همین اطراف ،در محله خودمان ، نه مثل هر سال که مثل امسال عجیب ، دور از شما ، قرار است در انتظار خورشیدی باشیم که قول روشنی داده است...

در روزگاری که هیچ چیز شبیه هیچ چیز نیست و دلتنگی دیدار خوبان به عمق رسیده است و شب ها کوتاه و بلندشان ، بلند است و نگذر، به شنیدن صدای هم قناعت می کنیم به نفع سلامت، از دلشوره های دلهره آور و پر نگرانی مان که فاکتور بگیریم در تاب و تب عطر آغوش عزیزان مان حسرت بازی می کنیم که خدایا کی فردا می شود؟

جای خالی خیلی ها را تجربه می کنیم! فاصله ها را تحمل می کنیم اما خورشید هر گز بد قولی نمی کند، می آید، جمع مان جمع می شود، دل مان گرم می شود، روی ماه امشب بلند است با او قراری می گذاریم برای بهار...

که در فصل برف اگر کنار هیزم دی تن گرم نکردیم ، باران بهار را با هم قدم می زنیم که خورشید هرگز بد قولی نکرده است، دل تنگی مان را راهی هست به شرط تحمل فاصله ایی که به نفع سلامت امشب به هم هدیه می دهیم.

یلدای تان پر از عشق و به سرخی اناری که دانه دانه اش مسافر بهشتند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: