به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری برنا، عام‌ترین تعریف از سرانه مطالعه میانگین مدت زمان مطالعه یک نفر در یک شبانه‌روز است و اما سرانه مطالعه در کشور ما طبق آخرین آمار 2 دقیقه است و اگر زمان درس خواندن را هم به آن اضافه کنیم سرانه مطالعه ایرانیان به چیزی حدودا ۶ دقیقه می رسد. این در حالی است که متوسط سرانه مطالعه در کشورهای پیشرفته و خواهان رشد  چیزی بین 15 الی 44 دقیقه در طول روز است. نکته قابل توجه این است که گویا علاقه ایرانیان به مطالعه  در گذشته  خیلی بیشتر از حال حاضر بوده به طوری که این آمار در گذشته چیزی حدود 120 دقیقه بود که الان به 2 دقیقه در روز رسیده است و این خود نکته قابل توجهی و بعضا نگران کننده ای است چرا که دور بود و تمایل نداشتن جامعه به مطالعه می تواند آغازگر یک روند تدریجی برای به قهقرا رفتن فرهنگ و رواج آسیب های اجتماعی باشد.

 اما برای جلوگیری از این اتفاق چه باید کرد؟ سرنوشت کشوری که مردمانش تمایلی به مطالعه ندارند چیست؟

در این خصوص با دکتر قطب الدین صادقی نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، مترجم، کارگردان تئاتر، استاد دانشگاه،  بازیگر سینما،  تلویزیون عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران گفت و گویی داشتیم که در ادامه می خوانید.

قطب الدین صادقی در خصوص اینکه راهکار بازگرداندن ایرانیان دور شده از مطالعه به کتابخوانی چگونه می تواند باشد گفت: « بازگرداندن ایرانیان به مطالعه باید به صورت سیستماتیک و از دبستان شروع شود. افراد باید از کودکی یاد بگیرند کتاب خوان شوند. متاسفانه در حال حاضر جامعه در معرض انواع برنامه های ماهواره ای، اینترنتی و.. . سطح پایین قرار دارد و با  فرهنگ تصویری که به نوعی یک بی سوادی مدرن است، پیش می رود این فرهنگ افراد را از  کتاب محروم کرده است .کتب باید ارزان و در دسترس باشند، کتابخانه های بی شماری باید تاسیس شود تا مردم مانند گذشته به کتاب خوانی روی بیاورند.»

او در خصوص علت توجه نسل های گذشته به کتابخوانی و بی توجه ای نسل جدید به کتاب خواندن  گفت: « نسل های گذشته ما نسل کتاب خوانی بود و هنوز هم هستند اما نسل فعلی ترجیح می دهد در یک کافی شاپ یا سفره خانه بنشیند، پول دو تا کتاب را بدهند و یک قهوه بخورد و صرفا با خودنمایی وقت خود را برای روابط بی سر و ته هدر دهد اما وقت و هزینه خود را صرف کتاب نکند. متاسفانه تربیت غلط شده است. الگو اولیه هر فردخانواده است کودک وقتی والدین خود را مشغول کتاب خواندن می بیند در همان فضای تقلید کودکانه اش به سمت کتابخوانی کشیده می شود و کتاب خواندن در وجودش ریشه می کند.  متاسفانه خانواده ها هم  از فرهنگ کتابخوانی دور شده اند. خاطرم است در کودکی در سرمای استخوان سوز در حالی که برف می آمد منتظر می ایستادم تا بتوانم اطلاعات کودکان بخرم و آن را با شوق و اشتیاق زیاد در عرض دو روز می خواندم. ما تشنه خواندن بودیم. یا مجلات کهنه را می خریدیم و می خواندیم و آن ها را به قیمت پایین تر می فروختیم تا بتوانیم باز هم کتاب بخریم. الگو من در خانواده پدرم بود. در قفسه او پر از کتاب هایی مثل حافظ، کیمیای سعادت و.. وجود داشت . یاد دادن نباید با نصیحت باشد بلکه باید عملی باشد و خانواده های با رفتارهای خود کودکان را هدایت کنند.»

او در این خصوص بیان داشت: « خانواده های شهری از نظر فرهنگی فقیر هستند. هزینه های هنگفت برای مبلمان ترکیه ای  پرداخت می کنند  اما در خانه هایشان یک قفسه کتاب ندارند. بهترین جای خانه را به تلویزیون  برای تماشای برنامه های جلف و سطح پایین شبکه های ماهواره ای و سریال های بی محتوا ترکیه ای می دهند.»

قطب الدین صادقی با تاکید بر اینکه کتاب یک نوع پژوهش درونی فرد است گفت :  نویسنده در طول نگارش کتاب هر کلمه را پیش چشم خود تصور کرده و با داستان کتاب زندگی می کند با مغز جلو می رود در حالی که  فرهنگ اشتیاق به برنامه های تصویری که در جامعه رایج شده   از نظر محتوای کاربردی در سطح پایین تری ای است  و محتوای علمی و آموزنده ای برای ارائه دادن به  مخاطب ندارد و معلومات آن بسیار بی اهمیت و بعضا جلف است.»

این نویسنده با گفتن از اینکه متاسفانه فرهنگ دانشگاهی ما هم بسیار آسیب زا شده است ادامه داد :  فرهنگ دانشگاهی ما نیاز به ارتقا و بازسازی دارد.فارغ از اینکه در مدارس هم وضع به همین منوال است و جز مطالب صرفا آموزشی به بچه ها، مطالب فرهنگی  و پرورشی آموخته نمی شود ولی آنچه که فرهنگ جامعه را از سقوط نجات می دهد، فرهنگ دانشگاهی است. فرهنگ دانشگاهی ما نه روش گزینش صحیحی برای ورود به دانشگاه را پیش بینی کرده است و نه دروس کاربردی به دانشجویان آموخته می شود و  حتی استادان مجرب و کارآزموده کم است . به عنوان مثال در کنکور سال گذشته 600 نفر بدون هیچگونه گزینشی وارد رشته های دانشگاهی هنر شدند. یعنی این افراد هیچ دانشی ندارند که برای جامعه به ارمغان بیاورند.»

قطب الدین صادقی به بیان مثال هایی در این خصوص پرداخت و گفت: « چندی پیش برای برای جلسه دفاعی در دانشگاه  حاضر شده بودم، سوالی مطرح شد. استاد پاسخ سوال را به بنده محول کرد ، هر چقدر هم که اصرار ورزیدم، وی پاسخ سوال را نداد.متوجه شدم که از پاسخ دادن عاجز است. در نهایت پس از جواب دادن به سوال از استاد پرسیدم که کتب زیادی در این رابطه تالیف شده است. وی در جواب من با حیرت فراوان گفت: بنده 5 سال است که هیچ کتابی مطالعه نکرده ام! چنین افرادی در برخی دانشگاه های ما به تدریس مشغول هستند! هیچ سخت گیری و انضباط علمی برای پذیرش دانشجو و استاد وجود ندارد. با این وضع خیلی طبیعی است که افراد تمایلی به کتاب خواندن ندارند.»

او در خصوص آینده چنین جامعه ای که کتاب خوانی در کمترین آمار جهانی قرار دارد  گفت: « اگر به همین منوال پیش برویم، جامعه قدرت فکر، اندیشه، تخیل را از دست می دهد. زیرا که کسی که کتاب می خواند جمله به جمله کتاب را تصور می کند و تا درک نکند به سراغ پاراگراف بعدی نمی رود این روند به قدرت تخیل و تحلیل جامعه کمک می کند اما فرهنگ تصویری  قدرت تخیل فرد را از بین می برد. دور شدن از کتاب خواندن بدترین حمله ای است که به اندیشه و تخیل و قدرت فکری جامعه وارد می شود و ضربه جبران ناپذیری را به بدنه فرهنگی و فکری جامعه متحمل می سازد.»

در ادامه فیلمی را مشاهده می کنید که شهروندان تهرانی در برابر این سوال قرار گرفته اند:

« کتابی که این روزها مشغول خواندنش هستید نامش چیست؟»

خود پاسخ ها را ببینید و بشنوید :