شورای شهر؛ پارلمان محلی یا نهاد کماثر
دکتر یزدانیان روز 24 دی 1404 همزمان با نامنویسی داوطلبان شوراهای اسلامی شهر در خبرگزاری برنا سمنان نوشت: شوراهای اسلامی شهر و روستا بر اساس قانون اساسی و قوانین مدیریت شهری بهعنوان «پارلمانهای محلی» طراحی شدهاند تا با بهرهگیری از ظرفیت مشارکت مردم، تصمیمگیری در امور اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی و رفاهی را از سطح دولت مرکزی به سطح محلات شهری و روستایی منتقل کنند. فلسفه شکلگیری شوراها، انتقال بخشی از قدرت و مسئولیت مدیریت امور عمومی به سطح محلی و ایجاد سازوکاری برای پیشبرد برنامههای توسعه با مشارکت مستقیم شهروندان است؛ امری که در بسیاری از کشورها موجب افزایش کارآمدی، کاهش تبعیض و ارتقای پاسخگویی شده است.
با این حال، تجربه بیش از دو دهه فعالیت شوراها در ایران نشان میدهد که این نهادها هنوز فاصله زیادی با اهداف قانونگذار دارند. نخستین مشکل برداشت نادرست از ماهیت شورا است. شورا «شورای شهرداری» نیست؛ بلکه نهادی مستقل است که باید بر تمام ابعاد حکمرانی شهری - از حملونقل و مدیریت بحران تا سیاستگذاری فرهنگی و نظارت بر توزیع عادلانه خدمات - مسلط باشد. متأسفانه محدود شدن شورا به نقش صرفاً نظارتی یا حضور نمادین در کنار شهرداری، باعث کاهش جایگاه واقعی آن شده و کارکردهای راهبردی شورا را به حاشیه رانده است.
چالش دیگر، ساختار چندپاره و ناکارآمد مدیریت شهری است. شوراها اغلب بدون هماهنگی با دستگاههای اجرایی مانند فرمانداری، اداره برق، آب و فاضلاب، بهداشت، محیطزیست، میراث فرهنگی و حتی پلیس راهور عمل میکنند. این پراکندگی و نبود مدیریت واحد، موجب شده است که بسیاری از برنامهها یا بهطور ناقص اجرا شوند یا به کلی متوقف بمانند. به عبارت دیگر، شوراها گاهی ناظر تصمیماتی هستند که در حوزه اختیاراتشان است، اما در عمل توسط نهادهای دیگر گرفته میشود و امکان تأثیرگذاری واقعی از آنها سلب میشود.
افزون بر این، ضعف تخصص و آموزش اعضای شورا نیز یکی دیگر از عوامل تضعیف شوراهاست. مدیریت شهری یک فرایند پیچیده چندرشتهای است و نیازمند دانش اقتصاد، جامعهشناسی، حقوق، حملونقل، محیطزیست و مدیریت بحران است. در بسیاری از دورهها، انتخاب اعضا بر اساس شناختهای محلی و سیاسی بوده تا توانمندی تخصصی، و این امر باعث شده شوراها نتوانند سیاستهای بلندمدت و پایدار را طراحی و اجرا کنند. فشارهای سیاسی و اجتماعی محلی، مشغلههای روزمره و برخوردهای جناحی نیز باعث میشود شوراها کمتر فرصتی برای برنامهریزی استراتژیک و نظارت واقعی داشته باشند.
متأسفانه امروزه، در بسیاری از شهرها بهویژه شهرهای کوچک، نقش شوراها بیش از آنکه اجتماعی و توسعهای باشد، محدود به شرکت در مراسماتی شده است که ماهیتی اجتماعی و توسعهای ندارند و عمدتاً با هدف کسب رأی و جلب نظر مردم انجام میشود. با نزدیک شدن انتخابات، این روند پررنگتر شده و شوراها به جای تمرکز بر وظایف راهبردی و نظارتی خود، بیشتر به فعالیتهای ظاهری و نمادین میپردازند؛ امری که نه تنها جایگاه واقعی شورا را کاهش میدهد، بلکه اعتماد عمومی را نیز تهدید میکند.
با وجود همه این محدودیتها، شوراها هنوز ظرفیت بالقوه مهمی برای توسعه محلی و عدالت شهری هستند. اگر اصلاحات ساختاری و نهادی بهصورت جدی اجرا شود—شامل شفافسازی رابطه شورا و شهرداری، تقویت جایگاه حقوقی شورا، ایجاد نظام هماهنگی میان نهادهای شهری، آموزش و حرفهایسازی اعضا و بهرهگیری از فناوری و دادههای شهری—میتوان امید داشت که شوراها به بازیگران مؤثر توسعه پایدار تبدیل شوند.
با توجه به نزدیک بودن انتخابات شوراهای شهر و روستا، اکنون بیش از هر زمان دیگری، انتخاب افراد توانمند، دارای رزومه قابل قبول و با انگیزه واقعی برای خدمت عمومی اهمیت دارد. مردم باید به جوانان شایسته اعتماد کنند و افراد اصلح را انتخاب نمایند تا نه تنها ضعفهای گذشته جبران شود، بلکه شوراها بتوانند نقش واقعی خود در هدایت توسعه شهری، ارتقای کیفیت زندگی و کاهش نابرابریها را ایفا کنند.
آینده مدیریت شهری، آیندهای محلی و مشارکتی است. شهرها با چالشهایی همچون تغییرات اقلیمی، بحران آب، حملونقل پرهزینه، افزایش نابرابری و رشد سکونتگاههای غیررسمی روبهرو هستند. هیچیک از این مسائل با سازوکارهای متمرکز قابل حل نیست. شوراهای شهر اگر از حاشیه به متن مدیریت شهری بازگردند و بر وظایف واقعی خود متمرکز شوند، میتوانند مغز متفکر برنامهریزی محلی باشند و مسیر توسعه متوازن، عدالت شهری و رفاه اجتماعی را هموار کنند.



