نشست بازنگری NPT در سایه تروریسم هستهای آمریکا و اسرائیل/ آیا زمان بازرسیهای سنتی آژانس به پایان رسیده است؟
نشست امسال بازنگری عملکرد پنج ساله NPT در شرایطی آغاز میشود که صندلیهای سالن کنفرانس، بیش از آنکه شاهد تفاهم بر سر بندهای حقوقی باشند، تحت تاثیر گرد و غبار ناشی از درگیریهای نظامی در منطقه خاورمیانه و تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران قرار گرفتهاند. واشنگتن در حالی نقش میزبان را ایفا میکند که خود به عنوان یکی از بازیگران اصلی منازعه، مشروعیت داوریاش را در ترازوی قضاوت کشورهای عضو میبیند. این نشست، فراتر از یک مجمع فنی، اکنون به دادگاهی برای سنجش اعتبار توافق بزرگ هستهای تبدیل شده است.
شکاف در بدنه حقوقی پیمان در پی استانداردهای دوگانه
حق بهرهبرداری از فناوری صلحآمیز، به صراحت در ماده چهارم معاهده NPT به عنوان رکنی تفکیکناپذیر برای تمامی اعضا به رسمیت شناخته شده است، اما امروزه شاهدیم که این حق صریح، وجهالمصالحه فشارهای سیاسی قرار میگیرد. زمانی که یک کشور عضو، تمامی زیرساختهای خود را تحت نظارتهای پادمانی قرار میدهد، انتظار دارد که این شفافیت به عنوان سپری در برابر تهاجم عمل کند، نه اینکه به راهنمایی برای تجاوز به خاکش تبدیل شود. نادیده گرفتن این منطق بنیادین انگیزه کشورهای در حال توسعه را برای باقی ماندن در چارچوبهای نظارتی میتواند به شدت تضعیف کند و اعتبار معاهدات چندجانبه را نیز زیر سؤال میبرد.
تضاد میان تعهدات قدرتهای هستهای و مطالبات آنها از دیگران هم شکافی عمیق در ساختار امنیت بینالملل ایجاد کرده است که میتواند به خروج تدریجی اعضا از این نظم منجر شود. قدرتهای بزرگ که طبق متن معاهده موظف به خلع سلاح تدریجی بودهاند، اکنون به جای نابودی زرادخانههای خود، بر تحدید دانش فنی دیگران تمرکز کردهاند. این رویکرد انقباضی در قبال دانش و رویکرد انبساطی در قبال تسلیحات خودی، نوعی آپارتاید علمی را پدید آورده است که با روح دموکراتیک حاکم بر سازمان ملل و نیازهای توسعهای ملتهای مستقل فرسنگها فاصله دارد.
حمله به تأسیسات هستهای که پیشتر دوربینهای آژانس در آنها نصب شده بود نیز بدعتی است که پایان عصر بازرسیهای سنتی را اعلام میکند. وقتی مراکز تحت نظارت هدف قرار میگیرند، این پیام به جهان مخابره میشود که امنیت در سایه قانون یک سراب است و تنها قدرت نظامی میتواند بازدارنده باشد. این تغییر پارادایم، نتیجه مستقیم سیاستهایی است که ترجیح میدهند به جای حل و فصل دیپلماتیک پروندهها، از زبان باروت برای تحمیل اراده خود به کشورهای عضو پیمان استفاده کنند.
این وضعیت بغرنج، کشورهای غیرهستهای را بر سر یک دوراهی راهبردی قرار داده است؛ ادامه شفافیت هزینهزا یا بازنگری در دکترینهای امنیتی خود برای بقا در جهانی بیقانون. اگر کنفرانس نیویورک نتواند تضمینهای عینی و حقوقی برای حفاظت از اعضا در برابر تهاجمات نظامی فراهم کند، فلسفه وجودی NPT از درون تهی خواهد شد. صیانت از دستاوردهای علمی ملتها، نه یک امتیاز بلکه وظیفهای است که این پیمان برای تضمین صلح پایدار بر عهده دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه، به معنای پذیرش هرجومرج هستهای است.
بنبست نظارت در غبار مطالبات فراقانونی
گزارشهای فنی آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید تنها مرجع قضاوت درباره فعالیتهای هستهای باشد، اما دخالتهای سیاسی، استقلال این نهاد بینالمللی را به شدت مخدوش کرده است. برای مثال به رغم تاییدهای مکرر مبنی بر عدم انحراف نظامی ایران، اصرار آمریکا بر تداوم فشارها نشان میدهد که هدف اصلی، نه اشاعه هستهای، بلکه مهار پیشرفتهای تکنولوژیک یک کشور مستقل است. وقتی حتی با وجود نظارتهای گسترده، باز هم زبان تهدید به کار گرفته میشود، منطق شفافیت برای صلح کارکرد خود را در برابر زیادهخواهیهای سیاسی از دست میدهد.
غنیسازی اورانیوم حق قانونی اعضای این پیمان است و هیچ تفسیری نباید این مرز دانش را به منطقهای ممنوعه برای ملتهای در حال توسعه تبدیل کند. فشار برای غنیسازی صفر در حالی که در متن NPT چنین الزامی وجود ندارد، نشاندهنده تلاشی سازمانیافته برای ایجاد انحصار در بازار انرژی و دانش است. محروم کردن کشورها از این چرخه دانشبنیان، تنها به پیچیدهتر شدن گرههای دیپلماتیک میانجامد و راه را بر هرگونه توافق پایدار و مبتنی بر احترام متقابل در آینده میبندد.
توسل به بمباران سایتهای هستهای به جای پیگیری مسیر گفتوگو نیز نهتنها ابهامات را برطرف نمیکند، بلکه کوری اطلاعاتی شدیدی برای جامعه جهانی به بار خواهد آورد. هجوم به مراکزی که تحت پادمان هستند، به معنای نابودی مستندات و دوربینهایی است که قرار بود صلحآمیز بودن فعالیتها را تضمین کنند. این اقدامات نسنجیده که تحت لوای «امنیت» انجام میشوند، در واقع بزرگترین ضربه را به رژیم منع گسترش وارد کرده و شفافیت بینالمللی را فدای اهداف کوتاهمدت نظامی میکنند.
همگان میدانند که دستیابی به یک توافق عادلانه نیازمند فضایی به دور از محاصره اقتصادی و تهدید نظامی است. در این هنگام است که متخصصان فنی میتوانند در بستری منصفانه به حل اختلافات بپردازند، اما آمریکا با اعمال سیاستهای تروریستی و ترور دانشمندان هستهای ایران، فضایی از بیاعتمادی مطلق را ایجاد کرده است که در آن دیپلماسی به سختی نفس میکشد. برای نجات نظم هستهای، ضروری است که قدرتهای جهانی از سیاستهای شکستخورده گذشته دست برداشته و به جای فشار بر اعضای متعهد، به تعهدات خود در قبال امنیت جمعی بازگردند.
تناقض آشکار و سایه سنگین استثناگرایی اسرائیل
رژیم صهیونیستی با وجود دارا بودن زرادخانههای اتمی مخفی، همچنان خارج از پیمان NPT باقی مانده و به هیچ نهاد بینالمللی پاسخگو نیست. این استثناگرایی هستهای که با حمایت بیچون و چرای واشنگتن همراه شده، بزرگترین مانع بر سر راه تحقق ایده «خاورمیانه عاری از سلاحهای کشتار جمعی» است. این تبعیض سیستماتیک باعث شده تا بسیاری از کشورها، رفتارهای مدعیان منع اشاعه هستهای را با دیده تردید و نفاق به نظاره بنشینند و به دنبال توازن قدرت در برابر این تهدید باشند.
سکوت مجامع بینالمللی در برابر توانمندیهای نظامی و هستهای اسرائیل و همزمان فشار حداکثری بر برنامه صلحآمیز ایران، اوج بیعدالتی در نظام فعلی جهان را به نمایش میگذارد. اسرائیل بدون هیچ تعهدی به قوانین بینالمللی، خود را در جایگاه قاضی قرار داده و به کشورهای عضو پیمان که تحت نظارت هستند، حمله میکند. این پارادوکس سیاسی، کارآمدی معاهدات بینالمللی را در تامین امنیت برای کشورهای مستقل به شدت کاهش داده و بر طبل بیقانونی در منطقه حساس خاورمیانه میکوبد.
امنیت هستهای در غرب آسیا، تنها با پیوستن بدون قید و شرط اسرائیل به NPT و نابودی سلاحهای اتمی آن محقق خواهد شد. بدون رفع این نابرابری استراتژیک، هرگونه تلاش برای محدودسازی اعضای متعهد، تنها به معنای تقویت یک طرف درگیر و افزایش احتمال وقوع جنگهای فاجعهبار خواهد بود.
در حال حاضر تخریب زیرساختهای علمی یک کشور توسط بازیگری که خود بزرگترین زرادخانه غیرقانونی منطقه را در اختیار دارد هم طنز تلخی است که حقوق بینالملل را به بازی گرفته است. نشست نیویورک آزمونی برای جامعه جهانی است تا نشان دهد آیا حاضر است با تهدیدات واقعی برخورد کند یا همچنان چشمان خود را بر استثناگرایی هستهای اسرائیل میبندد.
ضرورت بازگشت به دیپلماسی و احترام به حاکمیت ملی
آمریکا در این مقطع حساس باید میان تداوم مسیر جنگطلبی و بازگشت به میز مذاکرات بر اساس احترام متقابل و برابری حقوق، یکی را انتخاب کند. تحمیل اراده از طریق زور هیچگاه منجر به راهحل پایدار نشده و تنها باعث افزایش سطح تنشها در یکی از راهبردیترین مناطق جهان میشود. ایران همواره اعلام کرده که در صورت لغو تحریمها و بازگشت به منطق پادمانی، آماده است تا در چارچوب قانون به همکاریهای شفاف خود برای تضمین صلح جهانی ادامه دهد.
ایالات متحده باید درک کند که دوران دیکته کردن سیاستها به کشورهای مستقل سپری شده و دانش هستهای اکنون بخشی از هویت و اقتدار ایران محسوب میشود. پذیرش واقعیتهای فنی روی زمین و احترام به حق غنیسازی، تنها راه نجات پیمان NPT از فروپاشی مطلق در قرن بیست و یکم است. کنفرانس بازنگری فرصتی است تا قدرتهای جهانی از سیاستهای شکستخورده گذشته درس گرفته و به جای تقابل، مسیر تعامل سازنده با ملتهای مستقل را برگزینند.
رعایت قوانین بینالمللی نیز نباید گزینشی باشد و قدرتهای هستهای نیز ملزم هستند به تعهدات خود در زمینه کاهش و نابودی سلاحهای مرگبار عمل کنند. انتقادات مطرح شده علیه عملکردهای دوگانه، بر اساس نص صریح پیمانی است که نابرابری در حقوق و تکالیف را بر نمیتابد. تا زمانی که این تعهد از سوی قدرتهای برتر نادیده گرفته شود، آنها صلاحیت اخلاقی و حقوقی لازم برای بازخواست دیگران درباره فعالیتهای صلحآمیزشان را نخواهند داشت.
حفظ میراث NPT در گروی عدالتخواهی و پرهیز از تهاجم نظامی توسط کشورهایی است که مدعی صیانت از نظم جهانی در حوزه امنیت هستند. کشورهای عضو باید در بیانیه نهایی خود، هرگونه حمله به تأسیسات هستهای تحت پادمان را به عنوان جنایتی علیه صلح محکوم کرده و بر حقوق مسلم اعضا تاکید ورزند. صلح پایدار تنها در سایه احترام به دستاوردهای علمی ملتها و رعایت دقیق موازین حقوقی، به دور از قلدریهای سیاسی و نظامی اسرائیل و حامیانش، محقق خواهد شد.
انتهای پیام/