سالهاست که درام های ایرانی را فیلمنامه‌ها راه می‌اندازند  و عملاً ردپایی از کارگردانی در شکل و شمایل سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی دیده نمی شود.

 معدود هستند  فیلم هایی که در سینما  یا سریال ها در تلویزیون که ردپای کارگردان در اثر  نمود پر رنگ و موثری داشته باشد.

 نکته‌ای که در سریالهای تلویزیونی بیش از پیش مشهود است این است که معمولاً به دلایل مختلف از جمله نبود زمان و شرایط خاص آنتن  کارگردانی در مجموعه های نمایشی از اولویت خارج می شود و معمولاً اگر فیلمنامه قوی و صاحب فکر و باکره ایی  به دست کارگردان برسد،    اتفاق با اقبال مواجه می شود  و در غیر این صورت کمتر شاهد این بوده ایم  که ساختار اثر و سبک و سیاق ساخت  در هر ژانر و برای هر مدیوم ، چه فیلم و چه یک سریال تلویزیونی به لحاظ دکوپاژ ، هدایت بازیگر ، قاب های جذاب و...  در در شبکه نمایش خانگی یا در قاب جعبه جادویی مخاطب را درگیر کند با ذکر این نکته که معمولاً کارگردانان صاحب نام و صاحب سبک نیز آثاری شبیه به دیگران را روانه آنتن می کردند و عملاً نمی شود اتفاق ویژه‌ای را به لحاظ کارگردانی مگر در کار چند کارگردان جوان و پر انگیزه در این سالها در رسانه های مختلف یافت کرد. این بی انگیزه گی محصول پایین آمدن سطح سلیقه ی مخاطب و البته نگاه داستان محور تماشاگر ایرانی آیت که سبقه در داستان گویی های مادربزرگ ها دارد و ...

اخیرا به جز معدودی،بارها در آثار مختلف  و رسانه های متفاوت از کارگردان های نامدار شاهد آثاری عجیب  به لحاظ بازی گرفتن از بازیگر،  به لحاظ اجرا و چیدمان میزانسن و طراحی‌های ویژه یک کارگردان  می بینیم و  تنها قرار است در یک روایت رادیویی داستان پیش برود  که اگر قصه هم بی رمق باشد که معمولا اینگونه است  که تکلیف مشخص و معین است .

اگر به کارنامه مهران مدیری به عنوان یکی از فعال‌ترین سریال سازان و البته برنامه سازان تلویزیون در سال‌های اخیر دقت کنید و سبک کار او را در ادوار مختلف با توجه به شرایط و اوضاع موجود بررسی کنید ، متوجه خواهید  شد که سریال دراکولا در کارنامه او از چند وجه اتفاق متفاوتی است.

نگاه او در بازیگری و کارگردانی  در سریال دراکولا و البته در سریال هیولا متفاوت تر از آثار قبلی اوست که این مسئله می‌تواند به چند آیتم مهم  بستگی داشته باشد؛ 

-تغییر نگاه در سریال سازی

-سخت گیری مدیری در راضی شدن و بالارفتن توقعش در کار

-ماندن در رقابت با فیلمسازان جسور و  جوان

-وسواس در کیفی سازی نسبت به قبل

-رسیدن به اوج پختگی برای مراقبت از کارنامه ی حرفه ایی

-نگاه جدی به رقبای تا دندان مسلح رقیب در داخل و خارج و حفظ مخاطبش

-و نکات دیگری که مشخصا نوع تفکر و تدبر مدیری را تحت شعاع قرار داده است.

مدیری با تصمیماتی از جمله تغییر بازیگران ثابت و تغییر  نگاه در انعکاس محتوای اثر به نوعی سخت گیر تر از قبل سریال می سازد ، به نکات ذیل در سریال دراکولا و حتی هیولا دقت کنید؛

-کاراکترهای او داری شناسنامه هستند.

-نقش ها رها نیستند.

-کاراکتر ها راکورد دارند و در چهارچوب دیده می شوند.

-حتی اگر شخصیتی به تیپ نزدیک می شود این اندازه  و مقدار در بازی بازیگران لحاظ می گردد.

-بازیگران توانمند در بداهه گویی نیز از ریل خارج نمی شوند.

-هر یک از بازیگران اصلی و حتی فرعی( در مهمانی دراکولا)  مراقبت شده بازی می کنند و فانتزی کاری های بازیگران،  مشخصا در غالب کار کارگردان متناسب با نقش های دیگر است.

-به زوج مدیری و محمد بحرانی دقت کنید!

-ویشکا آسایش و سیما تیرانداز را در یک قاب ببینید!

-به زنان اطراف ویشکا آسایش و بازی گلاره عباسی دقیق شوید!

-کاریکاتوری را که بهنام تشکر هوشمندانه به تصویر می کشد را در غالب یک وکیل ببینید.

-تیپ شخصیتی را که اندیشه فولادوند از لحظه ی  آشنایی با کامروا تا سکانس تولد و دفتر وکیل و حتی مرکز خرید ارائه می دهد و.... 

-پر واضح است بازی ویشکا آسایش و درشتی های کار او در اجرا تدیبری است بر نمایش یک قشر از جامعه ایی که قرار است  دراکولا آن را به نقد بکشد.

-خلاقیت های محمد بحرانی حتما مستمسک خوبی است برای مدیری در نمایش شخصیت هایی که  سال ها اطرف مان دیده ایم و این تغییر وقتی نمود پیدا می کند که او را با نسخه هیولا مقایسه کنیم.

-کارنامه فرهاد اصلانی مملو از بازی خوب است اما در سریال هیولا او خودش را در موقعیتی متفاوت با آشپزباشی محمدرضا هنرمند و حتی شاهگوش میرباقری می بیند ، زوج مقابل او یک کمدین است که از قضا کارگردان کار است و او بایدتمام تجربه اش را خرج کند تا نه تنها در نوک هرم هیولا که در اجرای یک موقعیت کمدی هم  زوج قابلی از آب در آید تا این اتمسفر آنطور که باید برای انعکاس  کمدی شکل بگیرد ، اتفاقی که فیزیک صورت و لحن و بیان و البته توانمندی های اصلانی  برای آن چاره ی کار شد.

سالها همگان فکر می‌کردند که مهران مدیری یک بازیگر توانا است که می تواند با ویژگی های کاریزماتیک خودش اثری جذاب و ماندگار و دوست داشتنی را تحویل مخاطب دهد و واقعیت این است که خود او به عنوان راس هرم آثارش معمولاً جذاب تر و دوست داشتنی تر از دیگر نقش ها  به نظر می‌رسید اما در سریال دراکولا شاهد این هستیم که مهران مدیری جدا از اینکه خودش را به عنوان یک بازیگر  مراقبت و هدایت می‌کند هدایت تیم بازیگری را نیز بر عهده دارد.

قطعاً نمی‌توان بازی جذاب ، دوست داشتنی و خاص سیما تیرانداز را که مشخصا با انرژی خاصی جلوی دوربین مدیری می رود را در این سریال نادیده گرفت.

حتماً نوع و جنس کمدی ویشکا آسایش و اتفاقی که در سریال دراکولا  از او می‌بینیم  در آستین او نبوده است  و تلاش بازیگر و کارگردان در شکل گیری این بازی مشهود است. او خودش را به یک کاراکتر تیپیکال با ویژگی‌های چند بعدی در  بازیگری تبدیل کرده است که معمولاً در دیگر آثاری که با بازی آسایش دیده‌ایم به چشم نمی‌خورد .

مشخصاً مهران مدیری در یک دست کردن بازی بازیگرانش کار راحتی نداشته است چرا که هر یک از این بازیگران با جنس و نوع نگاه دیگری با توجه به سابقه شان جلوی دوربین این جنس و مدل از سریال سازی مدیری رفته اند.

کارنامه درخشان محمد بحرانی در تمام این سال‌ها نشان می‌دهد که او بازیگری خلاق،  خوش صدا ، باهوش و البته در کارش بسیار زیرک و کاربلد است حالا بحرانی قرار است در مقابل مدیری با این حجم از کاریزما بایستد و عملاً باید برای بهتر دیده شدن و در آمدن نقش به آنچه در آستینش دارد اکتفا نکند و نقش را خلق کند.

واضح است که  مهران مدیری با یک پاسکاری حرفه ای این فرصت بازی را در اختیار بحرانی در دو قسمت ابتدایی سریال قرار داده است تا این کاراکتر هم جزو ستاره های دراکولا در این فصل از مجموعه  شود.

بدیهی است که در سریال هیولا و به خصوص سریال دراکولا همه اجزای مورد نیاز تهیه شده است تا مهران مدیری تفکر مد نظرش را در نمایش یک دراکولای واقعی به مخاطب منتقل کند و عملاً می‌توان اینجا گفت مدیری در این سریال بیش از آنکه دغدغه بازیگری داشته باشد دغدغه کارگردانی داشته و از کوچکترین متریال مورد نیاز برای انتقال حرفش عبور نکرده است اگرچه خیلی ها معتقد هستند علاقه مهران مدیری به حیوانات گران قیمت در این سریال به نوعی توی چشم میزند اما نباید فراموش کرد که نمایش این خانه مجلل و نمایش این زندگی دور از ذهن آحاد مردم،  پشت هدف مهران مدیری جای دارد. گرفتن مراسم تولد آنچنانی، نمایش  زندگی لاکچری  و درشت نما شده  همراه  با یک تصادف هلیکوپتری همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا مدیری به آنچه مد نظر است دست پیدا کند.

از این به بعد قصه است که ناجی دراکولا می شود اگرچه بازی بازیگران و حضور مدیری به اندازه کافی تضمین استقبال مخاطب است اما ماندن دراکولا در افکار به سرفصل هایی چون؛

- ادامه ی قصه

-اتفاقات پیش روی کاراکتر ها

_تغییر فضاها و‌ موقعیت های داستان

-کنش و واکنش های موثر میان شخصیت ها

-یک مهران مدیری سرحال و سرزنده تا پایان که بازیگران مقابلش را هم تا پایان رها نکند.

و....

احتیاج دارد تا بتوان به دراکولا هم مانند هیولا در نمایش  و نقد یک ناهنجاری و تقبیح برخی از افراد جامعه  در رفتار و کردار در قالب یک درام مفرح نمره قبولی داد.

وبگردی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: