موتور جستوجوگر بومی؛ رویایی پرهزینه با خروجی کماثر
امجد عبدی: ایده راهاندازی موتور جستوجوی بومی در ایران، برخلاف تصور عمومی محصول سالهای اخیر یا واکنشی مقطعی به محدودیتهای اینترنت بینالملل نیست. این ایده از اوایل دهه ۱۳۸۰ وارد فضای سیاستگذاری فناوری کشور شد؛ دقیقا همان زمانی که وب فارسی در حال شکلگیری بود و نگرانی درباره وابستگی کامل به موتورهای جستوجوی خارجی، بهتدریج در میان مدیران و تصمیمگیران مطرح شد.
به گزارش برنا، مساله اصلی در آن مقطع «دسترسی» بود، دسترسی به محتوای فارسی، نمایهسازی صفحات داخلی و امکان جستوجوی ساده برای کاربران ایرانی. با همین رویکرد نخستین نمونههای جستوجوی فارسی معرفی شدند. نمونههایی که بیش از آنکه موتور جستوجو باشند، واسطههایی برای نمایش نتایج موتورهای خارجی در قالبی بومیشده محسوب میشدند.
همین تفاوت بنیادین میان «جستوجوگر واقعی» و «واسط جستوجو» از همان ابتدا، سرنوشت پروژههای داخلی را تحت تأثیر قرار داد. پروژههایی که نه مالک «داده» بودند، نه صاحب الگوریتم و نه توان توسعه مستقل داشتند، ناگزیر در همان گامهای نخست با محدودیتهای ساختاری مواجه شدند.
آغاز با وابستگی فناورانه
نخستین موتور جستوجوی ایرانی که در اوایل دهه ۱۳۸۰ معرفی شد، بر پایه ساختار Meta Search Engine فعالیت میکرد. به این معنا که جستوجوی کاربر، همزمان در چند موتور خارجی انجام میشد و نتیجه آنها در قالب یک صفحه فارسی به نمایش درمیآمد. این مدل اگرچه در کوتاهمدت نیاز ابتدایی کاربران را پاسخ میداد، اما عملاً هیچ استقلال فناورانهای ایجاد نمیکرد.
نبود خزندههای اختصاصی، فقدان ایندکس مستقل و ناتوانی در جستوجوی تصویر و ویدئو، باعث شد این تجربهها نتوانند از سطح یک ابزار جانبی فراتر بروند. در واقع، کاربر ایرانی همچنان مصرفکننده دادهای بود که در خارج از کشور تولید و پردازش میشد، حتی اگر ظاهر کار فارسیسازی شده بود.
این وابستگی فناورانه، نهتنها مانع رشد کیفی این جستوجوگرها شد، بلکه باعث شد اعتماد عمومی نیز شکل نگیرد. کاربری که نتیجه دقیق، سریع و جامع نمیگیرد، دلیلی برای ترک موتورهای اصلی و مهاجرت به نسخههای بومینما ندارد.
ورود دولت و تولد پروژههای پرهزینه
از اواخر دهه ۱۳۸۰، دولت بهصورت مستقیم وارد میدان شد و مفهوم «جویشگر ملی» را بهعنوان یکی از پروژههای کلان حوزه فناوری اطلاعات مطرح کرد. استدلال اصلی این بود که بدون موتور جستوجوی بومی، نهضت تولید محتوا، توسعه نرمافزار داخلی و حتی حکمرانی داده به نتیجه نخواهد رسید.
پروژههایی در همین چارچوب و با حمایت وزارت ارتباطات و نهادهای وابسته تعریف و اجرا شدند. یکی از این پروژهها، که با تبلیغات گسترده افتتاح شد، طبق اعلام رسمی طی یک بازه زمانی کوتاه، حدود هفت میلیارد تومان هزینه در برداشت. رقمی که حتی در همان زمان نیز برای توسعه یک موتور جستوجوی مستقل، بسیار محدود ارزیابی میشد.
همان زمان مسئولان وقت به صراحت اعلام کردند که برای رسیدن به یک جویشگر بومی رقابتپذیر، کشور نیازمند سرمایهگذاری حدود ۱۷۰ میلیارد تومان است؛ عددی که در آن مقطع، معادل تقریبی ۵۱ میلیون دلار بود و امروز با محاسبه نرخهای فعلی ارز، به رقمی در حدود ۷.۵ همت میرسد. این مقایسه بهخوبی نشان میدهد که مقیاس سرمایهگذاری، از ابتدا با واقعیتهای جهانی فاصله داشته است.
پارسیجو؛ پروژهای میان آمار و واقعیت کاربر
در ادامه این مسیر، موتور جستوجویی معرفی شد که با همکاری دانشگاهی طراحی شده و بهعنوان نمونه اصلی جویشگر بومی معرفی میشد. اعلام ایندکس بیش از یک میلیارد صفحه و ثبت صدها هزار بازدید روزانه، در نگاه نخست تصویری امیدوارکننده ترسیم میکرد و حتی از حضور فعال کاربران در شبکه ملی اطلاعات سخن گفته میشد.
مشکل اصلی این پروژه اما در عمل، عدم بهروزرسانی مستمر و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای واقعی کاربران بود. تجربه کاربری، سرعت جستوجو، دقت نتایج و پوشش محتوایی، فاصله معناداری با استانداردهای جهانی داشت و همین مساله، استفاده از آن را به شرایط خاص و محدود تقلیل داد.
قطعی اینترنت بینالملل در سال ۱۳۹۸، آزمونی جدی برای این جستوجوگرها بود. افزایش ناگهانی چندصدبرابری کاربران، بهجای اثبات آمادگی، ضعف زیرساخت، ناتوانی در مقیاسپذیری و نبود طراحی مبتنی بر فشار واقعی کاربر را آشکار کرد.
پروژههای پژوهشی و نوآوریهای بیسرانجام
نمونههایی با برچسب «پژوهشی» نیز در کنار پروژههای اجرایی معرفی شدند، از جمله موتورهای جستوجوی تخصصی که بر جستوجوی تصویری و محتوایی مبتنی بودند. این پروژهها از منظر علمی و دانشگاهی، گامی رو به جلو محسوب میشدند و نشان میدادند که دانش فنی اولیه در کشور وجود دارد. با این حال، فاصله میان نمونه پژوهشی و محصول قابل استفاده عمومی، فاصلهای عمیق است. نبود سرمایهگذاری تکمیلی، فقدان برنامه تجاریسازی و مشخص نبودن متولی توسعه، باعث شد این پروژهها نیز در حد خبر رونمایی باقی بمانند.
در نتیجه، نوآوریهایی که میتوانستند به مزیت رقابتی تبدیل شوند، بدون آنکه وارد زندگی واقعی کاربران شوند، به آرشیو پروژههای نیمهتمام اضافه شدند؛ وضعیتی که بارها در حوزه فناوری اطلاعات کشور تکرار شده است.
نسل تازه جستوجوگرها/ تغییر نام، تداوم مساله
پس از محدودیتهای گسترده دسترسی به موتورهای جستوجوی خارجی، نمونههای تازهای از جستوجوگرهای داخلی معرفی شدند. این پروژهها، با ادبیاتی متفاوت و وعدههایی همچون هوشمندی، تمرکز بر محتوای داخلی و سرعت بالا، وارد میدان شدند و تلاش کردند خود را بهعنوان جایگزین معرفی کنند.
بررسی دقیقتر عملکرد این جستوجوگرها در بازه زمانی دی ماه 1404 که اینترنت بینالملل قطع شد و در چند روز اول نیز گوگل در دسترس نبود، نشان میدهد که مساله اصلی همچنان پابرجاست. نبود الگوریتمهای بالغ، ضعف در رتبهبندی نتایج و اتکای پنهان یا آشکار به موتورهای خارجی، باعث شده این ابزارها نتوانند تجربهای مستقل و قابل اعتماد ارائه دهند.
وقتی موتور جستوجویی که قرار است بومی باشد، در نهایت کاربر را به مسیرهای خارجی هدایت میکند و مینویسد به گوگل مراجعه کنید، مفهوم استقلال فناورانه عملاً تهی میشود. این تناقض نهتنها اعتماد کاربر را جلب نمیکند، بلکه شکستهای گذشته را در قالبی تازه بازتولید میکند.
بودجهها کجا رفتند؟ پرسشی بیپاسخ
یکی از اساسیترین پرسشها در بررسی تاریخ موتورهای جستوجوی ایرانی، سرنوشت بودجههای تخصیصیافته است. از ارقام چند میلیاردی تا وعدههای سرمایهگذاری صدها میلیارد تومانی، همگی در غیاب گزارشهای شفاف عملکرد، به اعدادی معلق در حافظه رسانهای تبدیل شدهاند.
مشخص نیست چه سهمی از این بودجهها صرف توسعه زیرساخت واقعی شده، چه میزان به نیروی انسانی متخصص اختصاص یافته و چه بخشی در فرآیندهای اداری، پژوهشی یا تبلیغاتی هزینه شده است.
شکست پروژه در چنین شرایطی نه اعلام میشود و نه اصلاح. پروژهها آرامآرام به حاشیه میروند و جای خود را به نامها و عناوین تازه میدهند؛ بیآنکه مساله اصلی، یعنی «چگونه باید یک موتور جستوجوی بومی ساخت»، پاسخ داده شود.
رویایی که نیازمند بازتعریف است
امروز پس از بیش از دو دهه تلاش، موتور جستوجوی بومی در ایران همچنان یک مساله حلنشده است. تجربهها نشان میدهد که این پروژه نه با اجبار کاربر موفق میشود، نه با بودجههای مقطعی و نه با رونماییهای رسانهای.
موتور جستوجو، پیش از آنکه پروژهای سیاسی یا نمادین باشد، محصولی رقابتی و کاربرمحور است. تا زمانی که تجربه واقعی کاربر، شفافیت هزینهها و پاسخگویی نهادی در مرکز تصمیمگیری قرار نگیرد، جستوجوی بومی همچنان در حد یک ایده پرهزینه باقی خواهد ماند؛ ایدهای که بیش از آنکه به استقلال دیجیتال نزدیک شود، پرسشهای تازهای درباره شیوه حکمرانی فناوری در کشور ایجاد کرده است.
انتهای پیام/


