پایان توهم امنیت و آغاز بازدارندگیِ بیرحمانه شبکهای
سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی، امنیتی و بینالملل در یادداشتی نوشت: تحولات شتابان امنیتی در غرب آسیا نشان میدهد که منطقه در آستانه ورود به مرحلهای تازه از بازتعریف موازنه قوا، بازدارندگی و الگوهای کنش و واکنش راهبردی قرار گرفته است. آنچه امروز در سطح منطقه مشاهده میشود، نه یک بحرانt گذرا یا تنش محدود، بلکه حاصل انباشت بلندمدت متغیرهای سیاسی، امنیتی، نظامی و ادراکی است که نظم امنیتی غرب آسیا را در معرض دگرگونیهای بنیادین قرار داده است.
در سالهای اخیر، ایالات متحده آمریکا بههمراه متحدان صهیونیستی و برخی بازیگران غربی، کوشیدهاند با ترکیبی از فشار نظامی، تحریمهای چندلایه، جنگ شناختی و عملیات روانی، ایران را در چارچوب راهبرد «مهار فعال» قرار دهند. با این حال، تجربه تحولات میدانی و منطقهای نشان میدهد این راهبرد نهتنها به تضعیف ساختاری ایران منجر نشده، بلکه به تقویت نوعی بازدارندگی نامتقارن و شبکهای انجامیده است؛ بازدارندگیای که بر توزیع قدرت، چندلایگی پاسخها و افزایش هزینههای تصمیمگیری برای طرف مقابل استوار است.
گذار از بازدارندگی کلاسیک به بازدارندگی شبکهای
بازدارندگی در غرب آسیا دیگر به مفاهیم کلاسیک متکی بر تمرکز قدرت سخت، پایگاههای ثابت و نمایش قدرت متعارف محدود نمیشود. منطقه شاهد شکلگیری بازدارندگی شبکهای است؛ الگویی که در آن، توان موشکی متنوع، قدرت دریایی نامتقارن، پهپادهای پیشرفته، سامانههای پدافندی بومی، ظرفیتهای جنگ الکترونیک و هماهنگی اطلاعاتی میان بازیگران همسو، بهصورت همافزا عمل میکنند.
در این چارچوب، مفهوم «لحظه صفر» در هرگونه درگیری احتمالی، دیگر یک نقطه مشخص و قابل پیشبینی نیست. آغاز بحران میتواند همزمان در چند جبهه و در حوزههای زمینی، دریایی، هوایی، سایبری و ادراکی رخ دهد. چنین وضعیتی، محاسبات سنتی قدرتهای فرامنطقهای را دچار اختلال کرده و امکان کنترل و مهار سریع بحران را بهشدت کاهش میدهد.
نقش بازیگران منطقهای و سازوکارهای هماهنگی
یکی از مؤلفههای تعیینکننده در معادله جدید امنیتی غرب آسیا، افزایش سطح هماهنگی میان بازیگران منطقهای همسو با ایران است. ایجاد سازوکارهای مشترک تحلیلی، اطلاعاتی و هماهنگی راهبردی، امکان واکنش سریع، متناسب و چندسطحی را فراهم کرده و زمان تصمیمگیری طرف مقابل را به حداقل رسانده است.
در چنین شرایطی، هرگونه اقدام نظامی یا فشار حداکثری، دیگر با یک بازیگر واحد مواجه نیست، بلکه با شبکهای از کنشگران منطقهای روبهروست که از انعطافپذیری عملیاتی، پراکندگی جغرافیایی و توان بازیابی بالا برخوردارند. این ویژگیها هزینههای راهبردی هر نوع ماجراجویی را بهطور تصاعدی افزایش میدهد.
دریاها؛ کانون نوین بازدارندگی
خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ بهتدریج به کانونهای اصلی بازدارندگی در غرب آسیا تبدیل شدهاند. اهمیت این آبراهها صرفاً به موقعیت ژئوپلیتیکی آنها محدود نمیشود، بلکه نقش حیاتیشان در امنیت انرژی، تجارت جهانی و ثبات اقتصاد بینالملل، آنها را به نقاط حساس راهبردی بدل کرده است.
در این چارچوب، حضور نظامی خارجی و نمایش قدرت دریایی، لزوماً به افزایش امنیت منجر نمیشود؛ بلکه میتواند سطح ریسک راهبردی را بالا برده و زمینهساز محاسبات نادرست شود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بازیگران بومی و منطقهای در این محیطهای پیچیده دریایی، از مزیتهای عملیاتی قابل توجهی برخوردارند که موازنه قدرت را بهطور جدی تحت تأثیر قرار میدهد.
جنگ شناختی و مدیریت ادراکات
بعد دیگر تحولات جاری، جنگ شناختی و رقابت در حوزه ادراکات است. طرفهای مختلف میکوشند از طریق رسانهها، روایتسازی و عملیات روانی، برداشت افکار عمومی و نخبگان تصمیمساز را مدیریت کنند. در چنین فضایی، بزرگنمایی یا کوچکنمایی تهدیدات میتواند به تصمیمات پرهزینه و غیرعقلانی منجر شود.
از این منظر، حفظ عقلانیت راهبردی و پرهیز از افتادن در دام تحریکات ادراکی، یکی از مهمترین الزامات مدیریت بحران است. شناخت دقیق خطوط قرمز، ظرفیتهای واقعی و پیامدهای ناخواسته هر اقدام، نقش تعیینکنندهای در جلوگیری از تشدید کنترلناپذیر بحرانها دارد.
جمعبندی راهبردی
غرب آسیا امروز در وضعیتی قرار دارد که هر تصمیم شتابزده میتواند به زنجیرهای از واکنشهای متقابل منجر شود؛ زنجیرهای که مهار آن برای هیچیک از طرفها آسان نخواهد بود. منطق مسلط بر محیط راهبردی منطقه، منطق «افزایش هزینهها و کاهش قطعیت» است؛ منطقی که نشان میدهد راهحلهای ساده و کمهزینه نظامی، بیش از هر زمان دیگری از واقعیت فاصله گرفتهاند.
آینده امنیت غرب آسیا بیش از آنکه به نمایش قدرت وابسته باشد، به درک واقعبینانه از موازنه بازدارندگی، مدیریت بحران و پذیرش واقعیتهای نوین قدرت در منطقه گره خورده است. هر بازیگری که این واقعیتها را نادیده بگیرد، نهتنها امنیت دیگران، بلکه ثبات و منافع راهبردی خود را نیز با مخاطرات جدی مواجه خواهد ساخت.


