«محسن رهامی»، فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی، در رابطه با روند تائید صلاحیت ها در طول انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در چندسال اخیر توسط شورای نگهبان معتقد است: «زمانی که امام فرمودند مجلس عصاره فضایل است، مقام معظم رهبری رئیس مجلس بودند و افرادی مثل مرحوم بازرگان و سحابی در مجلس حضور داشتند اما انتخابات امروز دو مرحله ای است و ما از میان کاندیداهای مدنظر شورای نگهبان باید انتخاب کنیم، این مفهوم کامل زیر سوال بردن دموکراسی است».

برای ارزیابی انتخابات در قرن پیش رو و عملکرد اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ با رهامی به گفت و گو پرداختیم که در ادامه می خوانید:

در مجلس اول و دوم بدون نظارت استصوابی هم دزد و قاتل وارد مجلس نشدند

شما در دو دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی نماینده بودید و این دو دوره به گفته بسیاری از فعالان سیاسی درخشش نهاد پارلمان محسوب می شود، چه تفاوتی در مجلس در آن زمان و پارلمان امروز مشاهده می شود؟

کاندیدای انتخابات ۱۴۰۰ هستم

بعد از انقلاب امام اصرار داشتند که به سرعت قانون اساسی تصویب و انتخابات برگزار شود در هر استان هر کسی که در پیروزی انقلاب تاثیر داشت و خود پایگاه مردمی داشت به برکت انقلاب و نه با هیاهو به مجلس رفت، من در مجلس اول و دوم بودم. هر استانی در مجلس اول، رجال دست اول خود را به مجلس فرستاده بود، بر همین اساس هم امام (ره) مجلس را عصاره فضایل ملت نامیده بودند. در ادوار یاد شده از مجلس مقام معظم رهبری و هم چنین افرادی مثل مرحوم هاشمی رفسنجانی، مرحوم بازرگان و مهندس سحابی و .. در مجلس حضور داشتند. در نتیجه از یک طرف اشخاص موثری به مجلس رفته بودند و از طرف دیگر این نوع تایید صلاحیت که شورای نگهبان غربال کند و نهایتا نظر سنجی و انتخاب کند، وجود نداشت. امروز انتخابات ما دو مرحله ای است از یک طرف شورای نگهبان انتخاب می کند و سپس به مردم گفته می شود از میان آنها انتخاب کنید و این موضوع مفهوم دموکراسی را به طور کامل زیر سوال می برد. تاریخ گواه است شرط نمایندگی در مجلس اول خواندن و نوشتن بود اما در مجلس بی سواد وجود نداشت و همه تحصیل کرده بودند، همه کسانی که حضور داشتند به معنای واقعی کلمه رجل سیاسی بودند.

با این حساب عامل مهم در حضور افراد ناکارآمد در مجلس را روند تائید صلاحیت ها می دانید؟

در ادوار اول و دوم پارلمان نمایندگان را فقط از لحاظ قضایی کنترل می کردند تا کسانی که سابقه محکومیت دارند، نتوانند وارد مجلس شوند اما امروز به این شکل نیست. اینکه آقای کدخدایی گفته اند اگر شورای نگهبان نظارت نمی کرد مردم به قاتل ها رای می دادند این واقعا درست نیست و توهین به شعور مردم و توهین به مجلس است. در مجلس اول شورای نگهبان حضور نظارتی و نظارت استصوابی نداشت ولی هیچ قاتلی وارد مجلس نشد و خود افراد موثر بودند. امام هم در چنین شرایطی بهای زیادی به مجلس می دادند. ما ملاقات های خصوصی با امام داشتیم و اگر وقت می خواستیم به ما وقت می دادند و می رفتیم و بحث می کردیم. در واقع فضای عمومی کشور به این صورت بود که نگاه ها از لحاظ اصلاح امور بیشتر به مجلس بود و این تعداد از شوراها و نهادهای موازی ایجاد نشده بود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی از  مجلس قدرت بیشتری دارد

یعنی به نظر شما نهادهای موازی در کاهش اختیارات دولت هم نقش به بسزایی دارند که این موضوع اعتراضات زیادی را برانگیخته است؟

این اشکال را به ما می گیرند و می گویند شما کار بی ثمری می کنید. وقتی معاون اول رئیس جمهور می گوید من حتی نمی توانم رییس دفتر خودم را تغییر بدهم چه انتظاری دارید؟ این اشکال وارد است ولی به این معنا نیست که ما از انتخابات کنار بکشیم. ما فکر می کنیم که اولا اختیاراتی که ۷۰ تا ۸۰ درصد در اختیار رییس جمهور بود به ۳۰% کاهش پیدا کرده است. این ۳۰ درصد ضرب در سرنوشت ۸۵ میلیون ایرانی می شود و از این حیث، همچنان تاثیرگذاری خود را دارد ولی کمتر تاثیر دارد. اینکه چه کسی رییس جمهور خواهد شد در حفظ و نگهداری همین جایگاه هم موثر خواهد بود. اینکه بنشینیم و تماشاگر باشیم همین میزان تاثیرگذاری آرا مردم که فعلا دو سه نهاد بیشتر نیستند هم از دست می رود. در مجلس گاهی بودن حتی یک نفر مثل مرحوم حسن مدرس می تواند موثر باشد. یک رییس جمهور با پایگاه مردمی که به آرا مردم متعهد باشد می تواند باز هم به همان میزان که هست موثر باشد. امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی و شوراهایی نظیر آن را الی ماشاالله داریم که دست مجلس را بسته است. انواع شورا ها ایجاد شده و این شوراها مقدار زیادی نقش قانون گذاری و تصمیم نهایی مجلس را می گیرند و این موضوع بیشترین تاثیر را روی عملکرد دولت دارد. طبیعی است وقتی مجلس نمی تواند تاثیرگذاری داشته باشد و محل تاثیرگذاری مجلس هم دولت است، شاهد چنین شرایطی هستیم.

با این تفاسیر مجلس در بخش هایی کارآیی خود را از دست داده و دولت هم باید از برخی قدرت های در سایه پیروی کند؟

امروز مصوبات شوراهای موازی با تفسیر شورای نگهبان بر مصوبات مجلس حاکم است. می گویند چون مجمع تشخیص مصلحت نظام و این شورا و آن شورا با نظر مقام معظم رهبری تشکیل شده اند نظر آنها لازم الاجرا است و به این شکل مجلس کارایی خود را از دست داده است و کاندیداها چه در مجلس و چه در دولت فقط با تبلیغات وسیع و خرج های میلیونی پیروز می شوند. اما در دوره های قبل به خصوص در مجلس، مردم به سوابق فرد و حضور او در انقلاب نگاه می کردند. به عنوان مثال ما سعی می کردیم برای وزارت علوم هم فکری کنیم شاید ده ها نفر را مطرح کردیم ولی می گفتند که فلان نهاد و فلان جریان و فلان مرکز موافق این شخص نیست و این شخص با آقای خاتمی بوده و گفته اند نباشد و فلان شخص با آقای موسوی بوده و گفته اند نباشد حتی به ما بارها تاکید کردند که رییس جمهور نمی تواند وزیر خود را تعیین کند، با وجود همه این عوامل امروز نیروهای موثر انقلاب در حاشیه مانده اند. من این گله را در دیدار با رهبری مطرح کردم و گفتم که اکثر نیروهای انقلاب و کسانی که به شما وفادار بودند، نتوانستند به مجلس بروند یا در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوند.

دلایل رد صلاحیتم در انتخابات مجلس را تا امروز نمی دانم

اگر نیروی های شاخص اصلاح طلب در انتخابات پیش رو رد صلاحیت شوند، جریان اصلاحات چه برنامه ای دارد؟

در انتخابات مجلس ثبت نام و همه مراحل را هم طی کردم اما در انتها چرایی رد صلاحیت را حتی به من اطلاغ ندادند، پس از آن و در همین عید ۹۹ رهبری از خود من پرسیدند چرا شما نرفتید و کاندیدا نشدید؟ من پاسخ دادم که من مراجعه کردم و گفتند نامه شما می آید و من ستادم را هم آماده نگه داشتم. طرفدارانم را تا روز آخر نگه داشتم ولی تا امروز که در خدمت شما هستیم هیچ نامه ای به من که سه دوره هم نماینده مجلس بودم، یک دوره نماینده وزیر بودم، هشت سال رییس دانشگاه بودم، شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد از وکلا و قضات تهران شاگرد من بوده اند و سی سال است در دانشگاه های مختلف حقوق درس داده ام، به دست من نرسیده و از دلایل رد صلاحیتم بی خبرم، چرا افرادی مثل من نباید نماینده مجلس شوند؟ این تصمیمات نشان می دهد در بسیاری موارد رهبری هم از رد صلاحیت نیروهای انقلاب و دلایل آن بی خبر هستند.

تکرار خاتمی هنوز هم تاثیر خواهد گذاشت

طی جلساتی که با خاتمی داشتید، به مصادیق درباره کاندیداها ورود کردید؟

در ایامی که کرونا شدت پیدا کرده است توفیق جلسه حضوری کمتری را با خاتمی داشتیم ولی قبل از شروع این اوضاع در سال ۹۸ جلسات زیادی داشتیم ولی بعد از شیوع کرونا به دلیل رعایت سن و سال او و من، جلسات قدری غیر حضوری و مجازی تشکیل شده است. جلسات بیشتر حالت تلفنی و مجازی است ولی فاصله زیادی ندارد اما هنوز به موضوع مصداق ها ورود نکرده ایم.

بعد از رحلت مرحوم هاشمی رفسنجانی یکی از ارکان مهم خود را از دست دادیم

از دیدگاه شما رئیس دولت اصلاحات هنوز هم تاثیر گذاری سابق را در این جریان دارد و «تکرار» او تاثیر گذار است؟

خاتمی از لحاظ موقعیتی که در مجموعه جریان اصلاحات و در واقع چپ کشور دارد کماکان تاثیرگذاری خود را در این مجموعه دارد. او عامل موثری در ایجاد اجماع در این مجموعه و جامعه است و تکرار او هنوز هم تاثیر دارد. البته طبیعی است که بعد از رحلت مرحوم هاشمی رفسنجانی یکی از ارکان مهم خود را از دست دادیم، ارتباطی که مرحوم هاشمی با مجموعه نظام داشتند و ارتباط او با خاتمی و مجموعه این جریان محوری برای جریان اصلاحات ایجاد کرده بود. بعد از رحلت ایشان در واقع آن حالت اعتدال و مقبولیتی که در بین سایر جریان های اعتدال هماهنگی ایجاد می کردند را از دست دادیم.

خاتمی نقش کلیدی در نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان دارد

چالش هایی که امروز بر سر راه نهاد اجماع ساز ۳۰+۱۲ وجود دارد چه عواملی هستند؟ به نظر می رسد هنوز برنامه مشخصی برای این نهاد ارائه نشده است؟

یکی از محل های بحث و چالش، این موضوع است که سی حزب اصلاح طلب هستند که سابقه برخی به دهه شصت بر می گردد. از جمله انجمن اسلامی معلمان و انجمن اسلامی مدرسین و خانه کارگر و... که از ابتدا کار می کنند و در بیشتر استان های کشور دفتر دارند و سال های سال تلاش کرده اند و لیست داده اند. این چالشی جدی است که شخصی حقیقی می آید و بدون اینکه به این احزاب وابستگی داشته باشد و بدون اینکه هزینه فعالیت سیاسی در این احزاب را داده باشد در کنار دبیرکل قرار می گیرد و با رای مساوی در تصمیم گیری ها نقش بازی خواهد کرد این موجب می شود نقش تاثیر گذاری احزاب کاهش پیدا کند یکی از بحث های چالشی ما همین مساله است. از طرفی برخی از اشخاص در احزاب حضور ندارند و اگر این ها نیایند ظرفیت اجتماعی اصلاح طلب ها بیرون می ماند. سوال این است که چرا این افراد حزب تشکیل نمی دهند یا وارد احزاب نمی شوند. بد بودن این روش که اشخاص حقیقی در کنار احزاب کار کنند این است که به تدریج احزاب کارکرد و نقش خود را از دست می دهند ولی ما باید به سمتی برویم که مثل کشورهای مترقی احزاب فعال باشند و لیست بدهند. البته باید تاکید کنم که شورای هماهنگی جدیدی یا شورای عالی سیاست گذاری به عنوان نهادی اجماع ساز به طور قطعی تعیین نشده است. ما انتخابات ریاست جمهوری قبلی انسجام لازم را داشتیم تا زمانی که در انتخابات مجلس یازدهم بسیاری از نمایندگان جبهه اصلاحات رد صلاحیت شدند و لیستی ارائه نشد و شرکت در انتخابات به شکلی آتش به اختیار اعلام شد و ما هنوز نتوانستیم، این وضعیت را کاملا ترمیم کنیم. اما در جریان جدیدی که تلاش می شود به عنوان نهادی اجماع ساز صرف نظر از ترکیب آن تشکیل شود برای ایجاد اجماع نقش کلیدی خاتمی غیر قابل انکار است.

البته باید به این موضوع هم توجه داشت که در مصوبه اخیر مجلس در رابطه با تغییر قانون انتخابات، نقش احزاب نادیده گرفته شده است؟

این مصوبه هنوز به شورای نگهبان نرفته و نظری نگرفته است. مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب کرده است که انتخابات باید به سمت احزاب برود و احزاب برگزار کننده باشند و با محوریت احزاب باشد در همه جای دنیا همین است و نمی توان نظام جمهوری تاسیس کرد و مدعی جمهوریت شد ولی حزبی فراگیر و پاسخگو نداشت. ما این روش را در هیچ کجای دنیا نداریم ما باید به این سمت برویم. اگر چه دوستان ما در مجلس در حال انجام حرکتی هستند تا نقش احزاب را بی اثر کنند باید بدانند اشخاص هرگز پاسخگوی مطالبات مردم نیستند. احزاب شاید سال ها در صحنه سیاسی نباشند و روی برنامه های خود کار کنند تا در فرصتی که به آنها میدان داده می شود برنامه خود را پیاده کنند. این عادت سیاسی بدی است که هر رییس جمهوری در ابتدای کار خود می گوید من به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستیم. یکی از اعتراضاتی که ما در انتخابات مجلس یازدهم داشتیم این بود که بسیاری از دبیران کل و اشخاص موثر اصلاح طلب توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند. صرف حزبی بودن افراد می تواند در پاسخگویی بعد از حضور در صحنه سیاسی عاملی مثبت باشد. بنابراین تا این چالش حل نشود نمی توان گفت نظام جمهوری بر اساس قواعد جمهوریت است.

مجمع تشخیص به مجلس یازدهم در رابطه با مصوبه تغییر قانون انتخابات تذکر داده است

با این تفاسیر به نظر شما این مصوبه توسط شورای نگهبان تصویب خواهد شد؟

آنطور که من شنیده ام توسط مجمع تشخیص به مجلس تذکر داده شده است که این مصوبه با سیاست های اصل کلی اعلام شده رهبری و قانون در تضاد است. من فکر نمی کنم این مصوبه به انتخابات ۱۴۰۰ برسد ضمن اینکه این حرکت مجلس یازدهم بیشتر حرکتی عوام گرایانه و پوپولیستی است و به مبانی، دموکراسی و جمهوریت پایبند نیست. مثلا طرح از بین بردن اسرائیل در بیست سال در فضای سالگرد شهادت سردار سلیمانی جز ضرر برای آینده و امنیت کشور، جنبه پوپولیستی دارد. هیچ کشوری نمی تواند دولتش را مجبور کند که ظرف بیست سال قدرتی را از بین ببرد. یا اینکه مجلس طرح بدهد که هر روز در مجلس یک جز قرآن بخوانیم خب اگر شما می خواهید قران بخوانید در مساجد بخوانید چرا به مجلس آمده اید؟ چرا بیت المال را هدر می دهید؟ روش ها بیشتر عوام گرایانه و پوپولیستی است و نشان می دهد که هیچ طرح منسجم و حساب شده ای که در حزب و اتاق فکری کار شده باشد برای حل معضلات یومیه کشور وجود ندارد. در این هفت ماه که چنین نبوده و مصوبه مربوط به انتخابات نیز از همین جنس است و چند نفر شبانه متنی را می نویسند و فردا به عنوان طرح ارائه می دهند. رییس جمهور گفته است که ده ها لایحه ما در نوبت تصویب در مجلس است و مجلس دچار سونامی طرح شده است. طرح یعنی چند نماینده دور هم جمع می شوند و متنی را می نویسند و امضا می کنند و می آورند و اکثرا فاقد پشتوانه های علمی و کارشناسی است.

طرح مقابله با ترور سردار سلیمانی به نفع اسرائیل تمام می شود

به نظر شما اتاق فکر مجلس یازدهم در خارج از نهاد پارلمان است؟

طبیعی است که نمایندگانی که به مجلس رفته اند به تنهایی تائید صلاحیت نشدند و محافلی از آنها حمایت کرده است، محافلی که اتاق فکر های کارشناسی پشت آنها نیست و دغدغه منافع کشور را ندارند. نمایندگان منافع گروه های حامی آنها را پی می گیرند و این طرح یکی از بهترین مصداق ها است که اگر ما می خواستیم در منطقه حالتی از مظلوم نمایی برای اسرائیل ایجاد کنیم و بخواهیم دولت جدید آمریکا را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهیم، بهترین کاری که می شد به این دولت ها هدیه داد همین بود که به آنها بگوییم ایران قانون تصویب کرده است که می خواهد این کشور شما را نابود کند. اگر ما قرار هم بود که نابود کنیم، کسی نباید می فهمید که می خواهیم چنین کاری کنیم. اگر با کسی دعوا دارید که اعلام نمی کنید یعنی حداقل تعقل و حکمت همین است. به نظر می رسد محافلی می خواهند فضای کشور را در این وضعیت نگه دارند تا حداقل زمانی که روحانی بر سر کار است، در آمریکا فضایی ایجاد نشود که دولت بتواند کاری کند. طلب های ما از دولت ها بر زمین مانده و حتی دوستان ما چون عراق هم نمی توانند پول ما را بر گردانند. ما با همه تلاش هایی که می کنیم پول نقد نفت و گاز فروخته شده خود را نمی توانیم پس بگیریم. اگر منافع کشور مطرح باشد FATF باید در دستورکار باشد.

در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدا می شوم

آیا قصد حضور در انتخابات ۱۴۰۰ را دارید؟

من در دوره اخیر بعد از ملاقات با مقام معظم رهبری ثبت نام کردم تا روزی که روحانی تایید صلاحیت شد و من نامه ای به شورای نگهبان نوشتم و به نفع  روحانی، کنار رفتم. در فضای فعلی هم همین سوال برای همه دوستان ما مطرح است. اگر بدانیم موثر خواهیم بود و می توانیم دَرصدی در رفع مشکلات کشور موثر باشیم کنار نمی کشیم. مجموعه اصلاحات باید به یک جمع بندی برسد مثل آمریکا که پیش از انتخابات، کمپین هایی تشکیل می شود و به نتیجه واحدی می رسند. اگر چند نفره وارد شویم ماجرای سال ۸۴ تکرار می شود. نداشتن کاندیدا واحد در سال ۸۴ اشتباه ما بود. در مورد حضور من هم کارهایی از مدت ها شروع شده است و جلسات مستمری هست و اگر فضا فراهم شود به عنوان کاندیدای واحد به میدان خواهم آمد و کمپین هایی تشکیل شده است.

لاریجانی گزینه کارگزاران است

علی لاریجانی چطور؟ امکان دارد او گزینه اصلاح طلبان باشد و در مورد او اجماعی صورت بگیرد؟

در این دوره همه تلاش بر این است که سرمایه اصلاحات روی فردی اصلاح طلب سرمایه گذاری شود. امروز بحث پیدا کردن یک اصولگرای معتدل در این جریان مطرح نیست.

اما گفته شده لاریجانی با خاتمی دیدار کرده است؟

تا جایی که من می دانم چنین دیداری نبوده است. خبرها به ما می رسد و من می دانم که او انتخاب ما نیست. شاید چنین اخباری بین کارگزاران باشد که می گویند اگر جریان اصلاحات نتوانست کاندیدا بدهد به سراغ یک کاندیدا میانه برویم. چرا باید سرمایه خود را جای دیگری خرج کنیم؟ تلاش ما این است که اگر رایی داریم کسی را بفرستیم که پیاده کننده آرمان های اصلاحات باشد. برنامه اصلاحات در دوره خاتمی پیاده شده و جواب داده است. همه معتقدند که ما در دوران اصلاحات رشد خوبی داشتیم و فضای سیاسی خوبی در داخل کشور وجود داشت و ارتباط خوبی با دنیا پیدا کرده بودیم. تقریبا اگر دوران جنگ را که حالتی استثنایی وجود داشت کنار بگذاریم و قیاس نکنیم چون دولت جنگ و دولت امام بود بهترین دوره اداره کشور به لحاظ فرهنگی و روابط بین المللی دوران اصلاحات بود. اگر ما بتوانیم می خواهیم، همان برنامه ها را تکمیل کنیم و ادامه بدهیم و ارتباط خود را با دنیا اصلح کنیم.

پس علی لاریجانی گزینه کارگزاران است؟

بله اخباری رسیده که تائید می کند احتمالا لاریجانی از سمت حزب کارگزاران وارد میدان انتخابات شود.

ایران به وسیله نظامیان قابل اداره نیست

به موضوع کاندیداها اشاره شد ارزیابی شما در کاندیدا نظامی چیست؟

جریان اصولگرا جریانی منسجم نیست و دیدگاه های متعددی در آن وجود دارد. اصولگرایان سنتی تلاش می کنند فردی میانه مثل لاریجانی را بر سر کار بیاورند. نظر آنها ائتلاف با جریان معتدل اصلاحات است تا به جریان های تندرو میدان ندهند. ولی جریان تندرو که تلاش می کند با ایجاد فضایی، طرفداران خود را به صحنه بیاورد و فکر می کند نیازی نیست که در تهران سه چهار میلیون رای دهنده وجود داشته باشد و حضور مردم برای آنها زیاد ملاک نیست. در دیدگاه های سران اصولگرا جایگاه مردم چندان اهمیتی ندارد. مرحوم مصباح یزدی و بخشی از بزرگان جریان اصولگرا نوعا عقیده داشتند که مردم جایگاهی تشریفاتی دارند و ولایت فقیه برای مشروعیت نظام کفایت می کند و نیازی نمی بینند تا مردم پای صندوق ها بیایند ولی این دیدگاه که نظامیان مشکلات را یک ساله حل خواهند کرد، درست نیست. همانطور که دیدیم در دولت احمدی نژاد بیشتر مسئولان نظامی بودند و در وزارت های مختلفی چون نفت حضور داشتند کدام مشکل کشور حل شد؟! آنها کشور را با تندروی خود در معرض تحریم هایی جدی قرار دادند به صورتی که چند سال از عمر دولت روحانی صرف شد تا این تحریم ها برداشته شود. بحران اجرایی در دست رییس جمهور نیست. ما امروز در تحریم هستیم و تا زمانی که رابطه خود را با دنیا اصلاح نکنیم نمی توانیم، پولمان را از چین بگیریم و برای این مساله فرقی ندارد که رییس جمهور ما یک ژنرال باشد یا یک آخوند یا  شخصی که کت و شلواری باشد. بحران های داخلی به برنامه ریزی و سرمایه گذاری نیاز دارد و  ایران به وسیله نظامیان قابل اداره نیست.

اگر روحانی موفق به فسخ تحریم های سازمان ملل نمی شد مشخص نبود چه بر سر کشور می آمد

برخی گمانه زنی ها هم خبر از حضور احمدی نژاد و مهیا شدن شرایط برای او می‌دهند، به نظر شما کاندیداتوری او امکان پذیر است؟

اگر فضا عوام گرایانه باشد و شعارهای پوپولیستی جواب بدهد همینطور است. امروز مسابقه عوام گرایی در جریان است؛ احمدی نژاد به جنوب شهر می رود و فردا قالیباف در میان مردم است. سعی می کنند روش های هم را تکرار کنند. وقتی سیاست های کلان و اصولی اجرا نمی شود و یا اجازه اجرا پیدا نمی کند، شیوه های پوپولیستی بر سر کار می آید. مساله یارانه ها که هنوز هم نمی توان آن را جمع کرد چه مشکلی از کشور حل کرد؟! می شد این پول ها را سرمایه گذاری و اشتغال ایجاد کرد. کروبی قبلا این مساله را مطرح کرد من برای او توضیح دادم که این طرح را ارائه نکنید پول مستقیم به دست مردم دادن مردم را متوقع بار می آورد و بیکاری به همراه دارد و به بسیاری از بحران ها و تورم، دامن می زند. دولت احمدی نژاد این طرح را از دست او گرفت و ۴۰ تومان را مطرح کرد کروبی ۵۰ تومان گفته بود. کارخانجات و بیمه های بیکاری و بیمه های مناسب برای افراد بی بضاعت می توانستند از این پول ها بهره ببرند. وقتی در مجلس آدم های موثر کنار می مانند و فضای کار، پیدا نمی کنند شعارهای پوپولیستی شنیده می شود. ما دو دوره دولت احمدی نژاد را تجربه کردیم و کشور تا آستانه جنگ و نابودی پیش رفت اگر روحانی موفق به فسخ تحریم های سازمان ملل نمی شد مشخص نبود چه بر سر کشور می آمد.

خبرنگار: نسترن فراهانی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: