دیپلماسی ورزشی ایران در مسیر نهادسازی و آیندهنگری
نشست اخیر وزیر ورزش و جوانان کشورمان با صاحبان کرسی های بین المللی فدراسیونهای المپیکی با محوریت بررسی وضعیت کرسیهای بینالمللی را میتوان نشانهای معنادار از بلوغ روزافزون نگاه حاکم بر دیپلماسی ورزشی کشور دانست؛ نگاهی که بیش از پیش بر تحلیل، آیندهنگری و نهادسازی استوار شده است.
پرداختن همزمان به ابعاد کمی و کیفی ۲۹۲ کرسی بینالمللی ایران، بهویژه ۱۴۵ کرسی مرتبط با رشتههای المپیکی، بیانگر آن است که مدیریت ورزش کشور در حال فاصله گرفتن از رویکرد صرفاً آماری و حرکت به سوی ارزیابی کارکردی و اثرگذاری واقعی این مناصب است.
اهمیت کرسیهای بینالمللی در ورزش امروز، فراتر از یک جایگاه فردی یا نمادین است. این کرسیها، در عمل، به گرهگاههایی برای اعمال قدرت نرم، دفاع از حقوق ورزشکاران، مدیریت چالشهای حقوقی و حتی جهتدهی به تصمیمات کلان فدراسیونهای جهانی و آسیایی تبدیل شدهاند. از همین رو، تمرکز نشست بر کرسیهای المپیکی را باید انتخابی راهبردی و امیدوارکننده تلقی کرد؛ چرا که ساختار المپیک همچنان مهمترین بستر تعاملات چندلایه ورزش جهانی است و حضور مؤثر در آن، میتواند ضریب نفوذ ورزش ایران را به شکل معناداری افزایش دهد.
پیام این نشست، تأکید جمعی بر ضرورت تعریف «مسیر حرفهای» برای تصاحب کرسیهای بینالمللی است. طرح موضوع شرایط احراز مبتنی بر اصول و قواعد شناختهشده جهانی، نشاندهنده پذیرش این واقعیت است که موفقیت در انتخابات بینالمللی، محصول تصادف یا صرفاً روابط محدود نیست، بلکه نتیجه آمادگی ساختاری، سرمایه انسانی توانمند و برنامهریزی هدفمند است. این رویکرد، اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند به تدریج به شکلگیری یک بانک نیروی انسانی متخصص در حوزه دیپلماسی ورزش منجر شود؛ سرمایهای که در سالهای آینده، پشتوانه حضور پایدار ایران در مجامع بینالمللی خواهد بود.
تأکید بر مؤلفههایی نظیر تسلط به قوانین بینالمللی، مهارتهای زبانی، ویژگیهای شخصیتی و نقش دیپلماسی سیاسی، حاکی از آن است که نگاه غالب بر این فرآیند، نگاهی واقعبینانه و چندبعدی است. در جهان امروز، کرسیهای اثرگذار نه صرفاً با توان فنی، بلکه با ترکیبی از دانش حقوقی، مهارت زبانی و ارتباطی، قدرت اقناع و شبکهسازی هوشمندانه به دست میآیند. پذیرش این منطق، خود گامی مهم در جهت همراستاسازی ورزش ایران با قواعد بازی در سطح جهانی است.
در این میان، تصمیم احمد دنیامالی وزیر ورزش و جوانان کشورمان برای راهاندازی «کمیته دیپلماسی ورزش» در شورای عالی ورزش کشور را میتوان نقطه امیدبخش این مسیر دانست. این کمیته، در صورت برخورداری از آییننامهای دقیق و مأموریتمحور، ظرفیت آن را دارد که به یک اتاق فکر و مرکز هماهنگی مؤثر میان صاحبان کرسیها، مدیران فدراسیونها و نهادهای مرتبط حاکمیتی تبدیل شود. نگاه عملیاتی وزیر ورزش و جوانان، پرهیز از محدودسازی تعداد اعضا و تأکید بر گفتوگو و تبادل تجربه، میتواند زمینهساز شکلگیری تصمیماتی پختهتر و مبتنی بر واقعیتهای میدانی باشد.
نکته قابل توجه دیگر، توجه به همافزایی میان دیپلماسی رسمی و دیپلماسی ورزشی است. استفاده از ظرفیت وزارت امور خارجه در این کمیته، نشان میدهد که درک مشترکی از پیوند ناگسستنی سیاست خارجی و ورزش در حال شکلگیری است. این همافزایی، بهویژه در شرایط پیچیده نظام بینالملل کنونی، میتواند نقش تعیینکنندهای در حفظ و توسعه کرسیهای حساس و اثرگذار ایفا کند.
در مجموع، آنچه از این نشست استنباط میشود، شکلگیری یک اراده مدیریتی برای عبور از اقدامات پراکنده و حرکت به سمت یک راهبرد منسجم در حوزه دیپلماسی ورزش است. اگر این اراده با تداوم، ارزیابی مستمر و تربیت هدفمند نیروی انسانی همراه شود، میتوان با نگاهی امیدوارانه انتظار داشت که ورزش ایران، نهتنها جایگاه فعلی خود را حفظ کند، بلکه به بازیگری فعالتر و اثرگذارتر در ساختار حکمرانی ورزش جهانی تبدیل شود.
انتهای پیام/


