توهم بیطرفی؛ هوش مصنوعی به مثابه منبع خبر
بررسی مرکز «اخبار، فناوری و نوآوری» (CNTI) که توسط لابراتوار نیمن منتشر شده، پارادوکس جالبی را در رفتار خبری کاربران فناوریهای نوین آشکار ساخته است. بر اساس این مطالعه که در دو بازار بزرگ ایالات متحده و هند انجام شده، کاربران رباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی و جیمینی، اغلب این ابزارها را به عنوان منابعی «بیطرف» و «به اندازه کافی خوب» برای دریافت اطلاعات توصیف میکنند، حتی با وجود آگاهی کامل از اینکه این سیستمها ممکن است اطلاعات نادرست یا تاریخ گذشته ارائه دهند. این نگرش، در تقابل مستقیم با بدبینی فزاینده نسبت به رسانههای سنتی قرار دارد؛ جایی که یک اشتباه واحد میتواند به از دست دادن قابل توجه اعتماد بینجامد. کلید درک این تناقض را میتوان در مفهومی یافت که خود کاربران از آن به «قاعده ۸۰/۲۰» یاد میکنند: آنها معتقدند این رباتها با صرف تنها ۲۰ درصد از تلاشی که برای جستجوی سنتی نیاز است، حدود ۸۰ درصد از اطلاعات مورد نیاز را فراهم میآورند. این کارایی ظاهری، هزینه روانی مواجهه با خطاهای احتمالی را نزد کاربران توجیه میکند.
«جی بارکاس-لیشتناشتاین»، مدیر تحقیقات مرکز CNTI، توضیح میدهد که انتظار کاربران از این ابزارها «کمال» نیست، بلکه «کارایی و سرعت» است. آنها هوش مصنوعی را بیشتر شبیه یک «دستیار سریع و همهفنحریف» میبینند تا یک دایرهالمعارف بینقص. نکته جالب توجه، «روانشناسی بخشش» است که کاربران در قبال خطاهای ماشین از خود نشان میدهند، در حالی که همان خطا اگر از سوی یک روزنامه یا شبکه خبری سر بزند، به عنوان نشانهای از «سوءنیت یا بیکفایتی» تفسیر میشود. این احتمالاً به این دلیل است که کاربران، هوش مصنوعی را فاقد «قصد و نیت» یا «تعصب سازمانی» میدانند؛ گمان میکنند پاسخهای آن صرفاً حاصل پردازش دادههای خام است، غافل از اینکه مجموعه دادههای آموزشی و الگوریتمهای خود این مدلها نیز میتوانند حاوی سوگیریهای پنهان باشند.
کاربری این ابزارها نیز در دو کشور مورد مطالعه، تفاوتهای معناداری نشان میدهد. در ایالات متحده، استفاده بیشتر معطوف به «اطلاعات کاربردی و راهنمای عمل» است. برای مثال، کاربران میپرسند: «اگر نیروهای پلیس با مأموریت ویژه به محله ما بیایند، حقوق من چیست؟» یا «در صورت تعطیلی دولت فدرال، چگونه میتوانم وام دانشجویی خود را دریافت کنم؟». این یعنی هوش مصنوعی نقش یک «مشاور حقوقی یا اداری فوری» را ایفا میکند. در مقابل، در هند، کاربران تمایل بیشتری به درخواست «پیشبینیهای مستقیم و مشخص» نشان میدهند، مانند پیشبینی قیمت بیتکوین، تحلیل طالعبینی یا پیشنهاد سهام برای خرید. جالب آنکه برخی از این کاربران حتی پس از متحمل شدن ضرر مالی بر اساس توصیههای قبلی هوش مصنوعی، باز هم به مشورت با آن ادامه میدهند.
از قدرتمندترین جذابیتهای این رباتها، «توهم بیطرفی» و ارائه «تعامل مکالمهای» است. کاربران احساس میکنند با موجودی بیطرف و فاقد گرایش سیاسی یا ایدئولوژیک خاص روبهرو هستند. همچنین، قابلیت «توبیخ»، «درخواست اصلاح» یا «توضیح بیشتر» از پاسخ، به آنها حس «کنترل و مشارکت» در فرآیند تولید اطلاعات میدهد. این احساس قدرت در محیط آشفته اطلاعاتی امروز، بسیار ارزشمند است. مطالعه نشان میدهد صرف وجود «هایپرلینک» در انتهای پاسخ ربات — حتی اگر کاربر هرگز روی آن کلیک نکند — به عنوان «گواهی اعتبار» کفایت میکند.
آمار موسسه رویترز برای مطالعه روزنامهنگاری (RISJ) گستردگی این پدیده را تأیید میکند: ۷ درصد از آمریکاییها و ۲۰ درصد از هندیها از این رباتها برای اخبار به صورت هفتگی استفاده میکنند. این مطالعه نتیجه میگیرد که رباتهای چت، آنچه را که در «دقت مطلق» کم میآورند، با ارائه «حس کنترل، راحتی و دسترسی بیدرنگ» جبران میکنند. آنها به سرعت در حال تبدیل شدن به رقیبی سرسخت نه تنها برای موتورهای جستجوی سنتی، بلکه برای خود «مفهوم بازدید از وبسایت خبری» هستند. این روند، سوالات بنیادینی درباره آینده سواد رسانهای، مسئولیتپذیری در قبال اطلاعات و نقش مؤسسات خبری در عصر هوش مصنوعی مطرح میسازد.
انتهای پیام/


