آن سوی اختلافهای روسیه و اوکراین درباره دونباس چیست؟/ ارزیابی مواضع تاریخی در دونباس و ساختار «هیئت صلح» ترامپ
به گزارش برنا، این منطقه نه تنها قلب صنعتی و معدنخیز تاریخی اوکراین است، دسترسی به دریای آزوف و کریدور زمینی حیاتی به شبهجزیره کریمه را کنترل میکند. الحاق کریمه توسط روسیه در ۲۰۱۴، همزمان با شعلهور شدن درگیریهای مسلحانه در دونباس، نقطه عطفی در این منازعه بود.
موضع روسیه: از الحاق پنهان تا ادعای آشکار
پایهگذاری (۲۰۱۴-۲۰۲۲): پس از الحاق کریمه، روسیه با حمایت لجستیکی، نظامی و مالی از شبهنظامیان جداییطلب در دونباس، دو «جمهوری خلق» خودخوانده در دونتسک و لوهانسک ایجاد کرد. موضع رسمی مسکو در این مدت، انکار درگیری مستقیم و تاکید بر «جنگ داخلی» در اوکراین بود. توافقنامههای مینسک (۲۰۱۴ و ۲۰۱۵) که تحت نظر سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) امضا شدند، چارچوبی برای آتشبس و اعطای «وضعیت خاص» به این مناطق در چارچوب حاکمیت اوکراین فراهم کردند، اما هرگز به طور کامل اجرا نشدند. روسیه این توافقنامهها را سندی مبنی بر لزوم خودمختاری گسترده دونباس و وتوی سیاستهای کییف تفسیر میکرد.
تغییر پارادایم (از ۲۰۲۲ به بعد): با آغاز تهاجم تمامعامل در فوریه ۲۰۲۲، موضع روسیه به طور رادیکالی تشدید شد. مسکو نه تنها استقلال دو منطقه خودخوانده را به رسمیت شناخت، بلکه در سپتامبر ۲۰۲۲، پس از برگزاری همهپرسیهای غیرقانون بینالمللی، آنها را به طور رسمی ضمیمه خاک فدراسیون روسیه کرد. امروز، موضع رسمی کرملین – همانطور که در مذاکرات اخیر ابوظبی تکرار شد – این است که این مناطق بخشی غیرقابل تفکیک از روسیه هستند و هرگونه بحث درباره حاکمیت اوکراین بر آنها بسته است. خواسته فعلی روسیه، تسلیم کامل باقیمانده مناطق تحت کنترل اوکراین در دونتسک (حدود ۲۰٪) است.
موضع اوکراین: از انعطاف برای صلح تا صیانت از تمامیت ارضی
دوره مذاکره (تا ۲۰۲۲): اوکراین، تحت فشار بینالمللی، با وجود تردیدهای گسترده داخلی، در چارچوب توافقنامههای مینسک مشارکت کرد. کییف حاضر به اعطای «وضعیت خاص» و خودمختاری محلی به مناطق خاصی در دونباس در ازای بازگشت کامل کنترل مرزی و حاکمیتی شد، اما همواره بر این نکته تاکید داشت که این موضوع نباید حق حاکمیت اوکراین برای تعیین مسیر اروپایی-اطلسیتی خود را نقض کند.
تحول پس از تهاجم: تهاجم ۲۰۲۲، هرگونه تمایل به مصالحه سرزمینی را در جامعه اوکراین تقریباً از بین برد. امروز، موضع اوکراین قاطع و روشن است: برقراری حاکمیت کامل اوکراین بر تمام قلمروی بینالمللی شناخته شده خود، از جمله تمام دونباس و کریمه. هرگونه مذاکره درباره «وضعیت» این مناطق مردود است. زلنسکی با «فرمول صلح ۱۰ مادهای» خود، که خروج کامل نیروهای روسیه پیششرط هر گفتوگویی است، این موضع را در سطح بینالمللی تثبیت کرده است. بنابراین، شکاف بین دو طرف نه بر سر درجه خودمختاری، که بر سر وجود یا عدم وجود حاکمیت اوکراین بر این سرزمینها است.
بررسی ساختار، اهداف و انتقادات وارد بر «هیئت صلح» ترامپ
با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، یک نهاد جدید با عنوان «هیئت صلح» (Board of Peace) به عنوان بخشی از ابتکار عمل دیپلماتیک شخصی او مطرح شد.
ترکیب و رهبری: این هیئت قرار است توسط شخص ترامپ رهبری شود و متشکل از رهبران جهانی و شخصیتهای برجسته برای «حل مناقشات جهانی» باشد. دعوت اخیر از ولادیمیر پوتین برای پیوستن به این هیئت – که واکنشهای تند کییف و متحدان اروپایی را در پی داشت – نشاندهنده رویکرد غیرمتعارف و مستقل ترامپ از نهادهای سنتی دیپلماسی چندجانبه است.
دامنه مأموریت: بر اساس اظهارات مشاوران ترامپ، مأموریت این هیئت فراتر از اوکراین است و شامل نظارت بر حکمرانی و بازسازی غزه نیز میشود. این نشان میدهد که ترامپ قصد دارد از این نهاد به عنوان ابزاری برای پیشبرد اولویتهای سیاست خارجی خود در قالب یک پلتفرم شخصیمحور و خارج از چارچوبهای سازمان ملل یا ناتو استفاده کند.
اهداف عملیاتی در اوکراین: به نظر میرسد هدف اصلی این هیئت در خصوص اوکراین، ایجاد یک کانال موازی دیپلماسی مستقیم بین واشنگتن و مسکو است که بتواند بر مذاکرات فنی تأثیر بگذارد. تمرکز بر انعقاد «معامله» (Deal) – اصطلاحی مورد علاقه ترامپ – با محوریت متغیرهای اقتصادی و امنیتی، حتی به بهای نادیده گرفتن برخی ملاحظات امنیتی اروپا یا تمامیت ارضی اوکراین، از ویژگیهای این رویکرد است.
انتقادات و نگرانیهای جدی
انتقادات وارد بر «هیئت صلح» ترامپ، ریشهدار است. نخست، نگرانی جدی در مورد تضعیف وحدت غرب وجود دارد. تحلیلگران و مقامات اروپایی بر این باورند که ایجاد کانال موازی دیپلماسی شخصی که نهادهای بینالمللی تثبیتشده مانند گروه تماس دفاعی اوکراین را دور میزند، تنها به ایجاد تفرقه در صفوف متحدان غربی میانجامد و به روسیه این فرصت را میدهد تا با استفاده از تاکتیک «تفرقه بینداز و حکومت کن»، مواضع خود را تقویت کند.
دوم، این اقدام به عنوان نادیده گرفتن حق حاکمیت و کرامت اوکراین تفسیر میشود. دعوت از ولادیمیر پوتین، رهبر کشوری که تحت تعقیب دیوان بینالمللی کیفری به اتهام جنایت جنگی است، برای عضویت در یک هیئت به اصطلاح صلح، از دیدگاه کییف و متحدانش عملی توهینآمیز و انحرافی است که قربانی اصلی تجاوز را به حاشیه میراند و مشروعیتی نابهجا به طرف مهاجم میبخشد.
سوم، ساختار این هیئت با مشکل فقدان شفافیت و پاسخگویی مواجه است. این نهاد فاقد یک چارچوب قانونی مشخص، سازوکارهای شفاف برای تصمیمگیری یا الزام به گزارشدهی به نهادهای نظارتی مانند کنگره آمریکاست. در نتیجه، عملاً به تصمیمات شخصی دونالد ترامپ و حلقه نزدیک مشاورانش وابسته خواهد بود که این امر، خطر خودرأیی و عدم نظارت دموکراتیک را به همراه دارد.
عمیقترین نگرانی، اولویت دادن به «انعقاد معامله» بر تحقق عدالت و صلح پایدار است. بیم آن میرود که این هیئت برای دستیابی به یک موفقیت دیپلماتیک سریع و نمایشی تحت فشار باشد. چنین رویکردی ممکن است منجر به امضای توافقی شود که صرفاً آتشبس موقتی را رقم بزند، اما در عوض، واقعیتهای تحمیلی روسیه بر زمین را به رسمیت بشناسد و خواست مشروع اوکراین برای بازپسگیری تمامیت ارضی خود یا پیگیری عدالت برای جنایتهای جنگی را قربانی کند. این امر نه تنها ظلم به قربانیان جنگ است، بلکه زمینه را برای بیثباتی آتی فراهم میسازد.
بعد از این چه میشود؟
مواضع تاریخی در دونباس از یک اختلاف بر سر درجه خودمختاری به یک تقابل آشتیناپذیر بر سر حاکمیت تبدیل شده است. از سوی دیگر، ظهور «هیئت صلح» ترامپ به عنوان یک بازیگر جدید، نشاندهنده تحول خطرناک در پویای مذاکرات است: حرکت از یک فرآیند دیپلماتیک مبتنی بر اصول و وحدت متحدان، به سمت دیپلماسی شخصیمحور و معاملهگرایانه که میتواند ثبات استراتژیک اروپا را به مخاطره بیندازد.
چشمانداز محتمل، ادامه بنبست است. اوکراین به دلایل اخلاقی، سیاسی و امنیتی قادر به پذیرش از دست دادن دائمی دونباس نیست. روسیه نیز به دلایل ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک و حفظ وجهه داخلی، نمیتواند آنچه را که اکنون «سرزمین مادری» میخواند، تخلیه کند. در این میانه، «هیئت صلح» ترامپ، در بهترین حالت میتواند به یک کانال ارتباطی غیررسمی برای مدیریت بحران تبدیل شود، اما بدون یک تغییر بنیادین در مواضع سرزمینی طرفین یا ایجاد یک فشار بینالمللی هماهنگ، احتمال دستیابی به صلحی پایدار که مورد پذیرش مردم اوکراین باشد، بسیار اندک به نظر میرسد.
انتهای پیام/


