به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا؛ استراتژی فشار حداکثری و در کنار آن تقاضا برای مذاکره، یک سال است که از سوی دونالد ترامپ پس از خروج از برجام دنبال شده است. استراتژی ها و پیشنهادهایی که پس از گذشت سالگرد خروج او از برجام نیز به نتیجه نرسیده است. حتی جنگ های روانی تیم «ب» به رهبری بولتون در کاخ سفید نیز نتیجه ای نداشت تا اینکه  بولتون دست به دامن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در منطقه خاورمیانه شد که بعدها با واکنش مقامات نظامی آمریکا مواجه شد چرا که گشت زنی این ناو در آبهای خاورمیانه امری عادی است.

بولتون که نتوانسته در ونزوئلا به اهداف خود دست پیدا کند و رضایت ترامپ را کسب کند، تلاش کرد ایران را تهدید به رویارویی نظامی کند. بنابراین از فشار حداکثری و پیشنهاد مذاکره به گزینه جنگ روی آورد تا بتواند رفتار ایران را تغییر دهد هر چند هدف اولیه تغییر حکومت در ایران است. مشاوران ترامپ چنان او را کلافه کرده اند که به گزارش سی ان ان، او از عبارت «ببینیم چه پیش می آید» بسیار استفاده می کند. عبارتی که حاکی از نداشتن پاسخ صریح وی به بسیاری سوالات است. اخیرا حتی زمزمه هایی مبنی بر اخراج بولتون از کاخ سفید شنیده شد اما این خبر با «دوست دارم ترامپ» خاتمه یافت. ترامپ از این دوست دارم ها در آستینش زیاد دارد. رئیس جمهور آمریکا پنج شنبه هفته گذشته  به رسانه ها گفت که امیدوار است جنگی رخ ندهد اما دوست دارد ایرانی ها به او زنگ بزنند! ابراز علاقه ای که  از سوی عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه، بی پاسخ نماند. عراقچی گفت: «اگر نیاز شود آنها شماره ما را دارند.»

در عین حال ترامپ می داند که ایرانی ها به او زنگ نخواهند زد. البته او با گذشت چند سال از دولت اوباما، هنوز کینه به دل دارد چرا که می گوید جان کری نگذاشته با ایران، ارتباط برقرار کند. رئیس جمهور آمریکا می داند ایران هیچوقت تن به تسلیم شدن نمی دهد چرا که این حرف ها برای چهل سال است نه یکی دوسال.

دولت ترامپ همه تلاشش را کرد در دوره خود به اهدافش در ارتباط با ایران دست پیدا کند اما با گذشت حدود 2 سال و خورده ای از ریاستش بر کاخ سفید، دچار سردرگمی در برخورد با  ایران شده است. نوعی سردرگمی که روسای پیشین کاخ سفید نیز داشته اند اما ترامپ با فوت و فن تاجرگونه اش تصور می کرد می تواند ایران را به زانو درآورد هرچند نمی توان از دشواری های آن برای ایران چشم پوشی کرد.

اما آنچه که رویای ترامپ بود محقق نشده است و او با کابوس انتخابات 2020 ریاست جمهوری در آمریکا روبه رو است. او و مشاورانش کشور به کشور و چهره به چهره سخن گفته اند تا فشارهای تحریمی را بر ایران افزایش دهند و به نوعی همه درآمدهای ایران را مسدود کرده اند. در نتیجه اتفاقی که رخ داد این بود که بسیاری کشورها برای معافیت از تحریم ایران به مذاکره با ایران پرداختند. این موضوع خود حاوی دو نکته است هر چند همه کشورها باید از آمریکا اجازه بگیرند اما ترامپ و وزیر خارجه اش یعنی پمپئو فهمیده اند که حتی آنها هم سعی می کنند، آمریکا را دور بزنند. بنابراین این آغاز کشور گردی پمپئو شد تا بتواند هر راهی که ایران در آن سود می برد، را مسدود کند.   

تاکتیک دیگر دولت ترامپ پس از پیشنهاد زنگ زدن ایرانی ها، درخواست های میانجیگری برای مذاکره با ایران بود که در رسانه های داخلی و بین المللی به ویژه کارشناسان و تحلیلگران سیاست خارجی با تحلیل ها  و واکنش های متفاوتی همراه شد. از دیدار پمپئو با عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق و پیشنهاد میانجیگری عراق تا میانجیگری عمان و ژاپن و غیره  از دیگر تلاش هایی بود که چند روز بلافاصله پس از اعلام خروج ایران از برخی بندهای برجامی آغاز شد.

هر چند در ابتدا ژست تهدید و جنگ به خود گرفتند اما آمریکایی ها به خوبی می دانند که متحدان اروپایی دیگر مثل گذشته با آن همراهی نخواهند کرد. به ویژه اینکه وزیر امور خارجه آمریکا در سفر غیرمنتظره اش به کشورهای اروپایی و دیدار غیر منتظره با «فدریکا موگرینی»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مورد بی میلی وی قرار گرفت. به گونه ای که رسانه ها، دیدار کردن موگرینی با پمپئو را به نوعی منت نهادن بر او تعبیر کرده اند. پمپئو قصد رفتن به روسیه را داشت اما سفرش را به اروپا تغییر داد تا سخنان تکراری اش را علیه ایران بیان کند. هر چند «برایان هوک»، رئیس گروه اقدام علیه ایران، در وزارت خارجه آمریکا گفت که پمپئو در بروکسل با وزیران امور خارجه اروپا درباره حادثه «الفجیره» گفت و گو کرده است. اما در این دیدار وزیران اتحادیه اروپا نیز از وزیر خارجه آمریکا خواسته بودند واشنگتن از هرگونه افزایش تنش با ایران خودداری کند. 

اما سخنان جنگ افروزانه مقامات آمریکا همچنان ادامه داشت تا جایی که خبر اعزام حدود 140 هزار نیروی آمریکایی به خلیج فارس برای جنگ احتمالی با ایران در رسانه ها منتشر شد که این خبر را ابتدا پمپئو تکذیب کرد و سپس خود ترامپ به همین تکذیب قانع نشد و بلافاصله در کاخ سفید در جمع خبرنگاران، آن را جعلی دانست.

هر چند انفجار در بندر «الفجیره» امارات بهانه جدیدی بود که آمریکایی ها انگشت اتهام را به ایران بزنند اما آمریکایی ها باهوش تر و فرصت طلب تر از آن هستند که از این ماهیگیری سیاسی متحدان عرب خود مطلع نشوند و خود را به باتلاق جنگ با ایران بکشانند. امارات در حال تحقیق است اما بسیاری در منطقه از جمله اسرائیل بدشان نمی آید که حلقه تحریم های آمریکا علیه ایران را تنگ تر کنند. اینها در حد حدس و گمان است تا زمانی که دلایل آن حادثه  آشکار شود.

مطرح شدن جنگ با ایران حتی متحدین اسرائیلی آمریکا را نگران کرد چرا که ایران به اسرائیل نزدیکتر است! این نگرانی ها در اظهارات وزیر انرژی اسرائیل مشهود بود. وی گفت: «با بالاگرفتن تنش میان ایران و آمریکا، تهران اسرائیل را مورد هدف قرار خواهد داد. وی مدعی شد، این حمله می تواند مستقیم و یا از طریق حزب الله یا جهاد اسلامی فلسطین به صورت نیابتی صورت گیرد.»

جنگ – مذاکره، از مباحث داغ رسانه های داخلی و بین المللی بود که هر چند گزینه مذاکره مورد استقبال بسیاری در داخل و خارج قرار گرفت اما در نهایت مقام معظم رهبری آب پاکی را روی دست آمریکایی ها ریخت و در دیدار با مسئولان ارشد نظام و سران قوا فرمودند: «جنگ نمی شود و هر ایرانی با شعوری در این شرایط با آمریکا مذاکره نخواهد کرد.»

مقام معظم رهبری افزودند: « بعضی ها در داخل می گویند مذاکره چه عیبی دارد؟ مذاکره سم است، تا وقتی آمریکا این است که الان هست و مذاکره با دولت کنونی آمریکا یک سم مضاعف است.». بنابراین می توان گفت این پاسخ صریحی در مقابل پاسخ غیر صریح ترامپ مبنی بر «ببینیم چه پیش می آید» بود که بازتاب های بسیاری در رسانه های جهان داشت.

گفتنی است، با بالاگرفتن تنش ها بین ایران و آمریکا به ویژه پس از اعلام خروج ایران از برخی بندهای برجامی و مهلت 60 روزه به اتحادیه اروپا، در روزهای گذشته بحث مذاکره و میانجیگری برای مذاکره از سوی ترامپ و برایان هوک از طریق کشورهای نزدیک به ایران از جمله عراق و عمان و غیره  مطرح که با واکنش منفی مقامات جمهوری اسلامی ایران روبرو شد.