ماهها بود که از ترس کرونا پاشون رو از خونه بیرون نذاشته بودند تا اینکه دو تا این طرف و دو تا اون طرف پیشنهاد کردند شب یلدا رو با هم بگذرونند تا به اسم پایان اختلافات بتونن از زیر زبون همدیگه حرف بکشن که چه برنامه ای برای انتخابات 1400 دارن.

*مثلا رستوران لاکچری بریم

اول گفتن کارگزاران چون پولداره، تالار ژابیر یا نهایتا تالار دانیال رو رزوز کنه. حسین مرعشی شنید و با اخم گفت:«کی گفته ما پولداریم؟ دیشب چینی ها رو دعوت کرده بودیم و چایستیک (چوب مخصوص غذاخوری چینی ها) نداشتیم. اون همه غذا رو ریختیم آشغالی» غلامحسین کرباسچی زد به پهلوی مرعشی و گفت :«اینجا هم نمیتونی آبرو داری کنی! چایستیک بود اما بلد نبودیم باهاش غذا بخوریم والکی گفتیم نداریم» اما باز هم کارگزاران زیر بار رزرو تالار نرفت چون محسن هاشمی گفت« شاید من  بخوام رئیس جمهور بشم. همین اصولگراها که میخورن و میبرن برام حرف درمیارن که از شغلم تو شورای شهر سوءاستفاده کردم و تالار مجانی گرفتم» اصولگراها قول دادند حرفی نزنن و محسن رو فقط  تو این یک مورد تخریب نکنن.محسن هاشمی باز قبول نکرد و گفت:« اگر تالار گرون و لاکچری بریم فائزه از فردا گیر میده هر شب شام بریم همین تالار» حمیدرضا ترقی عضو موتلفه خندید و گفت: « شما تالار لاکچری بگیری ما نمیایم اصلا. همین مونده شیکممون رو با غذای کارگزاران پر کنیم» رسایی نگاه خاصی به ترقی کرد و با لبخند گفت:«حمید رضا جان هفته پیش که برای ارشاد بی حجاب ها به یک تالار لاکچری رفته بودم، صاحبش گفت به ترقی سلام برسون و بگو این هفته تعمیر داریم. شام رو  با خانواده تو یک رستوران لاکچری دیگه بخوره» میرسلیم نگاه خشمگینی به ترقی انداخت و زیر لب گفت:« تو هم ترقی!!!» بحث به جایی نرسید و به این نتیجه رسیدند بزرگان دو گروه تصمیم بگیرند که دورهمی کجا باشه.

*حالا کجا بریم؟

این طرفی ها گفتند خاتمی پدرخوانده ماست و خودش بگه کجا بریم. صدای داد و بیداد از اون طرف بلند شد، باهنر میگفت من بزرگم و حدادعادل جواب داد «تو؟ دهنت بوی غذای اصلاح طلبا رو میده و ناخالصی داری داداش. هر وقت خالص شدی بگو من بزرگم» زاکانی گفت:«یعنی اینقدر بدبخت شدیم که بزرگی منو نمی بینید؟ خوب شد زارعی رفت و ندید با رفیقش چه می کنید» اونا مشغول چانه زنی بودند که رسایی و صادق محصولی همزمان گفتند که «جبهه پایداری نبود همه شما الان داشتید چمدونهای ظریف رو براش تا فرودگاه میرسوندید. همه شما مدیون ما هستید بابا.» محمد مهاجری قهقه زد وگفت « پیاز قاطی میوه ها شد دوباره» رسایی بهش جواب داد:« حالا که مجبورت کردم جای هندونه شب یلدا، پیاز گاز بزنی میفهمی ای خودفروخته» این وری ها دور هم جمع شدند که چطور دعوای اون وری ها رو تموم کنن.  حمیدرضا جلایی پور قیافه روشنفکری به خودش گرفت و گفت:«یافتم. بهشون بگیم برای تعیین محل دورهمی شب یلدا رای گیری کنیم» همه این وری ها تصمیم گرفتند به یک محل رای بدن اما اون وری ها هر کدوم یک جا رو گفتن و بهش رای دادند تا اینکه پارک گفتگو رای آورد.

*در پارک چه گذشت

اصلاح طلبان عادت نداشتن رو زمین بشینن و هر کدوم یک صندلی تاشو برای خودشون آوردن. اصولگراها هم سفره بزرگ انداختند و یکی در میان یعنی یک اصلاح طلب صندلی نشین  و یک اصولگرای زمینی کنار هم نشستند. هنوز بطور کامل مستقر نشده بودند که حمید رسایی به تاج زاده گفت: «یک طرف دیگه بشین اشتهام کور نشه» تاج زاده رفت از ماشینش چند تا عکس بزرگ از خودش در ژستهای مختلف اورد و هر کدوم رو یک طرف گذشت . بعدش با پوزخند به رسایی گفت:« خوبی داداش؛ ما بیشماریم» فخری خانم همسر تاج زاده هم گفت:« اقا مصطفی جدی نگیر اینا رو. اگر اشتهاش کور میشد که اینقدری نمیشد» معصومه ابتکار و شهیندخت مولاوردی برای فخری خانم دست زدن.  حسین شریعتمداری کیهان عصبانی شد و گفت:«همین کارها رو میکنید که نمیذاریم رئیس جمهور بشید» فائزه هاشمی که تا اون موقع فقط داشت نگاه میکرد، خندید و گفت:«حاج حسین آقا ستون  گفت و شنود کیهان جور شد. ما خانمها خیلی هم توانمندتر از شما هستیم. یادته سال 84 چطور از محمود حمایت کردی و بعدش شروع کردی که کی بود کی بود من نبودم؟» محمد نعیمی پور گفت:« بسه دیگه . هندونه و انار بخوریم.» اون وری ها صبرشون تموم شد . میدونستن خاتمی با اخلاقه پس گفتن حاج آقا کاندیدای ریاست جمهوری شما کیه. خاتمی که دونه های انار تو دستش بود اونا رو ریخت کف دست زاکانی و گفت:«تو انار بخور» علی مطهری که معدود دفعاتی در زندگی لبخند زده بود، این بار قهقهه زد و گفت«دمت گرم حاجی. خوب ساکتشون کردی»  قالیباف رو به اون طرفی ها کرد و گفت:«چرا تابلو بازی در میارید. یاد بگیرید چطور باید بپرسید.» بعدش خطاب به خاتمی گفت:«من رئیس مجلسم اما بدم نمیاد رئیس جمهور بشم. حالا میخوام کمک کنی و  بگی رقیب من کیه » خاتمی تبسمی کرد و جواب داد:«تکرار میکنم. خودتی ممدباقر» بعدش برای تموم کردن این بحثها حدادعادل گفت فال حافظ شب یلدا شگون داره. قرار شد خودش از طرف اون وری ها فال بگیره اما نتیجه حافظ باز کردن حدادعادل ، چهره برافروخته اصولگراها شد چون حافظ گفته بود :« من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد» نوبت اصلاح طلبان شد و حجاریان دیوان حافظ رو باز کرد که این اومد:« چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو؛ هر طاعت من بی‌دل نمی‌شود مقبول»  بسته شدن دیوان حافظ بسته شدن دورهمی یلدا بود. اون وری ها تک تک از صحنه خارج شدن و این وری ها موندن فقط. بهزاد نبوی گفت که «امشب کله پاچه همه ما رو بار میزارن تا صبح آماده بشه.» تاج زاده گفت:«جنبه نداشتن. هیچی نگفتیم بقیه هندوانه و آجیل ها رو بردن، بدهکار هم شدیم بهشون» بعدش مثلا بهشون خوش گذشته و هر دو گروه،  با یک لبخند مرموز، همدیگه رو حواله دادن به انتخابات 1400!!!!

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: