به گزارش برنا؛ چهارمین سالگرد درگذشت آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی، بهانه‌ای برای مرور تفکرات و دغدغه‌های او برای کشور و مردم است. او که به باور بسیاری، امیر کبیر زمان خود بود همواره دغدغه سازندگی کشور را داشت دغدغه‌ای که این روزها، کشور بیش از پیش به آن نیاز دارد. مرحوم هاشمی که به سردار سازندگی مشهور بود پایه گذار تفکری تحت عنوان تفکر سازندگی بود که به باور بسیاری، فراتر از دولت سازندگی است.  تفکری که به باور بسیاری، همه دولت‌ها باید آن را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند. 

 در این ارتباط و در آستانه سالگرد مرحوم هاشمی رفسنجانی با  سردار حسین علایی، قائم‌ مقام  وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح دولت سازندگی، به گفت و گو نشستیم. 

«سردار علایی»، نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران و از اساتید دانشگاه امام حسین است. او همواره جزو چهره‌های مرجع در تحلیل تاریخ جنگ است و درباره تاثیر تفکر سازندگی بر شرایط امروز کشور به خبرگزاری برنا می‌گوید: «تفکر سازندگی و حرکت به سمت پیشرفت بایستی در دستورکار آحاد مردم ایران قرار گیرد.»

مشروح گفت و گوی اختصاصی خبرگزاری برنا با سردار «حسین علایی»، قائم‌مقام  وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی، به شرح ذیل است که می‌خوانید:

*********

*در چه شرایطی دولت سازندگی روی کار آمد و نقش مرحوم هاشمی رفسنجانی را پس از جنگ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مرحوم هاشمی رفسنجانی پس از دو رویداد مهم در سال ۱۳۶۸، رئیس جمهور ایران شد. یکی رحلت امام خمینی و دیگری خاتمه یافتن جنگ تحمیلی. پایان جنگ، فرصت مغتنمی را برای بازسازی خرابی‌ها و حرکت به سوی پیشرفت کشور ایجاد کرد.

گرچه در دفاع مقدس، مردم و مسئولین کشور توانستند جلوی پیروزی صدام را بگیرند و با فداکاری رزمندگان تمامیت ارضی ایران را با تقدیم صدها هزار شهید و‌ جانباز و اسیر حفظ کنند ولی جنگ حدود هزار میلیارد دلار به کشور خسارت وارد کرد و جلوی توسعه و پیشرفت اقتصادی را گرفت. با برقراری آتش بس، آقای هاشمی رفسنجانی به دنبال آن بود تا خرابی های گسترده جنگ را ترمیم کند و اقتصاد کشور را فعال و شکوفا سازد و فضای کشور را برای افزایش رفاه مردم بانشاط کند.

*تفکر سازندگی در نگاه مرحوم هاشمی چگونه شکل گرفت؟

در واقع مرحوم هاشمی به این نتیجه رسیده بود که باید در اداره کشور اولویت را به احداث و تکمیل زیرساخت ها و توسعه اقتصادی همه جانبه قرار بدهد. زیرا در دوره جنگ، اقتصاد ایران آنقدر توانمند نبود تا بتواند هم هزینه های دفاع از کشور را تأمین و هم زندگی مردم را در سطح بالا اداره کند و برای آنها رفاه پایدار ایجاد کند. او معتقد بود تا زمانی که اقتصاد کشور رشد نکند و سر و سامان پیدا نکند حتی توسعه فرهنگی و سیاسی پایدار نیز اتفاق نمی افتد.

ایشان در توسعه اقتصادی، اولویت را به بازسازی زیربناها و زیرساخت های کشور می‌داد و تلاش می کرد تا مشکلات برق و آب و حمل و نقل و کشاورزی و تولید را حل کند و ظرفیت های کشور را در همه این حوزه ها با ‌کمک مردم افزایش دهد.

هاشمی رفسنجانی معتقد بود «دولت کار» را تشکیل داده است و تلاش می کرد تا وزرا فقط به دنبال کار و تلاش و افزایش تولید و فعال سازی کارخانه ها باشند و اولویت توجه خود را به «پیشرفت اقتصادی» معطوف کنند. بر همین اساس بود که چون یکی از مشکلات اصلی کشور را کمبود منابع آب از یک طرف و از طرفی تخریب های سیل در ایام خاصی از سال می دانست. ساخت یکصد سد در نقاط مختلف کشور و نیز آبخوان داری و آبیاری تحت فشار را در دستورکار دولت قرار داد و اسم دولت خود را نیز «دولت سازندگی» قرار داد. او می‌خواست تا همه ایران به یک کارگاه بزرگ سازندگی و تولید و فعالیت تبدیل شود.

خوشبختانه در دوره اصلاحات نیز تفکر سازندگی دنبال شد و رشد اقتصادی در دوره ریاست جمهوری خاتمی خاطره خوشی در ذهن اکثر مردم ایران و سرمایه گذران ملی گذاشت.

* تفکر سازندگی تا چه حد در کشور ما ادامه و گسترش پیدا کرده است؟ با توجه به اینکه برخی معتقدند در نتیجه ضعیف شدن تدریجی تفکر سازندگی، ما نتوانستیم از ظرفیت های داخلی مان به خوبی در همه زمینه ها استفاده کنیم؟

 به دلیل ساختار اقتصادی ایران که در آن متأسفانه بخش خصوصی و غیردولتی نقش اول را در توسعه اقتصادی کشور ندارند، آقای هاشمی رفسنجانی سعی می کرد تا میدان بیشتری به بخش خصوصی بدهد و موانع کسب ‌‌و کار را برای مردم و فعالان اقتصادی کم کند. باید توجه داشت که تاکنون به دلایل مختلف، کشور نتوانسته است به سمت اقتصاد بازار و آزاد حرکت کند و دست مردم را در فعالیت های گسترده تولیدی و صنعتی و تجاری باز بگذارد. به همین دلیل است که حجم اقتصاد ایران متناسب با بزرگی ایران و موقعیت ژئوپلیتیک آن نیست. به هر حال باید ترتیبی اتخاذ شود تا همه ظرفیت های ایران در حوزه های مختلف اقتصادی بویژه صنایع با فناوری روز فعال شود تا کشور بتواند به اهداف سند چشم انداز دسترسی پیدا کند. تفکر سازندگی و حرکت به سمت پیشرفت بایستی در دستورکار آحاد مردم ایران قرار بگیرد و دولت نیز باید سعی کند تا فضای کسب و‌ کار مناسب را برای فعالان اقتصادی ایجاد کند تا ایران بتواند، حداقل یک درصد از تولیدات جهانی کالاهایی را که در آنها دارای مزیت نسبی است به خود اختصاص دهد و نه تنها کالاهای ایرانی بر سر سفره مردم باشد، بلکه بتوان تولیدات ایرانی را در اقصی نقاط جهان در بازارها دید.

*نظر شخص شما درباره مرحوم هاشمی چیست؟ با توجه به تخریب هایی که همواره از سوی برخی ها علیه ایشان صورت گرفته اما هنوز بسیاری برای مرحوم هاشمی احترام قائل هستند

آقای هاشمی رفسنجانی می خواست ایران تبدیل به یک الگوی موفق برای کشورهای منطقه و دولت های همسایه شود. او داشتن یک اقتصاد پویا و پرتوان را بسترساز الگو شدن جمهوری اسلامی ایران می دانست ‌و معتقد بود که اگر بتوان فقر را در ایران از طریق توانا کردن مردم و بدون وابستگی به دولت از بین برد، آنگاه می توان حرکت رو به جلو را برنامه ریزی کرد. هاشمی به دنبال آن بود تا دولت وابسته به درآمد و کار مردم شود نه اینکه مردم منتظر دریافت یارانه و کمک از دولت باشند و منتظر مصرف کردن درآمدهای نفتی باشند. او اساس عزت و استقلال کشور را توانمندی اقتصادی می دانست و به دنبال توسعه متوازن بود و بر این باور بود که افزایش تولید ثروت و توسعه اقتصادی زیربنای توسعه سیاسی و بالندگی فرهنگی است. هاشمی به این آیه قرآن که می فرماید: «و جعلناکم امه وسطاً» باور داشت و مشی میانه روی و اعتدال را در سیاست در پیش گرفته بود. او می خواست تا همه جریانات سیاسی در سازندگی و سربلندی کشور نقش داشته باشند. بر همین اساس بود که او به دنبال کاهش تنش های خارجی و تقلیل اختلافات داخلی بود تا فرصت برای پیشرفت کشور فراهم شود. با همین منش بود که هاشمی ملجأ و  سنگ صبور افراد و گروه ها با دیدگاه های متفاوت در اوضاع متلاطم سیاسی کشور شده بود و تخریب ها و ناسازگاری ها را تحمل می‌کرد. اکنون با گذشت چهار سال از درگذشت آن مرد بزرگ، جای خالی او برای افزایش سرمایه اجتماعی بیشتر حس می شود و کشور خسران فقدان او را بهتر درک می کند.

*یکی از مهمترین شاخصه‌های مرحوم هاشمی، روابط خارجی ایشان، به ویژه نحوه تعاملشان با کشورهای همسایه به ویژه منطقه خلیج فارس است، ارزیابی شما از رفتار و اقدامات ایشان چگونه است آیا از آن تجربیات بعدها استفاده شد؟

آقای هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی به دنبال کاهش خصومت کشورهای مختلف با جمهوری اسلامی ایران بود. او می خواست تا دشمنی ها در روابط بعضی از کشورها با ایران کاهش یافته و تبدیل به اختلاف سیاسی شود تا بتوان آن را مدیریت کرد. ایشان معتقد بود که اسرائیل به دنبال افزایش خصومت کشورهایی مانند آمریکا و عربستان با ایران است تا بتواند فشارهای همه جانبه ای را بر ایران وارد کند. ایشان با سعه صدری که داشت به دنبال تحسین روابط خارجی ایران با همه کشورها به ویژه با همسایگان بود. ایشان راه توسعه اقتصادی و تولید ثروت در کشور را داشتن روابط عادی با کشورهای تأثیرگذار در جهان می دانست و حل مشکلات با کشورهای مختلف به ویژه کشورهای عربی را از ضروریات آرامش برای منطقه می دانست.

به نظر می رسد که مرحوم هاشمی رفسنجانی از نظریه «وابستگی متقابل» در روابط خارجی استقبال می کرد و به هر نوع اقدامی برای افزایش همگرایی با کشورهای مسلمان خوش آمد می گفت. او برای حل مشکلات با عربستان از خود تواضع زیادی به خرج داد و می دانست که کاهش اختلافات عربستان با ایران در گسترش فضای همزیستی مسالمت آمیز در خاورمیانه بسیار موثر است.

گرچه عربستان پس از روی کار آمدن بن سلمان سعی کرد همه رشته های روابط با ایران را پنبه کند ولی پادشاهی سعودی هم باید درک کند که تنها راه حل امنیت در خلیج فارس و دریای سرخ، فقط همکاری کشورهای منطقه با یکدیگر است. هاشمی همیشه به دنبال عبور از بحران ها و یافتن فرصت هایی برای از بین بردن بهانه مداخله خارجی ها به ویژه آمریکا در مسائل خاورمیانه بود. بررسی و مطالعه سیاست خارجی ایران در دوره های مختلف، تجربه گرانقدری برای نیفتادن در دام برنامه های اسرائیل برای تشدید خصومت کشورهای قدرتمند با ایران پیش روی دولتمردان می گذارد.6

خبرنگار: آزاده رحیمی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: