به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ کودکانی ساکن گودهای سیاه در قلب پایتخت، هر روز بیشتر در گرداب آسیب‌های اجتماعی غرق می‌شوند.

ساماندهی گودهای رها شده تهران، چند دهه است که در دستور کار قرار دارد ولی هنوز اقدام جدی  صورت نگرفته است. در عمق همین گودهای بی‌سامان مانده؛ کودکانی زندگی می‌کردند که آواره‌اند و بی‌پناه. کودکانی که صبح‌ها برای رسیدن به لقمه نانی کار می‌کنند و شب‌ها در کف سیاه گودال‌ها در وحشت خطراتی که جسم‌شان را تهدید می‌کند می‌لرزند و آرامش ندارند.

در کنار این کودکان، دختران و پسران همسن و سال آنها وجود دارند که به اجبار والدین و اکثرا برای تامین مخارج اعتیاد ؛پدر و مادر خود روانه خیابان ها شده اند تا کار کنند و دست گدایی رو به مردم شهر دراز کنند تا پولی بگیرند و شب والدینشان با مصرف مواد مخدر ؛ دود کنند .

در مورد اینکه چه آسیب های که دیگری این  کودکان کار را در گودهای تهران و کف خیابان ها  تهدید می کند، مصاحبه ای با یک فعال کودک داشته ایم:

لیلا ارشد وضعیت کودکانی را که در گودهای تهران زندگی می‌کنند، اینگونه شرح می دهد: «طبق آمارهایی که منتشر شده اند، بیشتر از 85 درصد از کودکان کار والدین دارند. این کودکان، نان آوران کوچک خانواده هستند. این کودکان عموما برای اینکه هزینه مواد مخدر والدین خود را تأمین کنند، شروع به کار در خیابان کرده اند. اما تعدادی از این کودکان، والدینی ندارند و همین باعث می شود مکانی برای زندگی نداشته باشند. تعدادی از این کودکان به زباله گردی مشغول هستند و تنهایی و بی پناهی آنها باعث می شود که در مکان های نامناسبی بخوابند. بعضی از این کودکان در مکان های تفکیک زباله می خوابند و تعدادی دیگر از آنها در گودهایی که به حال خود رها شده اند، می خوابند. شرایط برای این کودکان خیلی نامناسب و سخت است.»

او ادامه می دهد: «وقتی کودک خانواده ای داشته باشد، حداقلی از نظارت بر رفتار او وجود دارد. معمولا این کودکان ساعاتی از روز را در مدارسی که برای آنها وجود دارد، سپری می کنند و والدین شان ساعت های رفت و آمد آنها را بررسی می کنند. اما زمانی که کودکان در فضاهایی زندگی می کنند که هیچ نظارتی بر رفتار آنها وجود ندارد، به طور قطع با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند. مشکلات فیزیکی مانند گرسنگی و سرما و گرمای هوا تنها بخش کوچکی از مشکلات این کودکان هستند. آسیب های شدیدتری برای این کودکان وجود دارد که برای سال های طولانی با فرد می مانند.»

ارشد در مورد اینکه محیط‌های شهری که به حال خود رها شده‌اند، مکان‌های مناسبی برای رشد آسیب‌های اجتماعی کودکان هستند، می گوید: «آسیب‌هایی که در این محیط‌ها کودکان را تهدید می‌کنند خطرناک‌تر و شدیدتر از سایر آسیب‌هایی هستند که این کودکان در معرض آن هستند. کار در خیابان در سنین پایین سختی‌ها و آسیب های مختلفی را به همراه دارد، زندگی در فضاهایی که نظارتی بر آنها وجود ندارد و وضعیت آنها خوب نیست، باعث می شود که شرایط برای این کودکان بدتر شود.»

او در پاسخ به این مسئله که چگونه می توان بر رفتار کودکان در این فضاها نظارت کرد و از آنها مراقبت کرد، می گوید: «سازمان هایی مانند شهرداری و نیروی انتظامی در این زمینه مسئول هستند و باید نظارت های لازم را بر وضعیت این کودکان داشته باشند. اگر این بچه ها دیده شوند و در مورد وضعیت آنها اطلاعاتی وجود داشته باشد، باعث می شود که شرایط این کودکان بهتر شود. دور از چشم بودن، خطرات را برای این کودکان بیشتر کرده است. این خطرات شامل مواردی نظیر انتقال بیماری، تشویق به مصرف مواد و جا به جایی مواد هستند.»

ارشد نبودن اطلاعات دقیق در مورد وضعیت کودکان کار را زمینه ساز پیچیده شدن شرایط آنها می داند و تصریح می کند: «سال هاست که گزارش دقیقی از وضعیت فعلی کودکان کار وجود ندارد. در این زمینه از مسئولان مختلف آمارهای متفاوتی ارائه می شوند و هنوز یک توصیف دقیق از شرایط این کودکان وجود ندارد. اگر این امکان وجود داشت که آمار دقیقی از وضعیت کودکان کار از نظر سن، جنس، وضعیت مهاجرت، وضعیت خانوادگی ارائه شود، شاید تصمیم گیری در مورد آنها راحت تر می شد. اگر از اطلاعاتی که در زمینه کودکان کار وجود دارد به درستی استفاده شود، می توان  برای هر گروه از آنها برنامه ریزی های دقیقی تدوین کرد. در حال حاضر تنها برنامه ای که اجرا شده است جمع آوری  این کودکان بوده است، که هیچ تغییری در وضعیت آنها ایجاد نکرده است. تعداد این کودکان روز به روز بیشتر می شود و مشکلاتشان هم شدیدتر می شود.

وی در پایان باز این نکته را که همه فعالان کودک بیان می‌کند و تکرار کرد و گفت : هیچ نهادی بانی وضعیت کودکان کار نمی شود و همین شرایط را برای آنها غامض تر می کند.  وضعیت کودکانی که در خیابان می بینیم به نسبت وضعیت سایر کودکان کار بهتر است. برای نمونه کودکانی که در کارگاه ها کار می کنند، هیچ نظارتی بر رفتار آنها نیست و همین شرایط را برایشان سخت تر می کند.»