از سمت چپ بود.

پس نتیجه می‌گیریم راهکار این است که ما نوعی از تمرینات را طراحی کنیم که بر اساس آن بتوان بازی مناسبی انجام داد. نداشتن نظم تاکتیکی که در رابطه با نوع سیستمی که برای آن بازی طراحی شده است که از نظر من این مسئله بزرگترین عامل در شکست پرسپولیس در فینال بود.

حدودا از دقیقه 75 بازی ما به سانترهای بلند و ارسال های بلند روی آوردیم، جایی که حتی مهاجم تیم حریف هم بازیکن فیزیکی و سرزنی بود اضافه می شود به ساختار دفاع و به خاطر نوع ارسال هایی که در چند ثانیه روی هوا است و این فرصت را به مدافعان می دهد که بخواهند نقطه فرود توپ را تشخیص دهند، بخواهند پوشش مناسبی داشته باسند، حتی بخواهند سازماندهی داشته باشند برای توپ سوم یا توپ برگشتی ما شاهد این بودیم که پرسپولیس در صورتی که وقت داشت و راه های بهتری برای رسیدن به گل زدن وجود داشت را شاید طبق سنت و عادت فوتبال ما انجام داد که از نظر من در آن دقیقه توجیهی نداشت. که اگر قرار بود انجام شود در دو سه دقیقه پایانی بازی یا حتی وقت های اضافه امکان انجام شود چون در این دقایق چیزی برای از دست دادن وجود ندارد و ممکن است بر روی ارسال یا یک اتفاق، اتفاقی مسیر بازی را تغییر دهد.

این موضوع هم مسئله ای بود که نتوانست به پرسپولیس کمکی کند، یعنی ارسال های بلند تقریبا از 15 دقیقه تا 20 دقیقه مانده به سوت پایان بازی روی دروازه اولسان هیوندای.

مطلب بعدی که می‌توان گفت ما همچنان در دقایق آخر بازی دیدیم که روی کرنری که برای پرسپولیس به وجود آمده بود، حامد لک تا وسط های زمین آمده بود. احساس می‌کنم کادر فنی اجازه ای به او نداده بود تا اضافه شود، لزوما اضافه شدن گلرها در ضربات پنالتی نمی تواند منجر به رسیدن گل شود اما تمرکز دفاع حریف را برهم می زند این شانس ما را برای رسیدن به گل زدن زیادتر می کند و به جای ماندن و روی زمین نشستن بهتر بود حامد لک در آن لحظه در محوطه جریمه حضور پیدا می کرد.

چون نتیجه 2-1 یا 3-1 فرقی ندارد ما نمونه های تیم های بزرگتر از لحاظ فشار و استرسی که بر روی آن تیم هست منظور من در این صحبت است، که نمونه آن چند وقت اخیر بازی آلمان و کره جنوبی در آخرین دیدار مراحل مقدماتی آلمان یک هیچ عقب بود، نویر جلو آمد و به گل نرسیدند و حتی گل دوم را هم دریافت کردند ولی منظق می گوید این کار را انجام بده، هنگامی که بازی را باختیم دیگر 1 -0 و 2 -0 و یا 2-1 و 1-3 با یکدیگر هیچ فرقی ندارند پس این موضوع ممکن است شانس بهتری دهد اما این ها باز مطالبی است که در درجه بعدی اهمیت قرار دارد و از نظر من نوع و اتخاذ سیستم و طراحی تاکتیکی که برای صورت گرفته بود مناسب آن بازی نبود و ما دیدیم که تیم اولسان هیوندای واقعا شاید از تمام حریف‌های پرسپولیس حداقل از مرحله گروهی به بعد تیم ضعیف‌تری بود و می‌شد خیلی راحت این تیم را شکست داد.

هرچند که این هم به خاطر دلایل طولانی شدن تورنمنت، مسائل آب و هوایی بود و این احتمال را قبل از بازی می‌دادم که تیم اولسان تیم سرحالی نباشد. به دلیل اینکه در تورنمنت فرسایشی و دور از شرایط آب و هوایی کشورش قرار گرفته بود و مشخص بود که این تیم نمی تواند کارایی و کیفیت لازم را برای بازی فینال داشته باشد. در صورتی که پرسپولیس با یک ریکاوری خوب و وقت مناسب برای تمرین یا حتی مسابقه که یک مسابقه آنها به هر دلیلی لغو شد را داشت که هم در جریان مسابقه باشد و هم خیلی در شرایط پرفشار و انجام بازی در چند روز و خستگی و مصدومیت نباشد. این موضوع یک نکته مهم و نقطه برتری پرسپولیس بود به اضافه اینکه شرایط آب و هوایی کشور قطر به ایران خیلی نزدیک است و همسایه ایران محسوب می شود تا کشورهای به نسبت شرق آسیا.

و این مطلبی بود که قبل از مسابقه به وضوح می‌توان دید و ما قرار بود با تیمی روبه رو شویم و روبه رو شدیم که تیمی نبود که ما بخواهیم امکانات ومسائل و بازیکنانش را بیش از اندازه بزرگ کنیم و به رخ بکشیم.

من در جاهای مختلف شنیده و دیده ام که چند نفری به این موضوع اشاره کرده‌اند که کاملا مطلب درستی است و آن هم این مطلب است که ما فضای فوتبال خود و بازی های حساس را به سمتی می بریم که خود ما خود را از قبل بازنده اعلام می کنیم و شامل امکانات تیم حریف و بازیکنانش و و شرایط تیم مقابل ما می شود و به این موضوع فکر نخواهیم کرد که خود ما چه نقطه قوتی داریم، مدام در حال بزرگنمایی مسائل تیم حریف هستیم و استرس را به ابتدا به بازیکن و بعد به کادر رهبری و هواداران انتقال می دهیم.

توانایی فوتبال ما بالاتر از این ها است و ما دیدیم پرسپولیس حدودا 57 درصد صاحب توپ و میدان بوده و در روی دروازه حریف 8 کرنر زده است در صورتی که تیم حریف فقط 1 کرنر روی دروازه پرسپولیس زده است.

یکی از نکاتی که در مورد عدم نظم تاکتیکی و قرار نگرفتن بازیکنان در جاهای مخصوص به خود می توان مثال زد و گفت امید عالیشاه کرنرهای هر دو طرف را می زد که این موضوع نشان دهنده این است که بازیکن، بازیکنی است که بیشتر از اینکه بخواهد در پست خودش انجام وظیفه کند دارد به هر هر جای از زمین سرک می کشد و ما در چند مورد دیدیم کیفیت سانتر مناسبی نداشت خصوصا زمانی که قصد ارسال به راست را داشت. چون به اعتقاد من ارسال به راست را باید یک بازیکن چپ پا انجام دهد اگر این امکان وجود ندارد بازیکنی این کا را انجام دهد که کیفیت ارسالش به گونه ای باشد که اگر سانتر برونگرا انجام می دهد یک سانتر دقیقی باشد اما امید عالیشاه کیفیت لازم را نداشت.

با یک مثال بین‌المللی نکته ای که در پرسپولیس حس کردم را عنوان می‌کنم آن هم این است که در منچستر سیتی و تیم تحت هدایت گواردیولا این انتقاد از سمت کارشناسان وارد است که در بازی های حساس گواردیولا می خواهد از روش هایی استفاده کند که اگر تیم به نتیجه رسید سند و مهر و امضا آن برد به نام مربی باشد و ما دیدیم که علی رغم همه هوش و استعداد و توانایی این مربی بسیار بزرگ فوتبال دنیا که برای همگان مشخص است نتوانست در این کار موفق باشد، امیدوارم هستم در مورد تیم پرسپولیس من اشتباه برداشت نکرده باشم اما حس کردم کادر فنی پرسپولیس هم قصد انجام چنین کاری را داشت تا مهر و امضای پیروزی را به نام خودش زده شود که در واقع این ایده جواب نداد و ما شاهد سردرگمی تاکتیکی در کارهای هجومی و کار دفاعی سیستم 1-3-2-4 بودیم.

تمامی این مسائل دست به دست هم داد تا ما نتوانیم بعد از گذشت حدود سه دهه و چهار بار تجربه بازی فینال در لیگ قهرمانان آسیا به نتیجه برسیم و امیدوار هستم از این مسائل و اتفاقاتی که رخ داده برای بازی‌های آینده تجربه کسب کنیم.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: