به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری برنا؛ پس از کیمیا علیزاده حالا نام یک دختر رزمی کار دیگر در تکواندو بانوان بر سر زبان ها افتاده است.  دختر 20 ساله بختیاری و تنها مدال آور این روز های تکواندو بانوان در بازی های آسیایی جاکارتا که به گفته خودش به دلیل یک اشتباه سهوی سر از تکواندو در می آورد و به کل، مسیر زندگی اش را تغییر می دهد. اشتباهی که این روز ها لحظه های شیرینی را برایش رقم می زند. ناهید کیانی هوگو پوش تیم ملی بانوان که موفق شد در بازی های آسیایی مدال برنز رقابت ها را کسب کند در خبرگزاری برناحضور پیدا کرد و با وی گپ و گفتی را صورت دادیم که متن مصاحبه را در زیر می‌خوانید:

* اشتباه سهوی مادرم باعث شد مسیر زندگی ام به کل تغییر کند

متولد سال 1377 هستم. تقریبا از 8 سالگی تکواندو را شروع کردم. مشوق خاصی هم نداشتم و شناختم راجع به ورزش فقط در حد این بود که در مدرسه در مسابقات دو اول می شدم. من و خواهر بزرگترم که  2 سال اختلاف سنی داریم در دوران کودکی به علت شیطنت و به اسرار خانوداه برای ترم تابستان به باشگاه رفتیم و برای رشته کاراته ثبت نام  کردیم. بعد مادرم اشتباهی لباس تکواندو گرفته بود و مربی کاراته به ما اجازه نداد که در کلاس مربوط به کاراته باشیم و گفت سر سانس تکواندو در سالن باشیم. همین اشتباه سهوی مادرم باعث شد مسیر زندگی ام به کل تغییر کند.  اگر کاراته کار می کردم قطعا نمی توانستم موفق شوم چون بیشتر حرکاتش با دست است و من بیشتر  تمرکزم روی پاهایم است. خواهرم نیز در لیگ کشور بازی می کند و قهرمان مسابقات کشوری است  ولی تا به حال در بازی های آسیایی حضور نداشته است.

*اسم بازی های آسیایی سطح رقابت ها را بالا برده است

این اولین دوره ای بود که در بازی های آسیایی حضور داشتم. دوره قبل به علت سن پایین نتوانستم در مسابقات باشم. یادم است وقتی تلویزیون بازی ها را پخش  میکرد چه جو خاصی داشت و دوست داشتم در آن مسابقات شرکت میکردم. وقتی به  جاکارتا رفتم دیدم همه حریف ها همان حریف های همیشگی هستند و فقط اسم مسابقه است که سطح رقابت ها را بالا برده است واین احساس را به وجود می آورد که شاید مدال آوری در چنین رویدادی کار سختی باشد. شک ندارم ما اگر در یک تورنمنت ساده با آن ها بازی کنیم شکستشان میدهیم.

*دوست دارم بازی های آسیایی دوباره تکرار شود تا شکستم را جبران کنم

بازی های آسیایی جاکارتا تجربه خیلی خوبی  بود و خیلی دوست داشتم دوباره تکرار شود و این شکستم را جبران کنم و طلا مسابقات را کسب کنم ولی متاسفانه هیچ وقت زمان به عقب  برنمیگردد. من حس میکنم  بچهها به هیچ عنوان از نظر فنی چیزی کم ندارند.  بلکه از نظر روحی و ذهنی از بقیه بازیکنان پایینترهستند. چون ترس از شکست قطعا شکست میآورد. مثلا گاهی اسم  یک حریف را آنقدر برای خودمان بزرگ میکردیم که هیچ کس نمیتوانست او را پایین بیاورد در  صورتی که بچههای ما از نظر سطح فنی بسیار بالا هستند.

*بانوان در المپیک خودشان را ثابت کردند

در حال حاضر همه میگویند پسرها خودشان را ثابت کردند. اما  در المپیک هم بانوان  خودشان را ثابت کردند. کیمیا ثابت کرد که بانوان هم میتوانند در چنین رویداد مهم ورزشی که سطح خیلی بالایی دارد، همان جوی که میگویند دو برابر بازیهای آسیایی است میتواد مدال آوری کنند. آن زمان و مدالی که کیمیا گرفت باعث شد به بانوان توجه بیشتری شود الان  هم وقتی پسران مدال میگیرند میگویند خودشان را  ثابت کردند و به آن ها رسیدگی میکنند. توجه به بانوان نسبت به دورههای گذشته خیلی بیشتر شده است اما شرایط هم فرق کرده  و توقع بچهها بالا رفته است.

*بعد از جاکارتا تنبیه شدیم

 بعد از مسابقات جاکارتا قرار بود تیم برای مسابقات گرندپری اعزام شود. مسابقه ای که من هم به آن دعوت شده بودم و خیلی  تلاش کردم که در آن شرکت کنم و چند بار با رئیس فدراسیون و کادر فنی صحبت کردم ولی هیچ نتیجهای نگرفتم تا اینکه در نهایت تیم مردان  برای ویزا به سفارت رفتند و بانوان را به عنوان تنبیه اعزام نکردند. ما قبول داریم که در جاکاراتا خوب نبودیم ولی به نظرم بعد از هر شکست آدم به تجربه نیاز دارد نه به تنبیه، چون وقتی یک نفر را تنبیه میکنیم ترغیب میشود آن کار را دوباره انجام دهد. الان شخصا انگیزهام نسبت به قبل خیلی کم شده است و می تواتنم بگویم که بعد از جاکارتا تمرینانم انگشت شمارشده است.

*باید به لحاظ روحی خودمان را آماده کنیم

برای رسیدن به سطح کشورهای قدرتمند احساس میکنم باید تعداد تمرینات بیشتر شود. همچنین  سعی کنیم خودمان را از  نظر روحی آماده کنیم چون روح و ذهن آدم در پیشرفت خیلی مهم است. شرایط واقعا برای ما فراهم نمیشود شاید خیلی وقتها احساس کنیم شرایط هم سطح آقایان است اما گاهی بیلطفیهایی هم میشود.

*هر روز یک قدم به المپیک نزدیک می‌شوم

 المپیک رفتنم قطعی است. سعی می کنم هر روز حتی روزهایی که تمرین نمی روم یک قدم به المپیک نزدیک شوم. حضور در المپیک را  برای خودم رویا نساختم بلکه به عنوان یک هدف برای خودم تعیین کردم و مطمئن هستم در آینده ای نزدیک به آن آرزو دست پیدا می کنم. البته رفتن به المپیک مهم نیست. مهم مدال آوری است.

*کشور های خارجی لیگ ندارند

در حال حاضر در تیم رازی هستم. تیم شرایط خوبی دارد و حتی درصدی ازقرارداد ها را  قبل از شروع بازی ها پرداخت می کند که انگیزه شود. اما قبلا در دو سه تیم کار کردم و سه سال بازی کردم و حتی پولی هم دریافت نکردم. کشورهای دیگر لیگ ندارند و اگر داشته باشند هم خیلی کم است. خیلی لیگ برایشان اهمیت ندارند و بازیکن خارجی نمی گیرند. خیلی دوست دارم لیگ مان برتر شود و اینکه قراردادهایمان بالا برود. ما یک سال بازی می کنیم و از عمرمان می گذاریم در طول هفته مدام در حال کم کردن وزن مان هستیم ولی ته سقف قراردادهایمان بین 10 تا 12 میلیون تومان  است و این اصلا انصاف نیست. ولی چون لیگ مردان برتر است رقم قراردادهایشان هم بالاتر است.

*پس از ورزش  قهرمانی در رشته مورد علاقه ام ادامه تحصیل می دهم

در حال حاضر به خاطر شرایطم  تربیت بدنی می خوانم ولی  خیلی هم به این رشته علاقه ندارم و فقط می خواهم درسم  عقب نیفتد اما زمانی که ورزش قهرمانی را کنار بگذارم در یک رشته ای که به آن علاقه دارم دوباره ادامه تحصیل می دهم.

*ساز مورد علاقه ام تار است

کلا از گردش خوشم نمیآید و همیشه در خانه هستم یعنی حتی روزی که کلا تعطیل باشم خانه را به بیرون ترجیح میدهم. اما موسیقی را  خیلی دوست دارم و بعد از بازی های آسیایی کلاس موسیقی ثبت نام کردم که در این مدتی که بیکار هستم موسیقی کار کنم. ساز مورد علاقهام تار است. البته در کنار موسیقی کلاس  رانندگی هم ثبت نام کردم و در این مدت میخواهم کارهایم را انجام دهم چون زمانی که در اردو هستم نمیتوانم.

*دوست دارم بیشتر حرف هایمان به گوش مسئولین برسد

 در رشته خودمان همه من را میشناسند اما در کوچه خیابان خیلی کم این اتفاق رخ می دهد که کسی من را بشناسد. دوست دارم بیشتر حرفهایمان به گوش مسئولین برسد به فکر این نیستم  خیلی  دیده شوم یا مثلا در خیابان کسی با من عکس بگیرد.