هر اثر دراماتیک در هر ژانری و با هر ساختاری قطعا به دنبال طرح یک مسئله انسانی است و ژانرهای مختلف از ملودرام‌ها ژانر کودک، سیاسی، کمدی و... با این هدف در قدم اول تولید می‌شود که با محوریت انسان به عنوان یک موجود اجتماعی طرح مسئله کند.

بارها دیده شده اتفاقات رخ داده در آثار نمایشی چه در سینما و چه در تلویزیون تاثیر غیرقابل کتمانی روی اجتماع و روابط انسان‌ها داشته و این نشان می‌دهد در هر دوره‌ای نمی‌توان تاثیر رسانه را بر روابط اجتماعی، اخلاق و برخوردها و واکنش ها نادیده گرفت.

کم تکرار نشده که شاهد بودیم برخی لحن‌ها، رفتارها و ادبیات و تکه کلام‌ها از تلویزیون به جامعه تزریق شده و حتی به نُقل محافل تبدیل شده است. بدیهی است با این تاثیر باید اذعان داشت فرصت فیلم و سریال در بهبود و رابط اجتماعی، اخلاق، ادبیات کلامی و حتی تبیین و تشریح آنچه سفارش دین و عرف است موثر بوده و باید از سوی نویسندگان، کارگردان، تهیه کنندگان و حتی بازیگران جدی گرفته شود. اتفاقی که اگر نخواهیم بگوییم حلقه مفقوده این روزهای سینما و تلویزیون است می توانیم بگوییم کمی با آن با بی مهری برخورد می گردد.

بسیاری از نویسندگان و کارگردانان معتقد هستند رعایت اخلاق و توصیه های مرسوم اجتماعی کار را به یک اتفاق شعارگونه تبدیل می کند. در حالی که واقعیت این است که اگر هنرمند؛ هنرمند باشد می تواند با سمت و سویی کاملا غیرمستقیم آنچه را که نیاز است مخاطب بداند به او القا کند.

متاسفانه اینگونه برداشت شده که استفاده از هر ادبیاتی یا هر برخوردی یا حتی نادیده گرفتن اخلاق عبور از ممیزی های رسانه است، درحالی که واقعیت به این منوال نیست و در هر شرایطی اخلاق و رعایت اصول عرفی و اجتماعی می تواند تاثیر بسیاری بر مخاطب گذاشته و در حقیقت یکی از وظایف یک اثر دراماتیک همین است که در بسیاری از اوقات تنها به بهانه دور زدن خطوط قرمز یا جذب مخاطب به هر قیمتی نادیده گرفته می شود.

در واقع سود اقتصادی و نگاه بیزنسی باعث می شود که آیتم‌های مهم‌تری چون اخلاق نادیده گرفته شود. متاسفانه این اتفاق در سینما روی سلیقه مخاطبان نیز تاثیر گذاشته و اتفاقا آثاری که با عنوان کمدی از اخلاقیات فاصله می‌گیرند پُرتماشاگر هستند و متاسفانه از سویی دیگر برخی از نمایش‌های روی صحنه به عنوان تئاتر آزاد هم هیچ آداب و ترتیبی از محتوا ندارند و در دیالوگ ها بدون هیچ محدودیتی به هر سمت و سویی که بخواهند می روند.

درحالی که قدرت نمایش در تاثیرگذاری روی مخاطب در حدی است که اگر این اتفاق ها نادیده گرفته شود ممکن است تاثیر آن بر ادبیات اجتماعی در آینده ناگوار باشد.

رسانه ملی هم می تواند با توصیه این مطلب به نویسندگان به سمتی حرکت کند که تولیدات نمایشی و برنامه های تلویزیونی در گونه های مختلف بر خود واجب بدانند که در هر قسمت به موضوعات مختلف اجتماعی از جمله فرهنگ شهرنشینی،فرهنگ آپارتمان نشینی، فرهنگ رانندگی، ادبیات کلامی و دیگر موضوعات مرتبط با اخلاق و رفتار اجتماعی پرداخته شود.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: