شاید مطلبی که در ذیل از نظر می گذرانید فقط یک اتفاق تصادفی باشد که اتفاقا همین طور است اما برداشت نگارنده از این ماجرا تنها به شباهت کاراکترها در بحث اعتیاد برنمی گردد و درحقیقت بهانه ای است تا بازی دو بازیگر از دو جنس و گونه متفاوت را مورد بررسی قرار دهیم.

مجتبی فیلم «سه کام حبس» سامان سالور با بازی محسن تنابنده یکی از اولین نقش هایی بود که در جشنواره فیلم فجر با یک بازیگریِ چندوجهی توجه مخاطب را به خود جلب کرد و اگر قدرت فیلمنامه درمورد این کاراکتر از مسیر درست ابتدایی فاصله نمی گرفت حتما کاراکتر می توانست فرود بهتری داشته باشد، چراکه در استارت دارای جذابیت و پیچیدگی های خاصی بود و تنابنده انصافا در ایفای این نقش خاص، در موقعیتی رئالیته بازی شبیه به زندگی و دوست داشتنی ارائه کرد.

در سالهای اخیر پژمان جمشیدی برای اینکه ثابت کند تنها بازیگری طناز نیست، به انتخاب های متفاوت سینمای ایران جواب مثبت داده است و البته در برخی از نقش ها ثابت کرده است که گِل و ریشه بازیگری در او وجود دارد. اگرچه پژمان جمشیدی با یک نقش طنز وارد دنیای بازیگری شد اما مسیر حرکتی او به سرعت در قواره های یک ستاره بفروش مدنظر تهیه کنندگان قرار گرفت. او با چند اتفاق ویژه نشان داد می تواند پارتنر خوبی در مقابل بازیگران خاص باشد، به این معنا که توانایی نمایش یک کاراکتر مکمل را در قصه های مختلف به سینما ثابت کرد.

مجتبی فیلم «دوزیست» که اتفاقا تنها وجه تشابه اش با مجتبی فیلم «سه کام حبس» دست به دود بودنش بود، شخصیتی عجیب و غریب داشت. کاراکتری با لایه های پیچیده که به خواست فیلمساز تا حدود زیادی سر به مهر باقی ماند و جمشیدی در جمع و جور کردن این نقش بسته موفق عمل کرد.

اگرچه به خواست برزو نیک نژاد او نمک همیشگی اش را در برخی از پلان ها به خواست فیلمنامه با خود به همراه داشت اما نمی توان نادیده گرفت که جمشیدی مسیر بازیگری را در لاین ویژه به سرعت طی کرد و امروز مهره ای قابل اعتماد برای سپردن نقش های متفاوت توسط هر کارگردانی است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: